صفحه اقتصاد گزارش می دهد:

یارانه انرژی در ایران؛ سیاست حمایتی یا بار اقتصادی بی‌پایان؟

ایران طی ۱۴ سال گذشته بیش از ۱.۴ تریلیون دلار یارانه انرژی اختصاص داده و این رقم، نه تنها یکی از بالاترین سطوح جهان، بلکه به نمادی از ناکارآمدی اقتصادی و نابرابری اجتماعی تبدیل شده است. یارانه‌ای که قرار بود سپری برای معیشت مردم باشد، امروز به یکی از پرهزینه‌ترین تصمیمات اقتصادی و سیاسی تاریخ ایران بدل شده است.

یارانه انرژی در ایران؛ سیاست حمایتی یا بار اقتصادی بی‌پایان؟
صفحه اقتصاد -

یارانه انرژی در ایران، همواره به‌عنوان ابزاری حمایتی برای مردم مطرح شده است، اما آمارها و ارقام نشان می‌دهد این سیاست طی سال‌ها نه تنها اهداف اولیه خود را محقق نکرده، بلکه به یک تعهد مالی مزمن و ساختاری تبدیل شده که منابع عظیمی از اقتصاد کشور را بلعیده و نابرابری‌های اجتماعی را عمیق‌تر کرده است. از سال ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۳، ایران بیش از یک‌تریلیون و ۴۲۱ میلیارد دلار یارانه انرژی پرداخت کرده است؛ رقمی که معادل بیش از سه‌و نیم برابر بودجه نظامی سالانه آمریکا و بیش از هفت برابر ثروت ثروتمندترین فرد جهان است. این پول، به جای سرمایه‌گذاری در توسعه زیرساخت‌ها، به تثبیت مصنوعی قیمت انرژی، مصرف غیرکارا و رانت‌های گسترده اختصاص یافته است.

یارانه انرژی؛ از سیاست حمایتی تا بدهی مزمن

یارانه انرژی در ایران؛ سیاست حمایتی یا بار اقتصادی بی‌پایان؟

اگر یارانه انرژی را صرفاً به‌عنوان یک ردیف تکراری در بودجه سالانه ببینیم، عمق مشکل پنهان می‌ماند. کنار هم گذاشتن اعداد نشان می‌دهد که این سیاست حمایتی، در طول زمان، به یکی از پرهزینه‌ترین تصمیمات اقتصادی کشور تبدیل شده است. در سال ۱۳۹۰، یارانه انرژی ایران حدود ۹۴ میلیارد دلار بود و با اوج‌گیری در سال‌های ۱۳۹۱ و ۱۳۹۲ از مرز ۱۲۳ میلیارد دلار عبور کرد. پس از کاهش نسبی در میانه دهه ۹۰، از سال ۱۳۹۶ به بعد روند صعودی یارانه‌ها دوباره آغاز شد و در سال ۱۴۰۱ به رکورد بی‌سابقه ۱۴۴ میلیارد دلار رسید. حتی در سال ۱۴۰۳، با وجود محدودیت‌های مالی، این رقم همچنان در سطح بسیار بالای ۱۱۱ میلیارد دلار باقی ماند.

این ارقام تنها نمایانگر بزرگی هزینه‌ها نیستند، بلکه مفهوم «هزینه فرصت» را آشکار می‌کنند. هر دلاری که صرف یارانه انرژی شده، می‌توانست صرف توسعه زیرساخت‌ها، بهبود نظام رفاه اجتماعی یا کاهش نابرابری شود. در واقع، اقتصاد ایران طی این سال‌ها منابع عظیمی را به مصرف داخلی انرژی اختصاص داده که بازدهی اقتصادی پایینی داشته و بخش عمده آن نیز در مصرف غیرکارا و رانت هدر رفته است.

