یادداشت اختصاصی از مرتضی ابراهیمی طاهری

طنز و بازی با فرهنگ: مرز ناپیدای تخریب و نقد

فرهنگ ما نه با شعار، بلکه با تجربه زیسته و زنده در نسل‌های تازه تداوم می‌یابد. روز مبارزه با تروریسم فرصتی است برای یادآوری اینکه بمب و گلوله تنها ابزار ترور نیستند؛ تحقیر فرهنگ، تمسخر باورها و تهی‌کردن جامعه از هویت نیز گونه‌ای از تروریسم است.

طنز و بازی با فرهنگ: مرز ناپیدای تخریب و نقد
صفحه اقتصاد -

۸ شهریور در ایران به عنوان روز مبارزه با تروریسم نام‌گذاری شده است؛ روزی که در حافظه تاریخی ما با یاد قربانیان ترور گره خورده، اما مفهوم تروریسم در جهان امروز دیگر صرفاً محدود به خشونت فیزیکی نیست. آنچه کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، نوعی از تروریسم است که با گلوله و بمب به سراغ جامعه نمی‌آید، بلکه آرام و خزنده، از درون باورها و ارزش‌ها را هدف می‌گیرد؛ چیزی که می‌توان آن را تروریسم فرهنگی نامید. تروریسم فرهنگی زمانی رخ می‌دهد که ارزش‌ها و هویت یک ملت به شکلی سازمان‌یافته یا حتی در قالب سرگرمی و طنز، تخریب یا بی‌اعتبار شوند. اینجاست که مسئله حساس‌تر می‌شود، زیرا تخریب فرهنگی معمولاً در پوشش آزادی بیان یا نقد اجتماعی عرضه می‌شود و در نگاه نخست حتی جذاب و خنده‌آور به نظر می‌رسد، اما در عمل کارکردی ویرانگر دارد.

در سال‌های اخیر نمونه‌هایی از این دست را در فضای مجازی ایران دیده‌ایم. بخشی از طنز و محتوایی که تولید می‌شود، به جای نقد منصفانه و اصلاح‌گرانه، مستقیماً باورهای دینی، سنت‌های اجتماعی و نمادهای فرهنگی را هدف قرار می‌دهد. وقتی هنرمند یا طنزپردازی فرهنگ و اعتقادات ریشه‌دار مردم را به تمسخر می‌گیرد، در واقع آگاهانه یا ناآگاهانه به پدیده‌ای دامن می‌زند که نتیجه‌اش چیزی جز تضعیف هویت ملی و دینی نیست. این همان جایی است که طنز از مسیر سازندگی خارج می‌شود و به ابزاری برای بی‌ریشگی فرهنگی بدل می‌گردد.

در این میان، نقش نظام آموزشی ایران نیز قابل چشم‌پوشی نیست. آموزش و پرورش ما کمتر توانسته است نسل جوان را به درک عمیق از فرهنگ خودی برساند و قدرت تحلیل را در آن‌ها تقویت کند. وقتی کتاب‌های درسی سرشار از شعار و دستورالعمل‌های یک‌طرفه باشد و فرصتی برای گفت‌وگو و پرسشگری فراهم نشود، دانش‌آموزان هویت فرهنگی را نه در مدرسه بلکه در فضای مجازی جستجو می‌کنند و همین امر آنها را در برابر محتواهایی که به ظاهر سرگرم‌کننده است، اما در باطن هویت‌زداست، آسیب‌پذیر می‌سازد. بسیاری از کشورهایی که در برابر موج جهانی‌سازی و نفوذ فرهنگی ایستاده‌اند، تجربه‌ای متفاوت در نظام آموزشی خود ارائه داده‌اند. ژاپن از سال‌های ابتدایی کودکان را با اسطوره‌ها، ادبیات و هنر بومی آشنا می‌کند، فرانسه بر زبان و ادبیات ملی چنان تأکید می‌ورزد که هر دانش‌آموزی با متون کلاسیک و ارزش‌های فرانسوی رشد می‌کند، و کره جنوبی در کنار علوم روز، فرهنگ غذایی، موسیقی و خط بومی خود را آموزش می‌دهد تا نسل جدید هویت خویش را در پیوند با سنت‌ها بازشناسد.

