آتشبس و بازآرایی قدرت در منطقه؛
از جنگ آشکار تا رقابتهای خاموش ژئوپلیتیکی (بخش دوم)
پویاییهای اجتماعی پس از آتشبس؛ بازسازی اعتماد عمومی و بازتنظیم ثبات سیاسی در دوره گذار
آتشبس معمولاً در سطح رسانهای بهعنوان "پایان بحران" معرفی میشود، اما در واقعیت اجتماعی و سیاسی، این نقطه بیشتر شبیه یک «گذار» است تا پایان اصل ماجرا.
جوامع پس از عبور از یک دوره تنش، وارد مرحلهای میشوند که در آن احساسات جمعی، برداشتهای سیاسی، سطح اعتماد عمومی و حتی الگوهای رفتاری مردم دستخوش تغییر میشود. در این مرحله، مسئله اصلی دیگر جنگ یا آتشبس نیست، بلکه "چگونگی بازسازی جامعه پس از بحران" است؛ موضوعی که در بسیاری از موارد پیچیدهتر و طولانیتر از خود بحران نظامی است.
افکار عمومی در دوره آتشبس معمولاً در یک وضعیت پایدار و یکدست قرار نمیگیرد و در این مرحله، در واقع، جامعه وارد نوعی "دوگانگی روانی" میشود. از یک طرف، بخشی از جامعه آتشبس را بهعنوان نشانهای از کاهش خطر، بازگشت امنیت و امکان تنفس اقتصادی و اجتماعی تلقی میکند.(برای مطالعه بخش اول این مقاله "اینجا" کلیک کنید).
این گروه معمولاً به دنبال بازگشت به زندگی عادی، ثبات اقتصادی و کاهش تنشهای سیاسی است. در مقابل، بخش دیگری از جامعه نسبت به پایداری آتشبس بدبین است. تجربه بحرانهای گذشته باعث میشود این گروه آتشبس را نه پایان، بلکه "وقفهای موقت" در نظر بگیرد.
همین نگاه بدبینانه میتواند بر رفتارهای اقتصادی (مانند احتیاط در سرمایهگذاری یا مصرف) و حتی رفتارهای اجتماعی تأثیر بگذارد. نتیجه این وضعیت، شکلگیری جامعهای با "انتظار معلق" است؛ جامعهای که نه کاملاً در بحران است و نه کاملاً در ثبات. یکی از مهمترین متغیرهای دوره پس از آتشبس، "سرمایه اجتماعی" است. سرمایه اجتماعی شامل اعتماد میان مردم، اعتماد به دولت، و اعتماد به آینده است.در دوره بحران، این سرمایه معمولاً آسیب میبیند. اما در دوره آتشبس، دو مسیر متفاوت ممکن است شکل بگیرد:
۱) مسیر ترمیم، اگر نهادهای سیاسی شفافیت، پاسخگویی و کارآمدی نشان دهند، در نتیجه اعتماد اجتماعی بهتدریج بازسازی میشود.
۲) مسیر فرسایش ادامهدار، اگر ابهام سیاسی و اقتصادی ادامه یابد، حتی بدون جنگ، اعتماد اجتماعی ممکن است بیشتر کاهش پیدا کند.
نکته مهم این است که سرمایه اجتماعی برخلاف سرمایه مالی، بهسرعت بازسازی نمیشود و نیازمند زمان، ثبات و رفتار قابل پیشبینی از سوی حاکمیت است. رسانهها؛ از آرامسازی تا تشدید شکاف، در دوره آتشبس، نقش بسیار تعیینکنندهای دارند، زیرا در این دوره "روایتها" از خود رویدادها مهمتر میشوند.
اگر رسانهها بر بازسازی اعتماد، کاهش تنش و ارائه تحلیلهای متعادل تمرکز کنند، میتوانند به تثبیت فضای پس از بحران کمک نمایند. اما اگر فضای رسانهای به سمت قطبیسازی، بزرگنمایی تهدیدها یا بازتولید ترس، حرکت نماید، جامعه همچنان در وضعیت اضطراب باقی میماند.
در عصر شبکههای اجتماعی، این نقش حتی پیچیدهتر شده است؛ زیرا روایتها دیگر صرفاً از طریق رسانههای رسمی شکل نمیگیرند، بلکه میلیونها کاربر در شکلدهی به افکار عمومی نقش دارند. این موضوع میتواند هم فرصت باشد و هم تهدید. اولویتهای اجتماعی و اقتصادی نیز معمولاً، پس از یک دوره تنش، تغییر میکند. امنیت، معیشت و ثبات اقتصادی در صدر مطالبات قرار میگیرند و برخی مسائل دیگر به حاشیه میروند.
در چنین شرایطی، مردم بیشتر به دنبال ثبات قیمتها،امنیت شغلی، کاهش ریسکهای اقتصادی و بهبود شرایط زندگی روزمره هستند. این تغییر اولویتها میتواند فشار قابل توجهی بر دولتها وارد کند، زیرا انتظارات عمومی معمولاً سریعتر از توان واقعی اقتصاد افزایش مییابد.
از سوی دیگر، آتشبس میتواند بر مشروعیت سیاسی دولتها اثر دوگانه داشته باشد. اگر دولت بتواند آتشبس را به ثبات پایدار تبدیل کند و همزمان شرایط اقتصادی و اجتماعی را بهبود دهد، سطح اعتماد عمومی افزایش مییابد.
اما اگر آتشبس تنها به توقف درگیری منجر شود و در سایر حوزهها (اقتصاد، معیشت، خدمات عمومی) بهبود محسوسی ایجاد نشود، ممکن است نوعی "ناامیدی پس از بحران" شکل بگیرد. این وضعیت در بلندمدت میتواند شکاف میان دولت و جامعه را افزایش دهد.یکی از ویژگیهای مهم دوره آتشبس، قرار گرفتن جامعه در وضعیت تعلیق است؛ یعنی جامعه احساس میکند وارد مرحله جدیدی شده، اما هنوز قواعد این مرحله مشخص نیست. در این وضعیت، "گذشته" هنوز تمام نشده است، "آینده" هنوز روشن نمی باشد و زمان حال نیز، حالت گذار دارد. این "تعلیق تاریخی" اگر طولانی شود، میتواند به فرسایش روانی و اجتماعی منجر گردد. اما اگر بهدرستی مدیریت شود، میتواند به فرصتی برای بازسازی ساختارهای اجتماعی و سیاسی تبدیل شود.بطور کلی پیامدهای اجتماعی و سیاسی آتشبس، بسیار عمیقتر از توقف یک درگیری نظامی است.
جامعه در این دوره وارد مرحلهای پیچیده از بازتعریف اعتماد، بازسازی روایتها و تنظیم مجدد انتظارات میشود. موفقیت در این مرحله نه صرفاً به نبود جنگ، بلکه به کیفیت حکمرانی، عملکرد رسانهها، و توانایی نهادهای سیاسی در پاسخ به مطالبات جامعه وابسته است. در نهایت، آتشبس، تنها زمانی به ثبات پایدار منجر میشود که جامعه از وضعیت «انتظار و تردید» خارج شده و وارد مرحله "اطمینان و پیشبینیپذیری" شود؛ چیزی که نیازمند زمان، شفافیت و مدیریت هوشمندانه است.
اسدالله غلام پور(پست دکترای اقتصاد نفت و انرژی)
نظر شما