یکی از نشانه‌های آشکار ناکارآمدی، سهم سرانه هر ایرانی از یارانه انرژی است. با تقسیم مجموع یارانه ۱۴ ساله بر جمعیت ۸۵ میلیون نفری، سهم هر نفر حدود ۱۶ هزار و ۷۰۰ دلار می‌شود، رقمی که معادل بیش از یک میلیارد تومان برای هر ایرانی است. اما این سرانه نه‌تنها به‌طور برابر توزیع نشده، بلکه بیشترین بهره را پرمصرف‌ترین و برخوردارترین گروه‌ها برده‌اند. این توزیع نابرابر نشان می‌دهد یارانه انرژی به جای ابزار عدالت اجتماعی، بازتوزیع معکوس درآمد و تولید نابرابری در لایه‌های پنهان اقتصاد بوده است.

 تورم، نقاب یارانه و فشار بر اقتصاد

یارانه انرژی در ایران؛ سیاست حمایتی یا بار اقتصادی بی‌پایان؟

اگر یارانه انرژی را صرفاً بر اساس ارقام اسمی ریالی بررسی کنیم، تصویری فریبنده شکل می‌گیرد. بررسی اعداد اسمی نشان می‌دهد یارانه از ۹۹۱ هزار میلیارد ریال در سال ۱۳۹۰ به بیش از ۵۶ هزار میلیارد ریال در سال ۱۴۰۳ رسیده است، رشدی که در نگاه اول از انفجار هزینه‌ها حکایت دارد. اما زمانی که ارقام با قیمت‌های ثابت سال ۱۴۰۰ تعدیل می‌شوند، واقعیت متفاوتی نمایان می‌شود؛ یارانه حقیقی انرژی در سال ۱۳۹۰ حدود ۸۱۹۴ هزار میلیارد ریال بوده و در سال ۱۳۹۹ به حدود ۲۴۶۰۰ هزار میلیارد ریال رسیده است. نقطه اوج این روند در سال ۱۴۰۰ ثبت شد؛ جایی که یارانه حقیقی و اسمی به یک عدد یعنی ۲۹۳۰۰ هزار میلیارد ریال رسید.

پس از آن، اگرچه یارانه اسمی همچنان افزایش یافت، یارانه حقیقی روند نزولی به خود گرفت و در سال ۱۴۰۳ به حدود ۲۰۸۰۰ هزار میلیارد ریال کاهش یافت. این واگرایی میان اسمی و حقیقی نشان می‌دهد کاهش ظاهری فشار واقعی، نه حاصل اصلاح سیاستی، بلکه نتیجه فرسایش پول ملی و تورم مزمن است. دولت‌ها با این سازوکار پنهان، بخش از بار یارانه را از جیب مصرف‌کنندگان منتقل کرده‌اند، بدون آنکه اصلاح واقعی در ساختار یارانه‌ای اعمال شود.

تورم به‌نوعی نقابی است که بار واقعی یارانه‌ها را پنهان می‌کند. در چنین شرایطی، دولت‌ها می‌توانند بدون هزینه سیاسی، یارانه‌ها را تمدید کنند و مردم تنها شاهد کاهش قدرت خرید خود باشند، در حالی که اصلاح ساختاری لازم صورت نمی‌گیرد. یارانه انرژی به ابزاری برای مدیریت نارضایتی و حفظ حداقلی رضایت اجتماعی تبدیل شده است، نه یک سیاست اقتصادی هدفمند و کارآمد.

یارانه کالابرگی و بازتوزیع معکوس درآمد

یارانه انرژی در ایران؛ سیاست حمایتی یا بار اقتصادی بی‌پایان؟

در روزهای اخیر، دولت به شهروندان ایرانی نفری یک میلیون تومان به‌صورت کالابرگ اختصاص داده است؛ مبلغی که به ازای هر نفر حدود ۵/۷ دلار ارزش دارد. این اقدام به‌جای یارانه نقدی، تنها امکان خرید اقلام مشخص از فروشگاه‌های تعیین‌شده را فراهم می‌کند و آزادی مصرف را محدود کرده است. مقایسه این سیاست با پرداخت نقدی یارانه در سال ۱۳۸۹ نشان می‌دهد که قدرت خرید واقعی ایرانیان در طول ۱۵ سال به‌شدت کاهش یافته و پول یارانه از ابزاری برای توسعه و سرمایه‌گذاری، به وسیله‌ای برای تأمین چند وعده غذای ضروری تبدیل شده است.