تجربه ترکیه نیز در این زمینه قابل توجه است. نظام آموزشی این کشور طی دهه‌های اخیر کوشیده است میان میراث عثمانی و هویت جمهوری نوین پیوندی ایجاد کند. آموزش تاریخ و ادبیات ملی از دبستان تا دبیرستان جایگاه ویژه‌ای دارد و در کنار آن صنعت سرگرمی، به‌ویژه سریال‌های تاریخی و ملی‌گرایانه، به ابزاری برای بازآفرینی هویت فرهنگی و تقویت غرور ملی بدل شده است. ترکیه با این سیاست فرهنگی توانسته است هم نسل جدید خود را به گذشته تاریخی پیوند دهد و هم در عرصه جهانی فرهنگ بومی خویش را صادر کند. این تجربه نشان می‌دهد که اگر سیاست‌گذاری آموزشی و فرهنگی در ایران نیز چنین پیوستگی و برنامه‌ریزی داشته باشد، هویت ایرانی نه تنها در داخل پایدار می‌ماند بلکه می‌تواند به منبعی برای اثرگذاری نرم در خارج از مرزها تبدیل شود.

البته آموزش رسمی تنها بخشی از این ماجراست. خانواده‌ها نیز نقش بی‌بدیلی در پاسداری از هویت و فرهنگ دارند. اگر کودک در خانه با قصه‌های ملی، شعرهای کلاسیک، آداب و رسوم و حتی زبان مادری آشنا شود، پیوند او با ریشه‌های فرهنگی‌اش بسیار عمیق‌تر خواهد بود. خانواده‌ها نخستین مدرسه‌ای هستند که هویت در آن شکل می‌گیرد. زمانی که والدین با فرزندان خود درباره تاریخ، دین، هنر و سنت‌های ایرانی صحبت می‌کنند یا این ارزش‌ها را در زندگی روزمره به کار می‌بندند، در واقع سپری در برابر نفوذ جریان‌های هویت‌زدا می‌سازند. تجربه نشان داده است که هر جا خانواده‌ها نقش فعالی در انتقال میراث فرهنگی ایفا کرده‌اند، حتی اگر نظام آموزشی یا رسانه‌ها در این زمینه ضعیف عمل کنند، جامعه توانسته است هویت خود را حفظ کند.

اگر ما بخواهیم از دام تروریسم فرهنگی رهایی یابیم، باید نخست در نظام آموزشی بازنگری کنیم و همزمان نقش خانواده‌ها را نیز تقویت کنیم. آموزش باید جوانان را مجهز به تفکر انتقادی و سواد رسانه‌ای سازد تا بتوانند تفاوت میان طنز روشنگر و طنز تخریب‌گر را دریابند، و خانواده‌ها باید در کنار مدرسه بذر هویت را در ذهن فرزندانشان بکارند. همچنین باید فضای فرهنگی به گونه‌ای مدیریت شود که به جای سرکوب طنز، زمینه برای تولید طنز فاخر و هویت‌ساز فراهم شود. در چنین شرایطی، فرهنگ ما نه با شعار، بلکه با تجربه زیسته و زنده در نسل‌های تازه تداوم می‌یابد. روز مبارزه با تروریسم فرصتی است برای یادآوری اینکه بمب و گلوله تنها ابزار ترور نیستند؛ تحقیر فرهنگ، تمسخر باورها و تهی‌کردن جامعه از هویت نیز گونه‌ای از تروریسم است که اگر با آن مواجهه آگاهانه نشود، دیر یا زود آثار مخرب خود را بر پیکره اجتماعی بر جای خواهد گذاشت.

 

پیشنهاد سردبیر

آیا این خبر مفید بود؟

نتیجه بر اساس رای موافق و رای مخالف

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :

نظر شما

اخبار ویژه

آخرین اخبار