آتشبس و بازآرایی قدرت در منطقه؛
از جنگ آشکار تا رقابتهای خاموش ژئوپلیتیکی (بخش سوم)
اقتصاد ایران در دوره پس از آتشبس؛ فرصتها، تهدیدها و چشمانداز پیشرو
اقتصاد ایران همواره تحت تأثیر تحولات ژئوپلیتیکی منطقه و جهان قرار داشته است. از این رو، آتشبس تنها یک رویداد سیاسی نیست، بلکه متغیری اقتصادی است که میتواند بر انتظارات، سرمایهگذاری و ثبات بازارها اثر بگذارد.
آتشبس بهخودیخود به معنای بهبود اقتصادی نیست؛ آنچه اهمیت دارد نحوه مدیریت دوره پس از آن است. در چنین شرایطی اقتصاد وارد مرحلهای میشود که میتوان آن را «اقتصاد انتظاری» نامید؛ وضعیتی که در آن تصمیمگیریهای اقتصادی بیش از واقعیتهای موجود، تحت تأثیر برداشت فعالان اقتصادی از آینده قرار میگیرد. به همین دلیل بازار ارز، بورس، سرمایهگذاری و حتی بازار مسکن نسبت به تحولات سیاسی واکنش سریع نشان میدهند. تجربه جهانی نشان میدهد که پایان درگیری لزوماً به رشد اقتصادی منجر نمیشود.(برای دیدن بخش دوم "اینجا" کیلک کنید)
در عراق پس از سال ۲۰۰۳ و افغانستان پس از دورههای مختلف آتشبس، نااطمینانی سیاسی مانع جذب پایدار سرمایهگذاری شد. در مقابل، کشورهایی مانند ویتنام و بوسنی توانستند با ایجاد ثبات نسبی و اصلاحات اقتصادی، از دوره پس از بحران برای بازسازی اقتصاد استفاده کنند.
مهمترین تهدید اقتصادی در دوره آتشبس، تداوم نااطمینانی است. اگر آتشبس به وضعیتی مبهم و فرسایشی تبدیل شود، سرمایهگذاری بلندمدت کاهش یافته، منابع مالی به سمت داراییهای غیرمولد حرکت میکند و هزینههای تأمین مالی، بیمه و تجارت افزایش مییابد.
در چنین شرایطی دولت نیز با فشار بودجهای بیشتری مواجه خواهد شد که میتواند به افزایش کسری بودجه و فشارهای تورمی منجر شود.برای اقتصاد ایران میتوان سه سناریوی اصلی را متصور شد:سناریوی نخست؛ ثبات پایدار:در صورت تداوم آتشبس و کاهش تنشها، اعتماد سرمایهگذاران افزایش یافته، تجارت خارجی بهبود مییابد و اقتصاد وارد مسیر رشد تدریجی میشود.
سناریوی دوم؛ وضعیت فرسایشی:در این حالت، درگیری مستقیم وجود ندارد اما نااطمینانی سیاسی ادامه مییابد. پیامد آن رشد اقتصادی محدود، سرمایهگذاری پایین، تداوم تورم و نوسانات دورهای بازارها خواهد بود.سناریوی سوم؛ بازگشت تنشها:در صورت شکست آتشبس، اقتصاد با شوکهای سریع از جمله افزایش نرخ ارز، رشد انتظارات تورمی، خروج سرمایه و محدودیتهای تجاری روبهرو خواهد شد.
در این میان، نفت همچنان یکی از عوامل کلیدی اقتصاد ایران است. افزایش قیمت جهانی نفت میتواند درآمدهای ارزی و توان مالی دولت را تقویت کند، اما تجربه کشورهای نفتی نشان داده است که اتکای بیش از حد به درآمدهای نفتی، اقتصاد را در برابر شوکهای خارجی آسیبپذیر میکند.
از این رو، چالش اصلی اقتصاد ایران نه صرفاً قیمت نفت، بلکه وابستگی ساختاری به آن است. اقتصاد ایران در دوره پس از آتشبس در نقطهای حساس قرار دارد. این شرایط میتواند به فرصتی برای اصلاحات اقتصادی، بهبود فضای کسبوکار، جذب سرمایه و کاهش وابستگی به نفت تبدیل شود. اما تحقق این اهداف نیازمند ثبات، سیاستگذاری قابل پیشبینی و مدیریت کارآمد است.
در نهایت، تجربه بسیاری از کشورها نشان میدهد که موفقیت اقتصادی در دوره پس از بحران، نه به پایان درگیری، بلکه به کیفیت حکمرانی و توانایی دولت در تبدیل ثبات سیاسی به اعتماد اقتصاد بسته است.
اسدالله غلامپور(پستدکترای اقتصاد نفت و انرژی)
نظر شما