یادداشت مدیرمسوول؛

تراستی‌ها؛ مسئله فقط پول‌های گمشده نیست، مسئله گم‌شدن مسئولیت است

پرونده تراستی‌ها فقط ماجرای چند واسطه و چند رقم ارزی نیست؛ این پرونده یک سؤال بزرگ‌تر را پیش روی مدیریت نفت می‌گذارد: در زنجیره فروش نفت، از تصمیم تا وصول پول، مسئولیت دقیق هر حلقه با چه کسی است و چرا مسیر پاسخگویی شفاف نیست؟

تراستی‌ها؛ مسئله فقط پول‌های گمشده نیست، مسئله گم‌شدن مسئولیت است
صفحه اقتصاد -

پرونده تراستی‌ها را نباید صرفاً در چارچوب چند نام، چند شرکت و چند رقم ارزی دید. پشت این موضوع، یک سؤال مهم‌تر قرار دارد:

چگونه در زنجیره‌ای به این بزرگی، میان تصمیم، فروش، اجرا، وصول منابع و پاسخگویی فاصله ایجاد می‌شود؟

این سؤال، ما را به موضوع دیگری می‌رساند که در سال‌های اخیر بارها درباره آن بحث شده است؛ خالی‌خوانی.

خالی‌خوانی را می‌توان یکی از نشانه‌های ضعف در زنجیره اطلاعات و کنترل دانست؛ جایی که میان آنچه در سیستم ثبت می‌شود و آنچه در واقعیت اقتصادی اتفاق می‌افتد، فاصله ایجاد می‌شود. در سوی دیگر، تراستی‌ها قرار دارند؛ مجموعه‌هایی که می‌توانند در فرآیند تجارت خارجی و فروش منابع نقش اجرایی و واسطه‌ای داشته باشند. اصل استفاده از واسطه در تجارت خارجی موضوع جدیدی نیست؛ مسئله، شفافیت، کنترل و پاسخگویی در این زنجیره است. 

نفت؛ نقطه آغاز یک زنجیره بزرگ

در پرونده تراستی‌ها، نمی‌توان نقش نفت را صرفاً به فروش نفت یا استفاده از واسطه‌ها محدود کرد.

وقتی موضوع به فروش منابع نفتی کشور، انتقال وجوه و وصول درآمدهای حاصل از فروش مربوط می‌شود، وزارت نفت در یکی از مهم‌ترین نقاط این زنجیره قرار دارد؛ نقطه‌ای که در آن تصمیم فروش، انتخاب سازوکار معامله، ارتباط با طرف‌های تجاری و پیگیری وصول منابع به یکدیگر متصل می‌شوند. 

بنابراین پرسش اصلی فقط این نیست که تراستی چه کسی است؟

پرسش مهم‌تر این است:

چه سازوکاری تراستی را انتخاب می‌کند، عملکرد او چگونه ارزیابی می‌شود و چه نهادی تا لحظه وصول کامل منابع، مسئول نظارت و پیگیری است؟

اگر نفت فروخته شده، باید بتوان مسیر آن را از تصمیم فروش تا قرارداد، تحویل، دریافت وجه، انتقال منابع و ثبت نهایی وصول بازسازی کرد. این همان نقطه‌ای است که نقش مدیریت نفت و سازوکارهای نظارتی آن اهمیت پیدا می‌کند. 

مسئله فقط تراستی نیست؛ مسئله سازوکار فروش نفت و پاسخگویی است

بحث اصلی نباید صرفاً بر عملکرد یک تراستی یا حتی چند تراستی متمرکز شود. مسئله بزرگ‌تر، کیفیت سازوکاری است که فروش نفت و وصول منابع در آن انجام می‌شود.

یک سیستم کارآمد باید به‌گونه‌ای طراحی شود که مسیر منابع از ابتدا تا انتها قابل رصد باشد. هرجا این زنجیره شفاف نباشد، امکان شکل‌گیری ابهام افزایش پیدا می‌کند. 

