لوگو
کد خبر: ۳۵۱۷۱۵

جنگ‌ها به اقتصاد اروپا رسیدند؛ انرژی زیر فشار هرمز و باب‌المندب

اروپا هنوز از شوک‌های انرژی ناشی از جنگ اوکراین عبور نکرده، با بحران تازه‌ای روبه‌رو شده است؛ اختلال در تردد از تنگه هرمز، کاهش عرضه LNG خلیج فارس، افزایش قیمت فرآورده‌های نفتی و تشدید ناامنی در مسیر باب‌المندب، زنجیره‌ای از فشار را بر بازار انرژی این قاره ایجاد کرده است. در این میان، پایین بودن سطح ذخایر گاز پیش از آغاز فصل سرما، نگرانی‌ها درباره هزینه تأمین انرژی در زمستان را افزایش داده است.

صفحه اقتصاد را در گوگل دنبال کنید
جنگ‌ها به اقتصاد اروپا رسیدند؛ انرژی زیر فشار هرمز و باب‌المندب

صفحه اقتصاد - جنگ‌هایی که اروپا در آنها مستقیماً وارد نشده، حالا اثر خود را در یکی از حساس‌ترین بخش‌های اقتصاد این قاره نشان می‌دهند: انرژی.

از قیمت گازوئیل و سوخت در فرانسه گرفته تا بازار گاز و هزینه حمل‌ونقل دریایی، چند بحران ژئوپلیتیک هم‌زمان در حال انتقال فشار به اقتصاد اروپا هستند. جنگ اوکراین، اختلال در بازار انرژی خاورمیانه، کاهش تردد از تنگه هرمز و افزایش ریسک در دریای سرخ، مجموعه‌ای از شوک‌های به‌هم‌پیوسته را ایجاد کرده‌اند که در آستانه زمستان اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند.

در فرانسه، افزایش هزینه انرژی به یکی از دغدغه‌های جدی دولت تبدیل شده است. امانوئل مکرون ۱۸ سپتامبر از برگزاری نشست کشورهای گروه ۷ برای بررسی بحران انرژی خبر داد و گفت این نشست با هدف تقویت همکاری‌ها، تأمین عرضه و بررسی گزینه‌هایی مانند استفاده از ذخایر راهبردی برگزار خواهد شد.

اما فشار اصلی تنها در بازار سوخت دیده نمی‌شود؛ بازار گاز اروپا نیز در شرایط شکننده‌ای قرار گرفته است.

ذخایر گاز؛ نقطه آسیب‌پذیر اروپا

بر اساس گزارش رویترز در ۱۷ سپتامبر، ذخایر گاز اتحادیه اروپا حدود ۶۷ درصد ظرفیت مخازن بوده است؛ سطحی که برای این مقطع از سال پایین محسوب می‌شود و با هدف ۸۰ درصدی اتحادیه اروپا برای ماه دسامبر فاصله دارد. هم‌زمان، اختلال در صادرات LNG از خلیج فارس و رقابت احتمالی اروپا با خریداران آسیایی می‌تواند بازار جهانی گاز را در زمستان تحت فشار بیشتری قرار دهد.

اهمیت این موضوع از آنجا بیشتر می‌شود که اروپا پس از کاهش وابستگی به گاز روسیه، سهم بیشتری از نیاز خود را از بازار جهانی LNG تأمین می‌کند. بنابراین هر اختلال جدی در مسیرهای انتقال LNG می‌تواند مستقیماً بر هزینه تأمین انرژی اروپا اثر بگذارد.

تنگه هرمز در همین نقطه به یکی از مهم‌ترین متغیرهای بازار تبدیل شده است. داده‌های کپلر که رویترز منتشر کرده، نشان می‌دهد تردد کشتی‌های حامل کالا از هرمز به‌شدت پایین‌تر از میانگین معمول قرار گرفته است؛ در حالی که این مسیر پیش از بحران، یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های انرژی جهان بود.

در چنین شرایطی، حتی بدون قطع کامل عرضه، کاهش جریان کشتی‌ها می‌تواند هزینه بیمه، حمل‌ونقل و تأمین محموله‌ها را افزایش دهد.

هرمز؛ گلوگاه نفت و LNG

مسئله هرمز تنها نفت خام نیست. اختلال در این مسیر، بازار LNG را نیز تحت تأثیر قرار داده است. رویترز گزارش داده که در پی بحران، حدود ۳۶ میلیون تن ظرفیت عرضه LNG از بازار خارج شده و همین مسئله احتمال افزایش شدید قیمت‌ها در صورت سرمای زمستان و افزایش تقاضای آسیا را بالا برده است.

