گزارش اختصاصی صفحه اقتصاد
تاخیرهای فاجعهبار در پروژههای نفتی / خسارت ۱.۵ میلیارد دلاری فلات قاره در میدان ابوذر
زیانهای انباشته از تاخیرها در صنعت نفت ایران به تریلیونها دلار می رسد
در حالی که شرکت نفت فلات قاره ایران (IOOC) اخیراً از افزایش ظرفیت خط لوله قدیمی میدان ابوذر به ۷۵ درصد خبر داده، تاخیر یکساله در تامین شناور برای نصب خط لوله جدید منجر به کاهش تولید بیش از ۲۵ میلیون بشکه نفت شده است. این تاخیر نه تنها خسارتی معادل ۱.۵ میلیارد دلار به کشور وارد کرده، بلکه بخشی از الگوی گستردهتر تاخیرها در پروژههای دریایی نفتی است که سالانه میلیاردها دلار عدمالنفع به اقتصاد ایران تحمیل میکند. با توجه به اینکه شرکت نفت فلات قاره مسئولیت حدود ۲۰ درصد از تولید نفت کشور را بر عهده دارد، این مشکلات میتواند امنیت انرژی و درآمدهای ارزی ایران را به خطر بیندازد.
شرکت نفت فلات قاره ایران (IOOC)، به عنوان یکی از زیرمجموعههای کلیدی وزارت نفت، مسئولیت استحصال نفت از میادین دریایی در خلیج فارس را بر عهده دارد. این شرکت اخیراً اعلام کرده که با تعمیرات اضطراری، ظرفیت انتقال نفت از خط لوله قدیمی میدان ابوذر را به ۷۵ درصد رسانده است. اما پشت این ادعا، داستانی از تاخیرهای مزمن و خسارات هنگفت نهفته است. بر اساس اطلاعات منتشرشده خط لوله قدیمی میدان ابوذر به دلیل فرسودگی در آبان سال ۱۴۰۳ (نوامبر ۲۰۲۴) از مدار خارج شد. خط لوله جدید ۲۰ اینچی پس از تکمیل عملیات پوششدهی در آذر سال گذشته آماده نصب بود، اما از آن زمان تا بهمن امسال (فوریه ۲۰۲۶)، تیم مدیریتی شرکت نفت فلات قاره نتوانسته شناوری برای عملیات نصب تامین کند. نتیجه این تعلل، کاهش تولید بیش از ۲۵ میلیون بشکه نفت از این میدان بوده که با فرض قیمت ۶۰ دلاری هر بشکه، خسارتی معادل ۱.۵ میلیارد دلار به کشور وارد کرده است.
فرصتهای از دست رفته اقتصادی

میدان ابوذر، یکی از بزرگترین میادین دریایی ایران در خلیج فارس، ظرفیت تولید روزانه حدود ۱۷۵ هزار بشکه نفت را دارد. طبق گزارشهای رسمی سازمان انرژی بینالمللی (IEA)، این میدان بخشی از تولیدات دریایی ایران است که در سالهای اخیر با مشکلات فنی و تحریمها دست و پنجه نرم کرده. اما تاخیر در پروژه جایگزینی خط لوله نه تنها تولید را مختل کرده، بلکه به عدمالنفع گستردهای منجر شده. عدمالنفع به معنای فرصتهای از دست رفته اقتصادی است که میتوانستند از طریق تولید و صادرات بیشتر نفت محقق شوند. در این مورد خاص، اگر خط لوله جدید به موقع نصب میشد، ایران میتوانست حداقل ۲۵ میلیون بشکه نفت اضافی صادر کند و درآمد ارزی خود را افزایش دهد. با توجه به قیمت فعلی نفت (حدود ۶۰-۷۰ دلار بر بشکه طبق گزارشهای EIA در سال ۲۰۲۵)، این زیان مستقیماً بر بودجه دولت، که بیش از ۴۰ درصد آن وابسته به درآمدهای نفتی است، تاثیر گذاشته است.