در اینجا چند سؤال مشخص از مدیریت نفت مطرح است:

معیار انتخاب تراستی‌ها چیست؟

عملکرد آنها با چه شاخص‌هایی سنجیده می‌شود؟

فروش نفت تا وصول کامل منابع چگونه رصد می‌شود؟

تأخیر در وصول در چه نقطه‌ای شناسایی می‌شود؟

چه کسی مسئول پیگیری منابع وصول‌نشده است؟

اطلاعات فروش، انتقال و وصول چگونه با یکدیگر تطبیق داده می‌شوند؟

اگر در یکی از حلقه‌های این زنجیره اختلال ایجاد شود، مسئولیت آن حلقه با چه سطحی از مدیریت است؟ 

اینها پرسش‌هایی درباره حکمرانی فروش نفت هستند، نه صرفاً درباره یک تراستی یا یک پرونده خاص.

خالی‌خوانی؛ هشدار درباره فاصله اطلاعات و واقعیت

در اقتصاد، اطلاعات صحیح یکی از مهم‌ترین دارایی‌های تصمیم‌گیری است.

اگر اعداد ثبت‌شده با واقعیت اقتصادی فاصله داشته باشند، تصمیم‌گیر نیز ممکن است بر مبنای تصویری ناقص تصمیم بگیرد. از این منظر، خالی‌خوانی فقط یک مسئله حسابداری یا اطلاعاتی نیست؛ می‌تواند نشانه‌ای از ضعف در کنترل، راستی‌آزمایی و اتصال سامانه‌های اطلاعاتی باشد.

اینجاست که به جای تمرکز صرف بر افراد، باید درباره فرآیندها و مسئولیت‌ها سؤال کرد:

آیا نظام نظارت بر فروش و وصول درآمدهای نفتی متناسب با حجم منابع و پیچیدگی تجارت خارجی توسعه پیدا کرده است؟

اگر نه، خلأ کجاست و چه کسی باید آن را اصلاح کند؟

شفافیت؛ بدون افشای اطلاعات محرمانه

شفافیت الزاماً به معنای انتشار قراردادهای محرمانه یا جزئیات حساس معاملات نیست.

حداقل باید مشخص باشد:

تراستی بر چه اساسی انتخاب می‌شود؟

عملکرد او با چه شاخص‌هایی سنجیده می‌شود؟

چه نهادی بر فرآیند وصول نظارت دارد؟

تأخیر در وصول چگونه شناسایی و گزارش می‌شود؟

اطلاعات فروش و وصول چگونه با یکدیگر تطبیق داده می‌شوند؟

و در نهایت، هر مرحله از این فرآیند در چه سطحی صاحب پاسخگویی  است؟

اینها پیش از آنکه پرسش‌های قضایی باشند، پرسش‌های مدیریتی و حکمرانی هستند.

اصلاح واقعی؛ فراتر از تغییر افراد

اگر از پرونده تراستی‌ها قرار است یک نتیجه پایدار حاصل شود، نباید نتیجه صرفاً این باشد که چه کسی یا چه مجموعه‌ای در مقطعی عملکرد مطلوبی نداشته است.

نتیجه مهم‌تر باید این باشد که چه ایرادهایی در سازوکار وجود داشته و چگونه باید اصلاح شوند؟

تغییر افراد، به‌تنهایی اصلاح ساختار نیست.

اصلاح واقعی زمانی اتفاق می‌افتد که مسیر اطلاعات، پول و تصمیم‌گیری شفاف‌تر شود و هیچ مرحله‌ای بدون صاحب مشخص باقی نماند. 

در نهایت، موضوع تراستی‌ها فقط درباره پول نیست؛ درباره اعتماد به سازوکار مدیریت منابع کشور است.

پول ممکن است از مسیرهای پیچیده عبور کند؛ اما مسیر مسئولیت و پاسخگویی نباید پیچیده  باشد.

پیشنهاد سردبیر

آیا این خبر مفید بود؟

نتیجه بر اساس رای موافق و رای مخالف

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :

نظر شما

اخبار ویژه