لوگو
کد خبر: ۳۵۱۸۴۳

هرمز باز است، اما عبور دیگر ارزان نیست؛ اقتصاد جهانی هزینه جنگ را می‌پردازد

تغییر الگوی تردد نفتکش‌ها در اطراف تنگه هرمز، از خاموش شدن سامانه‌های AIS و حرکت در مسیرهای کمتر قابل ردیابی تا افزایش انتقال کشتی‌به‌کشتی، نشان می‌دهد هزینه و ریسک عبور از این آبراه راهبردی به‌طور محسوسی افزایش یافته است؛ وضعیتی که اگرچه جریان نفت را به‌طور کامل متوقف نکرده، اما با افزایش هزینه بیمه، کرایه حمل، سوخت و زمان انتقال، فشار تازه‌ای بر بازار انرژی و زنجیره تأمین جهانی وارد کرده است.

صفحه اقتصاد را در گوگل دنبال کنید
هرمز باز است، اما عبور دیگر ارزان نیست؛ اقتصاد جهانی هزینه جنگ را می‌پردازد

صفحه اقتصاد - داده‌های جدید کشتیرانی نشان می‌دهد بخشی از نفت همچنان از هرمز عبور می‌کند، اما با سازوکارهایی پرهزینه‌تر و پیچیده‌تر از گذشته.

تنگه هرمز همچنان باز است، نفت همچنان از آن عبور می‌کند و صادرات منطقه به بازارهای جهانی به‌طور کامل متوقف نشده است؛ اما آنچه تغییر کرده، هزینه، ریسک و شیوه عبور است.

گزارش‌های جدید کشتیرانی نشان می‌دهد تردد قابل مشاهده کشتی‌های تجاری در هرمز به‌شدت کاهش یافته است. بر اساس داده‌های مورد استناد رویترز، طی آخر هفته تنها ۱۷ کشتی کالایی از تنگه عبور کردند؛ این رقم هفته قبل ۳۷ فروند بود و با میانگین پیش از جنگ، یعنی حدود ۱۲۵ کشتی در روز، فاصله زیادی دارد. البته این آمار به دلیل خاموش شدن سامانه‌های AIS لزوماً تصویر کاملی از تردد واقعی ارائه نمی‌کند.

در واقع، بخشی از تجارت دریایی منطقه وارد وضعیتی شده که می‌توان آن را «عبور تاریک» نامید؛ کشتی‌ها برای کاهش احتمال شناسایی یا مواجهه با خطرات امنیتی، فرستنده‌های خود را خاموش می‌کنند و برای مدتی از شبکه‌های عمومی ردیابی ناپدید می‌شوند. رویترز در روزهای اخیر از چند مورد عبور کشتی‌ها با فرستنده خاموش خبر داده است؛ از جمله نفتکش‌هایی که هنگام ورود یا خروج از هرمز از مسیرهای غیرقابل ردیابی استفاده کرده‌اند.

«ناوگان سایه» یا عبور تاریک؟

اینجا یک تفاوت مهم وجود دارد. «ناوگان سایه» در ادبیات تحریم و تجارت نفت معمولاً به شبکه‌ای از کشتی‌ها، شرکت‌ها و ساختارهای مالکیتی پیچیده اطلاق می‌شود که برای انتقال نفت تحریم‌شده، خارج از شبکه متعارف بیمه و کشتیرانی فعالیت می‌کنند. اما خاموش کردن AIS به‌تنهایی به معنای عضویت یک کشتی در ناوگان سایه نیست.

آنچه اکنون در هرمز مشاهده می‌شود، بیشتر استفاده از تاکتیک‌های مشابه ناوگان سایه برای کاهش ریسک عبور است؛ از خاموش کردن فرستنده گرفته تا تغییر مسیر و انتقال محموله از یک کشتی به کشتی دیگر.

این تغییر رفتار از آن جهت اهمیت دارد که روش‌هایی که سال‌ها عمدتاً در ارتباط با دور زدن تحریم‌ها و انتقال نفت ایران، روسیه یا ونزوئلا مورد بحث قرار می‌گرفت، اکنون در واکنش به ناامنی و افزایش ریسک نظامی در یکی از مهم‌ترین مسیرهای انرژی جهان نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد.

