پیش بینی روند تغییرات بازار جهانی طلا؛ فردای جنگ ایران و آمریکا چه می شود؟
جذابیت طلا با ورود سرمایه های کلان به معاملات نفتی، کمتر شده است و سوال اینجاست که در صورت پایان جنگ ایران و آمریکا، تکلیف بازار جهانی طلا چه می شود؟
با افزایش کم سابقه قیمت نفت در بازارهای جهانی در پی مشروط شدن تردد نفکش ها در تنگه هرمز، بخش قابل توجهی از سرمایه های در گردش بازارهای بین المللی به سمت معاملات بازار انرژی به ویژه در دو حوزه نفت و گاز گسیل شده که همین امر، از میزان جذابیت طلا کاسته است.
با اینحال، انس طلا پس از اصلاح تا کانال ۴۳۰۰ دلار طی آخرین روزهای اسفند ماه، بار دیگر بازگشتی محتاطانه را آغاز کرده و در بازه زمانی دو هفته اخیر، قالبا در سطح کانال قیمت ۴۴۰۰ دلار قرار داشته است.
در واقع انس جهانی طلا در بازه زمانی دو هفته اخیر، کانال قیمتی مذکور را به عنوان کف قیمت خود تثبیت کرده که می تواند برای سرمایه گذاران بازار طلا، نکته قابل توجهی محسوب شود.
رابطه میان قیمت نفت و طلا پویا و وابسته به شرایط اقتصادی جهانی است. در شرایط عادی اقتصاد جهانی، معمولاً رابطهای نسبتاً مستقیم میان آنها وجود دارد. اما در دوران بحرانهای اقتصادی یا سیاسی این رابطه غالباً معکوس میشود.
رابطه افزایش قیمت اخیر نفت و روند قیمت طلا
کشف رابطه قیمت نفت و طلا از ممترین موضوعات تحلیلهای اقتصادی جهانی به حساب می آیند. هر دو کالا تحتتأثیر عوامل کلان اقتصادی و سیاستهای پولی قرار دارند. اگرچه میان قیمت نفت و طلا همبستگی ثابتی وجود ندارد، اما در بسیاری از دورهها رفتار مشابهی از خود نشان میدهند که قابل تفسیر از منظر دلار، تورم، رشد اقتصادی و ریسکهای ژئوپلیتیک است.
هر دو کالا بر اساس دلار آمریکا قیمتگذاری میشوند. از این رو، تغییرات ارزش دلار به طور مستقیم بر آنها اثر میگذارد. زمانی که ارزش دلار تضعیف میشود، قیمت نفت و طلا معمولاً افزایش مییابد، زیرا کاهش قدرت خرید دلار موجب رشد تقاضا برای داراییهای واقعی میشود. برعکس، تقویت دلار معمولاً با افت قیمت نفت و طلا همراه است.
از دید تورمی، طلا به عنوان ابزار حفظ ارزش در برابر افزایش سطح عمومی قیمتها شناخته میشود، در حالیکه نفت خود یکی از عوامل ایجاد تورم است زیرا بخش قابلتوجهی از هزینههای تولید و حملونقل را تعیین میکند. در دورههای تورمی، افزایش قیمت نفت به رشد هزینهها و فشار بر سطوح قیمتی منجر میشود، در حالیکه سرمایهگذاران برای محافظت از داراییهای خود به سمت طلا حرکت میکنند.
چرخههای اقتصادی نیز نقش مهمی در رابطه این دو دارند. در دوران رونق اقتصادی که تقاضا برای انرژی بالا میرود، قیمت نفت معمولاً شاهد افزایش است؛ اما رشد قیمت طلا ممکن است با کاهش مواجه شود؛ چراکه سرمایهگذاران ترجیح میدهند روی داراییهای مولدتر سرمایهگذاری کنند. در مقابل، در دورههای رکود یا بحران اقتصادی، تقاضا برای انرژی کاهش مییابد و قیمت نفت دچار اصلاح می شود. در حالیکه طلا به عنوان دارایی امن مورد توجه قرار گرفته و ارزش آن افزایش مییابد. در نتیجه، در زمان بحرانها معمولاً رابطه نفت و طلا معکوس میشود.
عامل دیگر، ریسکهای ژئوپلیتیک است. تنشهای سیاسی، جنگها و تحریمها میتوانند به طور همزمان موجب رشد قیمت هر دو کالا شوند؛ نفت به دلیل نگرانی از اختلال در عرضه و طلا به دلیل افزایش ناپایداری بازارهای جهانی.
