لوگو
کد خبر: ۳۵۳۶۹۳

بحران انرژی در سایه جنگ ایران؛ ترامپ میان تنگه هرمز و گازوئیل روسیه گرفتار شد

جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، بحران انرژی را به یکی از جدی‌ترین چالش‌های اقتصادی و سیاسی دونالد ترامپ تبدیل کرده است؛ بحرانی که با جهش قیمت گازوئیل، افزایش ناامنی در مسیرهای انتقال نفت و اختلال در زنجیره تأمین انرژی، تلاش‌های واشنگتن برای مهار بازار را با تردید مواجه کرده است. از آزادسازی ذخایر راهبردی تا چراغ سبز به افزایش عرضه گازوئیل روسیه، اقدامات دولت آمریکا نشان می‌دهد که مهار تبعات بحران هرمز، برخلاف وعده‌های ترامپ، به راه‌حل‌های فوری و کم‌هزینه محدود نمی‌شود.

صفحه اقتصاد را در گوگل دنبال کنید
بحران انرژی در سایه جنگ ایران؛ ترامپ میان تنگه هرمز و گازوئیل روسیه گرفتار شد

صفحه اقتصاد - بحران انرژی ناشی از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، ابعاد تازه‌ای از آسیب‌پذیری اقتصاد جهانی در برابر تنش‌های ژئوپلیتیکی را آشکار کرده است. در شرایطی که اختلال در مسیرهای انتقال نفت و افزایش مخاطرات کشتیرانی، هزینه تأمین و جابه‌جایی انرژی را بالا برده، دولت دونالد ترامپ برای کنترل قیمت سوخت در داخل آمریکا به مجموعه‌ای از اقدامات اضطراری روی آورده است؛ اقداماتی که از آزادسازی ذخایر نفتی تا تسهیل عرضه گازوئیل روسیه را دربر می‌گیرد، اما هنوز چشم‌انداز روشنی از مهار پایدار بحران ارائه نمی‌دهد.

در سوی دیگر این معادله، ایران با طرح راهبرد «محاصره کردن محاصره» و گسترش هشدارهای دریایی، می‌کوشد هزینه‌های فشار نظامی و اقتصادی آمریکا را افزایش دهد. در چنین شرایطی، تنگه هرمز دیگر صرفاً یک گذرگاه راهبردی برای انتقال نفت نیست؛ بلکه به یکی از کانون‌های اصلی تأثیرگذاری بر قیمت انرژی، امنیت زنجیره تأمین و محاسبات اقتصادی قدرت‌های جهانی تبدیل شده است.

گسترش ناامنی دریایی و افزایش هزینه انتقال انرژی

شهریورماه امسال، محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، از راهبرد «محاصره کردن محاصره» سخن گفت؛ رویکردی که بر اساس آن، فشار دریایی آمریکا نباید اقدامی یک‌طرفه و بدون هزینه برای واشنگتن و متحدانش باقی بماند. در ادامه، سپاه پاسداران نیز هشدار داد شناورهایی که از مسیرهای تعیین‌شده تخطی کنند، حتی خارج از تنگه هرمز و خلیج فارس، ممکن است هدف قرار گیرند.

پیامد اقتصادی چنین وضعیتی، فراتر از احتمال درگیری مستقیم با نفتکش‌هاست. افزایش ریسک عبور از مسیرهای دریایی می‌تواند هزینه بیمه محموله‌ها، کرایه حمل‌ونقل و زمان تحویل را افزایش دهد و شرکت‌های کشتیرانی را به بازنگری در مسیرها و برنامه‌های عملیاتی خود وادار کند. در نتیجه، حتی در صورت تداوم بخشی از صادرات نفت، افزایش هزینه و نااطمینانی ممکن است آثار بحران را به بازارهای دورتر نیز منتقل کند.

گزارش رویترز در ۷ اکتبر حاکی از آن بود که حملات به نفتکش‌های عبوری از تنگه هرمز در هفته پیش از انتشار گزارش، به بالاترین سطح هفتگی از زمان آغاز جنگ رسیده است. این تحولات در شرایطی رخ داده که کشورهای منطقه برای افزایش صادرات نفت تلاش می‌کنند؛ تلاشی که با افزایش مخاطرات دریایی و دشوارتر شدن پیش‌بینی وضعیت بازار همراه شده است.

گازوئیل؛ حلقه حساس بحران سوخت در آمریکا

در میان فرآورده‌های نفتی، گازوئیل به دلیل نقش محوری در حمل‌ونقل جاده‌ای، کشاورزی، صنایع و توزیع کالا، اهمیت ویژه‌ای در اقتصاد آمریکا دارد. افزایش قیمت این سوخت تنها هزینه رانندگان و شرکت‌های حمل‌ونقل را بالا نمی‌برد، بلکه می‌تواند از طریق افزایش هزینه تولید و جابه‌جایی، فشار تورمی را به بخش‌های مختلف اقتصاد منتقل کند.