در آن زمان، یارانه نقدی ۴۵ هزار تومانی معادل ۴۲ دلار قدرت خرید داشت و شهروندان اختیار کامل داشتند که چگونه از آن استفاده کنند. اکنون اما دولت قیمت و کیفیت کالای قابل خرید را تعیین کرده و سقف زندگی شهروندان را محدود کرده است. این تغییر، نه‌تنها نشان‌دهنده کوچک شدن توان اقتصادی مردم است، بلکه بازتابی از ناکارآمدی سیاست‌های انرژی و رفاهی است که طی سال‌ها شکل گرفته‌اند.

یارانه کالابرگی، با محدود کردن مصرف و تمرکز منابع بر کالاهای مشخص، بازتوزیع معکوس درآمد را تشدید می‌کند؛ به طوری که خانوارهای پردرآمد و پرمصرف بخش اعظم یارانه را دریافت می‌کنند، در حالی که خانوارهای کم‌درآمد تنها سهم اندکی از منابع عمومی می‌برند. این روند، یارانه را از ابزار عدالت اجتماعی به نمادی از ناکارآمدی و بی‌عدالتی تبدیل کرده است.

 ایران در صدر مصرف جهانی یارانه انرژی

یارانه انرژی در ایران؛ سیاست حمایتی یا بار اقتصادی بی‌پایان؟

در مقیاس جهانی، ایران با اختصاص بیش از ۱/۲۶ درصد از GDP خود به یارانه انرژی، در صدر کشورهایی قرار دارد که سهم بالایی از تولید ناخالص داخلی خود را صرف این سیاست می‌کنند. برای مقایسه، ونزوئلا ۴/۱۳ درصد، الجزایر ۹ درصد و عربستان سعودی تنها ۴/۴ درصد GDP خود را به یارانه انرژی اختصاص می‌دهند. حتی کشورهای بزرگ و پرجمعیت مانند هند و چین، کمتر از ۳ درصد GDP خود را صرف یارانه انرژی می‌کنند.

سهم ایران از یارانه جهانی انرژی نیز طی سال‌های اخیر شگفت‌آور است. در سال ۲۰۱۷ حدود ۹ درصد یارانه جهانی، در سال ۲۰۱۹ بیش از ۳۵ درصد و در سال ۲۰۲۴ حدود ۱۷ درصد از کل یارانه جهانی در ایران مصرف شده است. این آمار نشان می‌دهد ایران با اقتصادی متوسط، سهمی نامتعارف و نگران‌کننده از یارانه انرژی جهان دارد و این روند بدون اصلاحات ساختاری و شفافیت در سیاست‌گذاری ادامه یافته است.

فاصله عمیق میان قیمت‌های داخلی و جهانی انرژی، تشویق به مصرف غیرکارا و قاچاق انرژی، و تداوم سیاست تثبیت قیمت‌ها، یارانه انرژی را به یک تعهد مزمن و سنگین تبدیل کرده است. این سیاست نه تنها به بهبود رفاه عمومی منجر نمی‌شود، بلکه ناکارآمدی نهادی را بازتولید می‌کند و اصلاح اقتصادی را دشوار می‌سازد.

ایران طی ۱۴ سال گذشته تجربه‌ای از یارانه انرژی ارائه کرده که در مقیاس جهانی نمونه‌ای منحصر به فرد است. سیاستی که ابتدا قرار بود سپر معیشت باشد، اکنون به بار سنگینی بر دوش اقتصاد کشور بدل شده است؛ بار مالی و سیاسی که بدون اصلاحات بنیادی، همواره بزرگ‌تر می‌شود و آینده اقتصاد ایران را گروگان گرفته است. تجربه ایران نشان می‌دهد که یارانه انرژی بدون هدفمندی، بدون اصلاح ساختارها و بدون شفافیت در توزیع، نه تنها به رفاه اجتماعی نمی‌انجامد، بلکه نابرابری و ناکارآمدی را تثبیت و تعمیق می‌کند.

 

پیشنهاد سردبیر

آیا این خبر مفید بود؟

نتیجه بر اساس رای موافق و رای مخالف

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :

نظر شما

اخبار ویژه