هرمز بسته نیست؛ اما عبور از آن گران‌تر شده است

مسئله اصلی دیگر فقط این نیست که «تنگه هرمز باز است یا بسته؟» بلکه پرسش مهم‌تر این است که عبور از هرمز با چه هزینه‌ای امکان‌پذیر است؟

گزارش رویترز نشان می‌دهد هزینه‌های عبور نفتکش‌ها از هرمز پس از افزایش تنش‌های نظامی به‌شدت بالا رفته است. حق بیمه جنگی و هزینه‌های بیمه محموله افزایش یافته و در برخی موارد مجموع هزینه‌های حمل و عبور به میلیون‌ها دلار برای هر محموله رسیده است.

هم‌زمان، کاهش تردد متعارف کشتی‌ها به معنای کاهش ظرفیت در دسترس و افزایش تقاضا برای نفتکش‌های بزرگ است. رویترز گزارش داده که در سال ۲۰۲۶ بیش از ۲۱۷ فروند نفتکش VLCC سفارش داده شده که ارزش آنها از ۲۰ میلیارد دلار فراتر رفته است؛ نرخ اجاره روزانه VLCC نیز در مقطعی از ۵۰۰ هزار دلار عبور کرده، در حالی که این رقم در فوریه حدود ۱۳۲ هزار دلار بود.

این اعداد نشان می‌دهد اختلال در هرمز صرفاً یک مسئله نظامی یا امنیتی نیست؛ بلکه مستقیماً در حال تغییر اقتصاد حمل‌ونقل نفت است.

انتقال کشتی‌به‌کشتی؛ مسیر تازه برای حفظ جریان نفت

یکی از مهم‌ترین واکنش‌های بازار، افزایش عملیات کشتی‌به‌کشتی یا STS است.

رویترز گزارش داده که در آب‌های نزدیک عمان، سازوکاری شکل گرفته که در آن نفت از کشتی‌های کوچک‌تر یا شاتل‌تانکرها به نفتکش‌های بزرگ‌تر منتقل می‌شود تا بخشی از مسیر پرریسک با تعداد کمتری از کشتی‌های بزرگ طی شود. این فرآیند اگرچه امکان ادامه صادرات را فراهم می‌کند، اما به زمان، کشتی و هزینه بیشتری نیاز دارد.

در یکی از نمونه‌های اخیر نیز نفتکش VLCC «Pinios» در نزدیکی فجیره در حال انتقال حدود ۲ میلیون بشکه نفت خام عراق به نفتکش دیگری به نام «New Constant» گزارش شده است؛ محموله‌ای که قرار است در ادامه به سمت چین حرکت کند.

بنابراین بازار به جای انتخاب میان «عبور کامل» و «توقف کامل»، در حال حرکت به سمت گزینه سومی است: عبور با واسطه، با هزینه بالاتر و با ریسک بیشتر.

فشار از هرمز به بازار نفت و سوخت

این تغییرات درشرایطی رخ می‌دهد که برنت در محدوده بیش از ۱۰۰ دلار قرار گرفته است. رویترز در ۲۰ سپتامبر قیمت برنت را حدود ۱۰۲ دلار در هر بشکه گزارش کرد؛ اگرچه بازار هم‌زمان تحت تأثیر اخبار مربوط به احتمال کاهش تنش‌ها و تحولات عرضه، نوسان داشته است.

از سوی دیگر، افزایش هزینه حمل‌ونقل فقط به نفت خام محدود نمی‌شود. سوخت دریایی، فرآورده‌های نفتی و به‌خصوص گازوئیل نیز تحت تأثیر افزایش هزینه‌های حمل و اختلال در عرضه قرار گرفته‌اند.

در آمریکا، قیمت گازوئیل به بالای ۶ دلار در هر گالن رسیده و رویترز هشدار داده که افزایش قیمت این سوخت، به دلیل نقش آن در حمل‌ونقل، کشاورزی و ساخت‌وساز، می‌تواند فشار هزینه‌ای را در بخش‌های مختلف اقتصاد ایجاد کند.

در اروپا نیز مسئله تنها قیمت نفت نیست. کاهش عرضه فرآورده‌ها و افزایش فاصله جغرافیایی میان منابع جایگزین و بازار مصرف، هزینه تأمین انرژی را بالا برده است. رویترز پیش‌بینی کرده اروپا در سه‌ماهه چهارم سال با کسری قابل توجه سوخت جت مواجه شود؛ در همین حال ذخایر فرآورده‌ها و وابستگی به واردات از مناطق دورتر، آسیب‌پذیری بازار اروپا را افزایش داده است.

اقتصاد جهانی هزینه هرمز را می‌پردازد

اهمیت این تحولات در آن است که افزایش هزینه در نقطه‌ای از زنجیره، لزوماً همان‌جا باقی نمی‌ماند.

