گزارش اختصاصی "صفحه اقتصاد" از مراسم چهلم امام شهید:

«با تو در عهدیم تا صبح ظهور»؛ روایت یک ملت از چهلمین روز فراق

چهل روز پس از فقدان رهبر شهید انقلاب، مصلای تهران بار دیگر صحنه حضور مردمی بود که این بار با یک حس مشترک به مراسم آمده بودند؛ دلتنگی برای رهبری که او را تکیه‌گاه خود می‌دانستند و تأکید بر اینکه این دلتنگی قرار نیست به کنار کشیدن از صحنه منجر شود. از پیر و جوان تا کودکانی که از آینده ایران می‌گفتند، روایت‌های مختلف در چهلمین روز به یک نقطه رسید؛ سوگ ادامه دارد، اما به گفته حاضران، راه هم ادامه خواهد داشت.

«با تو در عهدیم تا صبح ظهور»؛ روایت یک ملت از چهلمین روز فراق
صفحه اقتصاد -

عصر امروز سه‌شنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۵، مصلای امام خمینی (ره) تهران شاهد برگزاری مراسم بزرگداشت چهلمین روز تدفین رهبر شهید انقلاب و اعضای خانواده ایشان بود.

این مراسم که از ساعت ۱۷ با میزبانی دفتر رهبری آغاز شدو شبستان مصلی و مسیرهای منتهی به آن را به کانون تجمع اقشار مختلف مردم تبدیل کرد.

در این مراسم، علاوه بر فرزندان رهبر شهید، حجج اسلام سیدمصطفی و سیدمیثم خامنه‌ای، چهره‌های ارشد نظام از جمله آیت‌الله محمدی گلپایگانی، محمدباقر قالیباف (رئیس مجلس)، حجت‌الاسلام والمسلمین غلامحسین محسنی‌اژه‌ای (رئیس قوه قضائیه)، محمدرضا عارف (معاون اول رئیس‌جمهور) و محمد مخبر حضور داشتند.

شعار محوری مراسم "با تو در عهدیم تا صبح ظهور" انتخاب شده بود که با ایام شهادت امام حسن عسکری (ع) و آغاز امامت حضرت مهدی (عج) تقارن داشت.حاضران در حالی که پرچم‌های یا لثارات الحسین و یا لثارات الخامنه‌ای را در دست داشتند، با شعارهای کوبنده مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل و انتقام، انتقام، فضای شبستان را به لرزه درآوردند.

اما روایت مراسم فقط در شعارها خلاصه نمی‌شود. میان جمعیت، چهره‌های مختلفی دیده می‌شوند. پیر و جوان، خانواده‌ها و کودکان. بعضی‌ها برای ادای احترام آمده‌اند و بعضی دیگر، آن‌گونه که خودشان می‌گویند، برای اینکه نشان دهند بعد از گذشت ۴۰ روز هنوز دلتنگ‌اند و هنوز خود را متعهد به ادامه راه رهبر شهید می‌دانند.

حس یتیمی؛ اما نه انفعالدر میان جمعیت، کلمه یتیم زیاد شنیده می‌شد. این نه یک تعارف کلامی، که حقیقتی بود که در چشم‌های خیس و صدای لرزاندپیر و جوان موج می‌زد.

دختری که با بغض از حس یتیمی می‌گفت، حرف دل یک ملت را زد: "ما یتیم شدیم"،"ما یتیم شدیم" که محکم‌تر بمانیم. صحنه وقتی تکان‌دهنده می‌شد که با نسل دو دهه‌نودی‌ها هم‌کلام می‌شدی. دختربچه‌هایی که به جای بازی، آمده بودند تا بگویند ما بچه هستیم اما می‌توانیم از خانه‌مان دفاع کنیم.

این نسل، از آرمان‌های رهبر شهید نه به عنوان یک قصه، بلکه به عنوان یک ماموریت شخصی یاد می‌کرد. یکی‌شان با لحنی که از سن‌اش بزرگ‌تر می‌زد، گفت: آمده‌ام درس بخوانم تا برای ایران مفید باشم؛ این، راه رهبر شهید من است.

پاسخ مردم به خواب خرگوشی دشمن

اگر کسانی آن‌سوی مرزها یا در پیچ‌وخم‌های فکری خود، رویاز پا نشستن مردم شرط‌بندی کرده بودند، امروزمصلای تهران حکم باخت بزرگ آن‌ها را امضا کرد.

صدای جمعیت، شبیه به ققنوسی بود که از خاکستر بلند شده. یکی از حاضران گفت: اگر خامنه‌ای نیست، خدای خامنه‌ای که زنده است! آن‌هایی که فکر می‌کنند ملت تمام شده، همان‌هایی هستند که چشمانشان را بسته‌اند و خود را به خواب خرگوشی زده‌اند؛ خوابی که بیداری‌اش بسیار دردناک خواهد بود.

از دلتنگی تا عهدی برای ادامه راه

در میان این جمعیت، هر چهره روایتی از این چهل روز با خود دارد؛ یکی هنوز از دلتنگی و جای خالی رهبر شهید می‌گوید، دیگری از عهدی که به گفته خودش باید ادامه پیدا کند.

مادری از فرزندانش می‌گوید و از نسلی که قرار است این روایت را با خود به آینده ببرد؛ جوانی از ایران و آینده‌اش حرف می‌زند و دیگری، چشم به راهی دارد که آن را در امتداد همین مسیر تعریف می‌کند.

چهل روز گذشته، اما در مصلای تهران، انگار سوگ هنوز به پایان نرسیده است. تنها شکل آن تغییر کرده. اشک و دلتنگی، جای خود را در کنار شعار و عهد و امید باز کرده‌اند.

جمعیتی که امروز اینجا ایستاده، آمده است تا در چهلمین روز، بار دیگر نبودن را به یاد بیاورد، اما همزمان بر ماندن بر عهد خود تاکید کند.چهل روز از آن روز تلخ گذشته است؛ چهل روز از وداع، اما برای حاضران، هنوز روایت ادامه دارد.

روایتی از دلتنگی، ایستادگی و چشم‌دوختن به آینده‌ای که خودشان آن را با یک عبارت به پایان می‌برند:با تو در عهدیم؛ تا صبح ظهور.

پیشنهاد سردبیر

آیا این خبر مفید بود؟

نتیجه بر اساس رای موافق و رای مخالف

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :

نظر شما

اخبار ویژه