تاخیر بیش از ۹۰ درصد پروژههای توسعه میادین

اما این مشکل منحصر به میدان ابوذر نیست. تاخیرهای اجرای طرحها در شرکت نفت فلات قاره ایران الگویی تکراری است که سالانه میلیاردها دلار به اقتصاد کشور خسارت وارد میکند. بر اساس گزارشهای رسمی وزارت نفت و تحقیقات مستقل، بیش از ۹۰ درصد پروژههای توسعه میادین نفت و گاز ایران از سال ۱۹۹۹ تاکنون با تاخیر مواجه بودهاند. برای مثال، در پروژههای دریایی مانند فرزاد B، (میدان گازی مشترک با عربستان سعودی) سالها تاخیر به دلیل عدم دسترسی به فناوریهای پیشرفته و تحریمها رخ داده است. گزارش مرکز مطالعات استراتژیک CSIS نشان میدهد که تحریمها منجر به لغو یا تاخیر در پروژههای بالادستی شده و تولید نفت ایران را بیش از یک میلیون بشکه در روز کاهش داده است.
پنج میلیارد دلار زیان انباشته
یکی از گزارشهای کلیدی در این زمینه، مطالعهای است که توسط کارشناسان اقتصادی ایران انجام شده و نشان میدهد متوسط تاخیر در پروژههای با پیمانکاران خارجی ۲۴ ماه و با پیمانکاران داخلی ۶۵ ماه بوده است. این تاخیرها در پروژههایی مانند توسعه میدان آزدگان (که بیش از ۴۰ میلیارد دلار عدمالنفع ایجاد کرده) و لایههای نفتی پارس جنوبی مشهود است. طبق دادههای بانک جهانی، هر سال تاخیر در پروژههای گازی مانند فازهای پارس جنوبی، پنج میلیارد دلار زیان انباشته به همراه دارد. در شرکت نفت فلات قاره پروژههای کلیدی مانند نمکزدایی و تعمیر خطوط لوله در میادین سلمان، درود و فروزان نیز با تاخیرهای مشابه روبرو هستند. گزارش ها ، در سال ۲۰۲۵ اشاره میکند که پروژههای نمکزدایی کلیدی در ایران با تاخیرهای عمده مواجهند و نیاز به اقدام فوری دارند. این تاخیرها نه تنها تولید را کاهش میدهند، بلکه به دلیل کاهش فشار طبیعی میادین، بهرهبرداری آینده را نیز مختل میکنند.
سهم ۱۵ تا ۲۰ درصدی از تولید نفت ایران

حال، سوال کلیدی این است: شرکت نفت فلات قاره ایران چه سهمی از تولید نفت کشور دارد؟ بر اساس آمار رسمی سازمان اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) در سال ۲۰۲۴-۲۰۲۵، تولید کل نفت خام ایران حدود ۳.۲ تا ۳.۴ میلیون بشکه در روز است. شرکت نفت فلات قاره که مسئولیت میادین دریایی را بر عهده دارد، حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد از این تولید را تامین میکند. برای مثال، در سال ۲۰۲۴، تولید دریایی ایران حدود ۵۰۰ تا ۷۰۰ هزار بشکه در روز بوده که عمدتاً از میادین ابوذر، سلمان و نوروز تامین میشود. گزارش EIA نشان میدهد که ۹۰ درصد تولید نفت ایران از میادین خشکی (مانند میادین جنوبی تحت مدیریت شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب) است، اما بخش دریایی به دلیل موقعیت استراتژیک در خلیج فارس، اهمیت صادراتی بالایی دارد. شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب حدود ۷۵ درصد تولید را بر عهده دارد، در حالی که IOOC با تمرکز بر استحصال دریایی، نقش کلیدی در صادرات از طریق جزیره خارک ایفا میکند.