در مجموع میتوان گفت که رابطه میان قیمت نفت و طلا پویا و وابسته به شرایط اقتصادی جهانی است. در شرایط عادی اقتصاد جهانی، معمولاً رابطهای نسبتاً مستقیم میان آنها وجود دارد. اما در دوران بحرانهای اقتصادی یا سیاسی این رابطه غالباً معکوس میشود.
پایان جنگ در خلیج فارس، یک وضعیت دوگانه برای بازار طلا ایجاد میکند: کاهش ریسک ژئوپلیتیک به طور بالقوه قیمت را پایین میآورد، در حالی که رکود اقتصادی احتمالی ناشی از پیامدهای جنگ میتواند به عنوان عاملی حمایتی برای قیمت طلا عمل کند. لذا، تعیین جهت نهایی قیمت طلا به تعادل میان این دو نیرو بستگی خواهد داشت.
سرنوشت بازار طلا پس از جنگ چه خواهد شد؟
پایان احتمالی درگیریهای نظامی در خلیج فارس میان ایران و آمریکا، به عنوان یک رویداد ژئوپلیتیک کلان، میتواند بازتابهای عمیقی بر بازارهای مالی جهانی، به ویژه قیمت طلا داشته باشد. در تحلیل این سناریو، دو روند عمده و گاه متضاد قابلبررسی است:
کاهش ریسکهای ژئوپلیتیک پس از برقراری مجدد ثبات و آرامش در منطقه: طلا به طور سنتی به عنوان یک دارایی امن در دورههای بی ثباتی اقتصادی و بحرانهای سیاسی شناخته میشود. با رفع تهدیدات و کاهش تنشها، تقاضای سرمایهگذاران برای داراییهای امن کاهش یافته و این عامل به تنهایی میتواند فشار نزولی بر قیمت طلا وارد کند، زیرا جذابیت آن به عنوان پناهگاهی در برابر ریسکهای سیاسی کمرنگ میشود.
با اینحال، نباید پیامدهای اقتصادی بلندمدت پایان یک درگیری نظامی را نادیده گرفت. جنگها، حتی در صورت خاتمه، اغلب آسیبهای اقتصادی گستردهای برجای میگذارند. اختلال در زنجیرههای تأمین جهانی، کاهش سرمایهگذاریهای مولد، کاهش مصرف عمومی و هزینههای هنگفت بازسازی، همگی میتوانند اقتصاد جهانی را به سمت رکود اقتصادی عمیقتر سوق دهند. در چنین سناریویی، طلا بار دیگر به عنوان یک دارایی امن و گزینهای برای در امان ماندن از نوسانات شدید در سایر بازارهای مالی، مورد توجه سرمایهگذاران قرار خواهد گرفت. این افزایش تقاضا در شرایط رکودی میتواند قیمت طلا را افزایش دهد.
علاوه بر این، پایان یافتن تنشهای نظامی در منطقه خلیج فارس، انتظار کاهش قیمت جهانی نفت را نیز تقویت میکند. چراکه یکی از عوامل اصلی نگرانی در مورد عرضه انرژی (یعنی ریسک درگیری) مرتفع میشود. کاهش قیمت نفت میتواند به تعدیل فشارهای تورمی ناشی از انرژی کمک کند. اما اگر رکود اقتصادی غالب شود، تأثیر کلی بر قیمت طلا همچنان تحتالشعاع عوامل رکودی و نیاز به پوشش ریسک قرار خواهد داشت.
نهایتا باید گفت که پایان جنگ در خلیج فارس، یک وضعیت دوگانه برای بازار طلا ایجاد میکند: کاهش ریسک ژئوپلیتیک به طور بالقوه قیمت را پایین میآورد، در حالی که رکود اقتصادی احتمالی ناشی از پیامدهای جنگ میتواند به عنوان عاملی حمایتی برای قیمت طلا عمل کند. لذا، تعیین جهت نهایی قیمت طلا به تعادل میان این دو نیرو بستگی خواهد داشت. مضاف بر اینکه، حتی در صورت پایان جنگ ایران در آینده نزدیک، سایه جنگ اوکراین همچنان بر سر اقتصاد جهانی به ویژه اقتصاد اروپا قرار داشته که در حال حاضر، چشم اندازی روشنی برای پایان آن به چشم نمی خورد.
نظر شما