این یعنی اروپا ممکن است برای تأمین گاز مورد نیاز خود در زمستان، نه‌تنها با کمبود احتمالی عرضه بلکه با رقابت شدیدتر بر سر محموله‌های LNG مواجه شود.

پیامد چنین وضعیتی فراتر از قبض گاز خانوارهاست. افزایش قیمت گاز می‌تواند هزینه تولید برق، صنایع انرژی‌بر، کودهای شیمیایی و در نهایت تولید و حمل مواد غذایی را افزایش دهد و فشار تورمی ایجاد کند.

باب‌المندب؛ حلقه دوم فشار

در سوی دیگر، تحولات دریای سرخ و یمن نیز ریسک جدیدی را به زنجیره تأمین انرژی و کالا اضافه کرده است.

در روزهای اخیر، حوثی‌های یمن از حملات موشکی و پهپادی به اهدافی در ریاض خبر داده‌اند و هم‌زمان منابع مختلف از مشاهده آتش و دود در نزدیکی فرودگاه پایتخت عربستان خبر داده‌اند. رویترز نیز گزارش داده که حوثی‌ها مسئولیت حملات به اهدافی در ریاض را بر عهده گرفته‌اند؛ با این حال، جزئیات خسارت‌ها و همه ادعاهای مطرح‌شده همچنان نیازمند تفکیک و راستی‌آزمایی است.

اهمیت این تحولات برای بازار انرژی در موقعیت جغرافیایی یمن نهفته است. باب‌المندب یکی از مسیرهای مهم کشتیرانی میان اقیانوس هند، دریای سرخ و کانال سوئز است و هرگونه افزایش ناامنی در این منطقه می‌تواند مسیر حرکت کشتی‌ها را طولانی‌تر و هزینه بیمه و حمل‌ونقل را بیشتر کند.

رویترز گزارش داده که هم‌زمان با افزایش تنش‌ها، تردد کشتی‌های تجاری از باب‌المندب نیز با کاهش مواجه شده است.

سه گلوگاه برای یک بازار

اکنون می‌توان تصویر بحران انرژی اروپا را در سه محور دید: جنگ اوکراین و اختلال در ظرفیت پالایش و عرضه روسیه، تنگه هرمز و جریان نفت و LNG، و باب‌المندب و امنیت حمل‌ونقل دریایی.

در کنار این سه محور، یک متغیر تعیین‌کننده نیز وجود دارد: سطح ذخایر گاز اروپا در آستانه زمستان.

ترکیب این عوامل است که بحران را از یک مسئله ژئوپلیتیک به یک مسئله اقتصادی تبدیل می‌کند. حمله به تأسیسات انرژی ممکن است هزاران کیلومتر دورتر از اروپا رخ دهد، اما اثر آن می‌تواند در قیمت سوخت، هزینه حمل کالا، قبض برق و گاز و قیمت مواد غذایی در شهرهای اروپایی ظاهر شود.

بحران واقعی؛ هم‌زمانی شوک‌ها

اروپا با یک شوک منفرد مواجه نیست؛ مسئله، هم‌زمانی چند شوک است.

بازار انرژی تاکنون بخشی از فشار را از طریق تغییر مسیر کشتی‌ها، استفاده از ذخایر، جایگزینی عرضه‌کنندگان و کاهش تقاضا جذب کرده است. اما مقام‌های صنعت انرژی هشدار داده‌اند که حاشیه اطمینان بازار در حال کاهش است و تداوم اختلال‌ها می‌تواند این ضربه‌گیرها را ضعیف‌تر کند.

از این منظر، مسئله اصلی برای اروپا الزاماً «قطع شدن گاز» نیست؛ بلکه هزینه تأمین انرژی در شرایطی است که چند مسیر اصلی عرضه و انتقال هم‌زمان با ریسک مواجه شده‌اند.

اگر اختلال در هرمز ادامه پیدا کند، تنش در باب‌المندب تشدید شود و زمستان نیز سردتر از حد معمول باشد، رقابت برای محموله‌های LNG افزایش خواهد یافت و فشار بیشتری بر بازار انرژی اروپا وارد می‌شود.

در چنین سناریویی، جنگ دیگر فقط یک مسئله امنیتی در خاورمیانه یا اروپای شرقی نیست؛ هزینه آن می‌تواند در پمپ‌بنزین، قبض انرژی و قیمت کالاهای روزمره اروپایی‌ها دیده شود.

اروپا اکنون بیش از آنکه با یک بحران انرژی مواجه باشد، با آزمون تاب‌آوری زنجیره انرژی خود در برابر چند بحران هم‌زمان روبه‌رو است.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید | تلگرام - اینستاگرام - بله - ایکس - یوتوب
اخبار مرتبط
ارسال نظرات
آرشیو