این تاخیرها چقدر عدمالنفع ملی ایجاد میکنند؟
کارشناسان اقتصادی و انرژی برآورد میکنند که زیانهای انباشته از تاخیرها در صنعت نفت ایران به تریلیونها دلار برسد. بر اساس مطالعهای در سال ۲۰۲۱ ، عدمالنفع تاخیر در اجرای کل پروژههای نفت و گاز ایران حداقل ۳.۶ تریلیون دلار است. هر سال تاخیر در توسعه میادین مشترک مانند آزدگان، که با عراق مشترک است، میلیاردها دلار به دلیل بهرهبرداری طرف مقابل از دست میرود. به عقیده کارشناسان انرژی تاخیرها در پروژههای دریایی نه تنها درآمدهای ارزی را کاهش میدهند، بلکه به امنیت انرژی کشور آسیب میزنند. با توجه به تحریمها، هر روز تاخیر معادل از دست دادن فرصتهای صادراتی به چین و روسیه است. گزارش مرکز مطالعات استراتژیک و بین المللی (CSIS) نیز هشدار میدهد که تحریمها تولید نفت ایران را یک میلیون بشکه در روز کاهش داده و اقتصاد ایران را تحت فشار قرار داده است.
آسیب پذیری از محل تاخیردر اجرای پروژه ها

از دیدگاه اقتصادی، عدمالنفع از تاخیرها مستقیماً بر GDP ایران تاثیر میگذارد. بانک جهانی تخمین میزند که بخش هیدروکربن بیش از ۱۸ درصد GDP ایران را تشکیل میدهد. جورج لئون، یکی از مقامات سابق اوپک که هم اکنون در مؤسسه ریستاد انرژی فعالیت دارد و معاون ارشد تحلیل ژئوپلیتیک در شرکت ریستاد انرژی،است میگوید: "اهمیت ایران در بازارهای نفت فراتر از تولید خود است. موقعیت استراتژیک آن میتواند زیرساختهای انرژی را مختل کند." در گزارش کاپیتال اکونومیکس، کارشناسان پیشبینی میکنند که اگر تنشهای ژئوپلیتیک کاهش یابد، قیمت نفت پایین میآید، اما تاخیرهای داخلی ایران را آسیبپذیر نگه میدارد.
عدم بازگشت درآمدها به کشور و توقف پروژه ها
علاوه بر این، گزارشهای رسمی مانند گزارش EIA در اکتبر سال ۲۰۲۴ نشان میدهد که تولید نفت ایران اگرچه افزایش یافت اما تاخیرهادر اجرای پروژه های توسعه ای و تولیدی مانع از رسیدن تولید نفت ایران به ظرفیت کامل ۳.۸ میلیون بشکه شده است. حمید بورد ، مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران ، اخیراً اعلام کرد که تولید ۷۰ تا ۱۰۰ هزار بشکه افزایش یافته، اما این افزایش کافی نیست. کارشناسان اقتصادی بر این باور هستند که اجرای پروژه ها به سرمایه نیازمند است حال آنکه حسین صمصامی ، عضو کمیته اقتصادی مجلس به وضوح اشاره میکند که ۹۵ میلیارد دلار درآمد غیرنفتی از سال ۲۰۱۸ به کشور بازنگشته و مشکلات بانکی اجرای پروژه ها در کشور را متوقف کرده است.
کاهش رقابتپذیری ایران در بازار جهانی
در نهایت، این تاخیرها نه تنها خسارت مالی مستقیم ایجاد میکنند، بلکه به وابستگی بیشتر به واردات فناوری و کاهش رقابتپذیری ایران در بازار جهانی منجر میشوند. برای مقابله، نیاز به سرمایهگذاری خارجی، مدیریت کارآمد و اولویتبندی پروژههای دریایی است. اگر این روند ادامه یابد، عدمالنفع ملی میتواند اقتصاد ایران را در برابر نوسانات جهانی آسیبپذیرتر کند. دولت باید با تمرکز بر رفع تحریمها و تسریع پروژهها، این زیانها را جبران کند، موضوعی که به نظر می رسد در شرایط پیچیده فعلی تاحدودی دستیابی به آن دشوار باشد.
نظر شما