بر اساس گزارش رویترز در ۹ اکتبر، قیمت گازوئیل در آمریکا به ۶.۲۸ دلار برای هر گالن رسیده بود؛ رقمی که حدود ۷۰ درصد بیشتر از سطح پیش از آغاز جنگ گزارش شده است. این افزایش در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای سوم نوامبر، برای دولت ترامپ و جمهوری‌خواهان اهمیتی دوچندان دارد؛ زیرا قیمت سوخت از جمله شاخص‌هایی است که شهروندان به‌طور مستقیم در زندگی روزمره خود احساس می‌کنند.

البته بحران کنونی تنها به اختلال در عرضه نفت خاورمیانه محدود نیست. آسیب به زیرساخت‌های پالایشی، جنگ روسیه و اوکراین و محدودیت دسترسی به فرآورده‌های آماده مصرف نیز بر بازار تأثیر گذاشته‌اند. با این حال، تشدید ناامنی در تنگه هرمز و پیامدهای آن برای جریان انتقال انرژی، بر پیچیدگی شرایط افزوده و جبران سریع کمبود فرآورده‌ها را دشوارتر کرده است.

آزادسازی ذخایر؛ راهکاری موقت برای مهار التهاب

دولت ترامپ برای کاهش فشار بازار، به ابزارهایی از جمله آزادسازی ذخایر راهبردی نفت و افزایش عرضه فرآورده‌ها متوسل شده است. تلاش برای جلب همکاری متحدان و تسریع آزادسازی ذخایر نیز با هدف جلوگیری از تشدید کمبود و مهار رشد قیمت‌ها دنبال می‌شود.

با این حال، ذخایر راهبردی اساساً برای مدیریت اختلال‌های موقت طراحی شده‌اند و نمی‌توانند جایگزین دائمی تولید، ظرفیت پالایش و مسیرهای امن انتقال انرژی شوند. افزون بر این، عرضه نفت خام از ذخایر لزوماً به معنای افزایش فوری عرضه

گازوئیل نیست؛ چراکه تبدیل نفت خام به فرآورده‌های مورد نیاز بازار، به ظرفیت پالایشگاه‌ها و شرایط عملیاتی آنها بستگی دارد.

از این منظر، آزادسازی ذخایر ممکن است در کوتاه‌مدت از شدت نگرانی‌ها بکاهد، اما اثرگذاری پایدار آن به وضعیت عرضه واقعی و استمرار جریان انتقال انرژی وابسته است. تا زمانی که اختلال‌های اصلی برطرف نشده باشند، تزریق مقطعی ذخایر نمی‌تواند به‌تنهایی تعادل ازدست‌رفته بازار را بازگرداند.

گازوئیل روسیه؛ عقب‌نشینی از ملاحظات تحریمی زیر فشار بازار

یکی از مهم‌ترین تحولات اخیر، تصمیم دولت ترامپ برای تسهیل عرضه گازوئیل روسیه در واکنش به افزایش قیمت سوخت است. واشنگتن که پیش‌تر محدودسازی درآمدهای انرژی مسکو را بخشی از سیاست فشار بر روسیه قرار داده بود، اکنون با هدف افزایش عرضه و کاهش التهاب بازار، به توافقی برای تسهیل معاملات و ورود محموله‌های گازوئیل روسیه روی آورده است.

ترامپ در ۹ اکتبر اعلام کرد روسیه در مرحله نخست بیش از ۳۰۰ هزار تن گازوئیل به بازار آمریکا و جهان عرضه خواهد کرد و محموله‌های دیگری نیز برای ماه‌های آینده در نظر گرفته شده‌اند. پس از انتشار این خبر، قراردادهای آتی گازوئیل آمریکا کاهش یافتند؛ واکنشی که نشان می‌دهد بازار دست‌کم در کوتاه‌مدت به احتمال افزایش عرضه توجه نشان داده است.

با این حال، افت اولیه قیمت‌ها لزوماً به معنای حل بحران نیست. حجم واقعی محموله‌ها، زمان تحویل و امکان تداوم صادرات، عواملی تعیین‌کننده در ارزیابی اثر این توافق هستند. از سوی دیگر، این تصمیم با انتقاد اوکراین مواجه شده است. ولودیمیر زلنسکی توافق را اقدامی به سود مسکو دانست؛ موضعی که تعارض میان دو هدف واشنگتن را برجسته می‌کند: کاهش فوری هزینه سوخت برای مصرف‌کنندگان آمریکایی و ادامه فشار اقتصادی بر روسیه.