نفتکش باید بیمه گران‌تری پرداخت کند؛

کشتی باید زمان بیشتری در مسیر باشد؛

سوخت بیشتری مصرف می‌شود؛

تعداد بیشتری کشتی برای انتقال همان حجم نفت مورد نیاز است؛

و در برخی موارد محموله باید در دریا از یک کشتی به کشتی دیگر منتقل شود.

مجموع این هزینه‌ها در نهایت می‌تواند به نرخ حمل، قیمت فرآورده‌ها و هزینه تولید منتقل شود و از آنجا بر زنجیره تأمین کالا اثر بگذارد.

به همین دلیل، مسئله هرمز را نمی‌توان صرفاً با تعداد کشتی‌هایی که متوقف شده‌اند سنجید. حتی اگر نفت همچنان از تنگه عبور کند، گران‌تر شدن عبور خود یک اختلال اقتصادی محسوب می‌شود.

«محاصره کردن محاصره» و تغییر محاسبه اقتصادی

در چنین شرایطی، راهبرد اعلام‌شده ایران با عنوان «محاصره کردن محاصره» اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. منطق این رویکرد را می‌توان نه صرفاً در توقف فیزیکی کشتی‌ها، بلکه در افزایش ریسک و هزینه عبور مشاهده کرد.

اگر یک شرکت کشتیرانی بداند عبور از یک مسیر می‌تواند با افزایش حق بیمه، خطر حمله، توقیف، تغییر مسیر یا هزینه‌های اضافی همراه شود، ممکن است بدون آنکه تنگه رسماً بسته شده باشد، رفتار خود را تغییر دهد.

در چنین وضعیتی، فشار اقتصادی الزاماً از طریق توقف کامل جریان نفت ایجاد نمی‌شود؛ افزایش هزینه عبور نیز بخشی از معادله است.

البته نسبت دادن تمام تغییرات بازار انرژی به یک عامل واحد نیز دقیق نیست. جنگ، حملات منطقه‌ای، آسیب به زیرساخت‌های انرژی، وضعیت باب‌المندب، تغییر مسیر عرضه‌کنندگان و تحولات تقاضای جهانی هم‌زمان بر قیمت‌ها و حمل‌ونقل اثر می‌گذارند. برای نمونه، حملات اخیر به زیرساخت‌های نفتی عربستان و تحولات دریای سرخ نیز بر مسیرهای جایگزین و بازار نفت تأثیر گذاشته‌اند.

هرمز باز است، اما دیگر هرمز سابق نیست

آنچه در اطراف تنگه هرمز در حال شکل‌گیری است، بیش از آنکه تصویر یک «بسته شدن کامل» باشد، تصویر تغییر ماهیت عبور است.

نفت همچنان عبور می‌کند، اما بخشی از آن در شرایطی متفاوت از گذشته جابه‌جا می‌شود: برخی کشتی‌ها AIS خود را خاموش می‌کنند، برخی مسیرهای جایگزین را انتخاب می‌کنند، عملیات کشتی‌به‌کشتی افزایش یافته و برای عبور ایمن‌تر، زمان و هزینه بیشتری صرف می‌شود. گزارش‌های رویترز نیز از ادامه صادرات نفت با وجود کاهش شدید تردد قابل مشاهده حکایت دارد.

از این منظر، تعبیر «ناوگان سایه» اگر به معنای دقیق حقوقی و فنی آن به کار رود، برای همه این کشتی‌ها قابل تعمیم نیست؛ اما رفتارهای موسوم به «عبور تاریک» و تاکتیک‌های پنهان‌سازی مسیر در حال تبدیل شدن به بخشی از واقعیت جدید حمل‌ونقل انرژی در هرمز است.

تغییری که نشان می‌دهد در بحران‌های ژئوپلیتیک، لازم نیست یک مسیر کاملاً بسته شود تا اقتصاد جهانی هزینه آن را بپردازد. گاهی کافی است عبور از آن مسیر گران‌تر، طولانی‌تر، پرریسک‌تر و پیچیده‌تر شود.

و این دقیقاً همان نقطه‌ای است که بحران امنیت دریایی هرمز، از آب‌های خلیج فارس عبور کرده و خود را در قیمت نفت، کرایه نفتکش‌ها، هزینه سوخت، حمل‌ونقل و زنجیره تأمین کالا در اقتصاد جهانی نشان می‌دهد.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید | تلگرام - اینستاگرام - بله - ایکس - یوتوب
اخبار مرتبط
ارسال نظرات
آرشیو