لوگو
تبلیغات
کد خبر: ۳۵۰۶۰۸

شوک گازوئیلی به آمریکا؛ «محاصره کردن محاصره» اقتصاد واشنگتن را نشانه گرفت

گازوئیل در آمریکا دیگر فقط یک کالای انرژی نیست؛ به یکی از نشانه‌های فشار فزاینده بر اقتصاد این کشور تبدیل شده است. جهش قیمت دیزل تا محدوده ۶ دلار در هر گالن در سطح ملی و نزدیک‌شدن قیمت در برخی بازارهای کالیفرنیا، از جمله سان‌فرانسیسکو، به مرز ۹ دلار، نگرانی‌ها درباره سرایت بحران سوخت به حمل‌ونقل، کشاورزی، صنایع و هزینه زندگی خانوارها را افزایش داده است.

صفحه اقتصاد را در گوگل دنبال کنید
شوک گازوئیلی به آمریکا؛ «محاصره کردن محاصره» اقتصاد واشنگتن را نشانه گرفت
تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات
افزایش قیمت دیزل در آمریکا در شرایطی رخ داده که بازار فرآورده‌های پالایشی با فشار عرضه مواجه است. برخلاف تصور رایج، مسئله اصلی الزاماً کمبود نفت خام نیست؛ بلکه محدودیت ظرفیت پالایش، کاهش ذخایر فرآورده‌های نفتی، اختلال در لجستیک و تنگنای بازار جهانی دیزل، به گلوگاه اصلی تبدیل شده‌اند.
اهمیت این موضوع از آنجا ناشی می‌شود که دیزل برخلاف بسیاری از فرآورده‌های انرژی، مستقیماً با بخش بزرگی از فعالیت اقتصادی آمریکا در ارتباط است. ناوگان کامیون‌ها، ماشین‌آلات کشاورزی، قطارها، تجهیزات عمرانی و بخش قابل توجهی از فعالیت‌های صنعتی به این سوخت وابسته هستند. بنابراین افزایش قیمت دیزل می‌تواند با فاصله‌ای کوتاه به افزایش هزینه حمل کالا و در مرحله بعد به رشد قیمت محصولات مصرفی منجر شود.
در چنین شرایطی، مطرح‌شدن سناریوی گازوئیل ۱۰ دلاری بیش از آنکه یک پیش‌بینی قطعی باشد، باید به‌عنوان هشدار درباره عمق بحران پالایشی و انرژی دیده شود.
میانگین قیمت ملی هنوز به این سطح نرسیده است، اما نزدیک‌شدن برخی بازارهای محلی به محدوده ۹ دلار نشان می‌دهد که فشار قیمتی در نقاط خاص می‌تواند بسیار شدیدتر از میانگین ملی باشد.مسئله مهم‌تر، اثر زنجیره‌ای این شوک است. افزایش قیمت دیزل ابتدا هزینه فعالیت شرکت‌های حمل‌ونقل را بالا می‌برد؛ سپس نرخ جابه‌جایی کالا افزایش پیدا می‌کند و این افزایش هزینه به تولیدکنندگان و توزیع‌کنندگان منتقل می‌شود. در نهایت، بخشی از آن در قیمت مواد غذایی و کالاهای مصرفی نمایان خواهد شد.کشاورزی نیز در این زنجیره آسیب‌پذیر است.
تراکتور، کمباین، کامیون‌های حمل محصولات و بسیاری از تجهیزات مورد استفاده در تولید و توزیع مواد غذایی به سوخت دیزل وابسته‌اند. به همین دلیل، تداوم گرانی گازوئیل می‌تواند هزینه تولید محصولات کشاورزی را افزایش داده و فشار تورمی را از مزارع تا فروشگاه‌ها منتقل کند.اما ابعاد این مسئله تنها اقتصادی نیست.
در شرایط تشدید تنش‌های ژئوپلیتیک و اختلال در مسیرهای انرژی، هر فشار بر بازار فرآورده‌های نفتی می‌تواند به بخشی از معادله قدرت اقتصادی کشورها تبدیل شود. از همین منظر، تحولات بازار دیزل آمریکا را نمی‌توان جدا از بحران گسترده‌تر انرژی و تحولات مسیرهای دریایی انتقال سوخت و نفت ارزیابی کرد.در این چارچوب، طرح مفهوم «محاصره کردن محاصره» اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.
این رویکرد بر انتقال بخشی از هزینه فشار اقتصادی و دریایی به طرف مقابل استوار است؛ به این معنا که فشار بر مسیرهای انرژی و تجارت می‌تواند صرفاً یک مسئله نظامی نباشد و آثار آن به بازار انرژی، بیمه، حمل‌ونقل و زنجیره تأمین جهانی منتقل شود.
تنگه هرمز نیز در چنین معادله‌ای صرفاً یک مسیر عبور نفتکش‌ها نیست. هرگونه اختلال پایدار در این منطقه می‌تواند بازار فرآورده‌های نفتی را نیز تحت تأثیر قرار دهد؛ بازاری که در مقایسه با نفت خام، در برخی مقاطع ظرفیت انعطاف‌پذیری کمتری دارد و با محدودیت پالایش و ذخایر مواجه است.
از منظر اقتصاد جنگ، نقطه حساس دقیقاً همین‌جاست. قدرت یک کشور تنها با توان نظامی آن سنجیده نمی‌شود؛ توان تحمل هزینه‌های اقتصادی، حفظ زنجیره تأمین، کنترل تورم و جلوگیری از فرسایش قدرت خرید خانوارها نیز بخشی از تاب‌آوری ملی است.اگر فشار بر بازار دیزل ادامه پیدا کند، افزایش هزینه‌ها می‌تواند به‌صورت زنجیره‌ای از سوخت به حمل‌ونقل، از حمل‌ونقل به تولید، از تولید به مواد غذایی و در نهایت به خانوارها منتقل شود.
در این حالت، بحران انرژی از یک مسئله تخصصی در بازار نفت و پالایشگاه‌ها خارج شده و به مسئله‌ای برای سیاست اقتصادی و حتی امنیت ملی تبدیل خواهد شد.به همین دلیل، عدد ۱۰ دلار را نباید صرفاً به‌عنوان یک قیمت احتمالی روی تابلوهای سوخت نگاه کرد.
اهمیت واقعی این عدد در پیامی است که درباره ظرفیت تحمل اقتصاد آمریکا در برابر یک شوک طولانی‌مدت انرژی می‌دهد.سان‌فرانسیسکو که اکنون در محدوده قیمتی بسیار بالایی قرار گرفته، می‌تواند نمونه‌ای از شدت فشار در بازارهای محلی باشد؛ اما پرسش اصلی این است که آیا این فشار در محدوده‌های جغرافیایی خاص باقی می‌ماند یا در صورت تداوم بحران پالایشی و اختلال عرضه، به یک شوک فراگیر برای اقتصاد آمریکا تبدیل خواهد شد.
در نهایت، چالش اصلی برای واشنگتن فقط کنترل قیمت یک گالن دیزل نیست؛ مسئله، جلوگیری از تبدیل بحران سوخت به بحران زنجیره تأمین و سپس بحران تورمی است؛ نقطه‌ای که انرژی، اقتصاد و تاب‌آوری راهبردی به یکدیگر گره می‌خورند.
تبلیغات
ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید | تلگرام - اینستاگرام - بله - ایکس - یوتوب
اخبار مرتبط
ارسال نظرات