محدودیت ظرفیت روسیه؛ آیا وعده افزایش عرضه عملی می‌شود؟

توان روسیه برای افزایش صادرات گازوئیل نیز با محدودیت‌هایی روبه‌روست. حملات اوکراین به زیرساخت‌های انرژی روسیه و نیازهای داخلی این کشور، ظرفیت تولید و عرضه فرآورده‌های نفتی را تحت تأثیر قرار داده‌اند؛ به‌گونه‌ای که مسکو در مقاطعی برای تأمین نیاز داخلی به واردات بنزین متوسل شده است.

بر اساس گزارش اس‌اندپی گلوبال در ۹ اکتبر، صادرات گازوئیل روسیه در نیمه نخست سال به حدود یک میلیون بشکه در روز می‌رسید، اما از ماه ژوئیه میانگین آن به حدود ۵۵۰ هزار بشکه در روز کاهش یافت. این افت، پرسش‌هایی جدی درباره توان عملیاتی روسیه برای افزایش سریع صادرات مطرح می‌کند.

در چنین شرایطی، اعلام آمادگی سیاسی برای عرضه بیشتر، به‌تنهایی تضمین‌کننده افزایش واقعی محموله‌ها نیست. تحقق وعده‌های صادراتی به ظرفیت پالایشگاه‌ها، میزان تقاضای داخلی، امنیت زیرساخت‌ها و امکان انتقال محموله‌ها بستگی دارد. ادامه حملات اوکراین به پالایشگاه‌های روسیه نیز می‌تواند تحقق این برنامه را دشوارتر کند.

بنابراین، هرچند توافق با مسکو ممکن است بخشی از فشار کوتاه‌مدت بر بازار را کاهش دهد، اتکای بیش از اندازه به عرضه روسیه، بدون اطمینان از استمرار آن، نمی‌تواند راهکاری مطمئن برای بازگرداندن ثبات به بازار گازوئیل باشد.

تناقض سیاست‌های واشنگتن در بازار انرژی

مجموع تحولات اخیر نشان می‌دهد که دولت ترامپ با تناقضی جدی در مدیریت بحران روبه‌روست. از یک سو، واشنگتن برای محدود کردن صادرات نفت ایران، فشارهای دریایی و تحریمی را دنبال می‌کند و از سوی دیگر، برای مهار قیمت سوخت در داخل آمریکا ناچار است به آزادسازی ذخایر، همکاری با متحدان و تسهیل عرضه فرآورده‌های نفتی روسیه متوسل شود.

ترامپ در هفته‌های اخیر بارها با تأکید بر باز بودن تنگه هرمز و طرح ارقامی درباره حجم عبور روزانه نفت، کوشیده است نگرانی‌ها درباره وضعیت عرضه را کاهش دهد. با این حال، ادعاهای مربوط به حجم عبور نفت و وضعیت عملیاتی این گذرگاه، بدون تأیید مستقل قابل اتکا نیستند. در بازاری که تصمیم‌های آن به ارزیابی دقیق ریسک، عرضه واقعی و امنیت مسیرهای انتقال وابسته است، تکرار اظهارات اطمینان‌بخش نمی‌تواند جایگزین شواهد عملیاتی شود.

راهبرد «محاصره کردن محاصره» ایران نیز در همین چارچوب اهمیت پیدا می‌کند. هرچه دامنه نااطمینانی دریایی گسترش یابد، احتمال افزایش هزینه حمل‌ونقل و بیمه و تشدید فشار بر بازار فرآورده‌های نفتی بیشتر می‌شود؛ پیامدهایی که می‌توانند از محدوده تقابل دوجانبه فراتر بروند و اقتصاد کشورهای واردکننده انرژی را تحت تأثیر قرار دهند.

در نهایت، چالش ترامپ تنها یافتن منابع تازه برای تأمین گازوئیل نیست؛ مسئله اصلی، بازگرداندن ثبات به بازاری است که هم‌زمان با اختلال عرضه، آسیب زیرساخت‌های پالایشی، محدودیت‌های ژئوپلیتیکی و افزایش هزینه انتقال مواجه شده است. تا زمانی که این عوامل پابرجا باشند، آزادسازی ذخایر و توافق‌های مقطعی می‌توانند بخشی از فشار را کاهش دهند، اما تضمینی برای بازگشت پایدار قیمت‌ها به سطوح پیش از بحران نخواهند بود.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید | تلگرام - اینستاگرام - بله - ایکس - یوتوب
اخبار مرتبط
ارسال نظرات
آرشیو