یادداشت اختصاصی از حمیدرضا فرتوکزاده
چرا باید از نظم آنگلوساکسونی به نظم ایلافی گذار کنیم؟
ما امروز در یک نقطه عطف تاریخی ایستادهایم که شاید هر ۵۰۰ سال یک بار رخ دهد؛ اکنون قابلیتهای ژئوپولیتیک تنگه هرمز به حوزه اقتدار ایران تبدیل گشته است و باید به جای نظم آنگلوساکسونی به سمت «نظم ایلافی» مبتنی بر تجارت مکمل حرکت کنیم و با تقویت مویرگهای تجارت خشکی و گذار به صنایع مهارتپایه، از محاصره دریایی عبور کنیم.
ما امروز در یک «نقطه عطف تاریخی» ایستادهایم که شاید هر ۵۰۰ سال یکبار رخ دهد. از سال ۱۶۰۲ میلادی که شاهعباس صفوی با بیرون راندن پرتغالیها تسلط ایران بر خلیج فارس را تثبیت کرد، تا به امروز، مقطعی به اهمیت زمان حاضر نداشتهایم. اکنون قابلیتهای ژئوپولیتیک تنگه هرمز به حوزه اقتدار ایران تبدیل گشته است. تحولی که دامنه تأثیر آن تا سدهها باقی خواهد ماند. این دستاورد بزرگ که حاصل ایثار شهدای مقاومت و تدبیر رهبری است، ضرورت پیریزی یک نظم جدید را ایجاب میکند.
گذار از نظم آنگلوساکسونی به نظم ایلافی
نظم تحمیلی «آنگلوساکسونی» در سدههای اخیر تلاش کرد تا با اتمیزه کردن اقتصادهای منطقه، از شکلگیری همکاریهای راهبردی جلوگیری کند. این نظم، کشورهای منطقه را صرفاً به عنوان فروشنده انرژی و مصرفکننده تام و تمام میخواست تا وزن ژئوپولیتیک ایران را تضعیف کند. در مقابل، ما باید به سمت «نظم ایلافی» (با الهام از آیه دوم سوره مبارکه قریش) حرکت کنیم. ایران برخلاف تصورات استعمارگران، کشوری دارای «عمق استراتژیک» با جغرافیایی تودرتو است که به سادگی تسلیم نمیشود.
جغرافیا و انسان؛ دو رکن قدرت ایران
رکن دوم قدرت ما «انسان ایرانی» است که در فرهنگی غنی ریشه دارد. بریتانیا بسیار زودتر از ما متوجه این عمق شد و برای مهار آن، ریشهکن کردن زبان فارسی را در شبهقاره در دستور کار قرار داد. جدایی هرات در سال ۱۸۵۶ نمونهای از این شرارتهای تاریخی است. تفاوت امروز با دوران قاجار در حضور فرماندهانی چون قاسم سلیمانی و حاجیزاده و تنگسیری است که اجازه تسلیم در برابر اولتیماتومهای مدرن را نمیدهند. اگر شبیخون فرهنگی انگلیس علیه زبان فارسی نبود، امروزه نزدیک به دو میلیارد نفر در جهان به این زبان سخن میگفتند.
تضعیف سیستماتیک ایران توسط دلار برونزا
از دوران قاجار تا امروز، نظم آنگلوساکسونی به دنبال تضعیف سیستماتیک موقعیت ایران بوده است. پس از کشف نفت، پدیدهای به نام «دلار برونزا» اقتصاد ما را شرطی کرد. دلار برونزا مانند یک «گونه تهاجمی» عمل میکند که اگر مهار نشود، قابلیتهای تولیدی ملی را از بین برده و اجازه نمیدهد دسترنج متخصص ایرانی ارزش واقعی خود را پیدا کند.
نظم ایلافی؛ تجارت مکمل به جای انزوای اقتصادی
ریشه نظم ایلافی در تدبیر جناب هاشم در صدر اسلام است که با ایجاد پیوند اقتصادی میان یمن و شام، مانع انزوای قبایل شد. امروز نیز ما باید به جای واردات با دلار نفتی، به سمت تجارت مکمل با همسایگانی چون پاکستان برویم. در یک نظم ایلافی، ما میتوانیم کالای صنعتی مثل خودروی «تارا» را صادر و در مقابل نیازهای اساسی خود را تأمین کنیم. این یعنی تجارت دوجانبه و پایدار.
راهبرد عبور از محاصره دریایی؛ جایگزینی تجارت برّی با بحری
تنگه هرمز از این پس کانون اصلی تخاصمها خواهد بود. دشمن با محاصره دهانه اقیانوس هند به دنبال انسداد تجارت ماست. راهکار مقابله با این وضعیت، تقویت «مویرگهای تجارت خشکی» است. ما باید پیوندهای تجاری با همسایگانی چون روسیه، پاکستان، افغانستان و آسیای مرکزی را چنان تقویت کنیم که فشار دریایی بیاثر شود. مناطق شرق دریای کاسپین بستر امنی برای این تجارت هستند، چرا که از تعرض مستقیم نظم آنگلوساکسونی محفوظ ماندهاند.
گذار به صنایع مهارتپایه و پایان رانتخواری
پاشنه آشیل ما وابستگی به دلارهای حاصل از منابع (نفت و فولاد) است. راهکار خنثیسازی این وضعیت، تغییر گرانیگاه ارزآوری به سمت صنایع «مهارتپایه» و «فناوریپایه» است. باید «میدان نبرد» را با «اقتصاد و اجتماع» ترکیب کرد. وقتی صنایع مهارتی ما به زنجیره تولید ملی و بازارهای همسایه متصل شوند، مردم خود به چرخه ارزآوری تبدیل شده و از شوکهای دلاری واکسینه میشوند.
مانع اصلی ما در حال حاضر، رسوبات نظم قدیمی در سازوکارهای اجرایی است. با وجود اراده بالای حاکمیتی برای توسعه روابط دوجانبه، بوروکراسی گمرکی و ارزی ما هنوز بر مدار دلار برونزا میچرخد. تحقق «نظم ایلافی» تنها راه نجات صنایع مهارتی از باتلاق رکود تورمی و نقد کردن دستاوردهای اقتدار نظامی در سفرههای مردم است.
حمیدرضا فرتوکزاده؛ عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی مالک اشتر
نظر شما