صفحه اقتصاد گزارش می دهد:

فاجعه میناب؛ حمله‌ای که هزینه‌های انسانی و اقتصادی ایران را دوباره به صدر خبرها برد

گزارش تحقیقی شبکه الجزیره درباره حمله هوایی اخیر به دبستان دخترانه شهر میناب، بار دیگر نگاه جهانی را متوجه رنج انسانی و تبعات اجتماعی جنگ‌های نیابتی در خاورمیانه کرد. بر اساس داده‌های منتشرشده در این گزارش، حمله مشترک اسرائیل و ایالات متحده که به کشته شدن ۱۶۵ کودک و معلم انجامید، احتمالاً اقدامی هدفمند بوده تا با ایجاد شوک اجتماعی، فضای داخلی ایران را تحت تأثیر روانی و سیاسی قرار دهد.

فاجعه میناب؛ حمله‌ای که هزینه‌های انسانی و اقتصادی ایران را دوباره به صدر خبرها برد
صفحه اقتصاد -

الجزیره در بخش تخصصی خود، واحد تحقیقات دیجیتال، تصریح می‌کند که برخی از رسانه‌های نزدیک به اسرائیل تلاش کردند مدرسه را به‌عنوان بخشی از «پایگاه نیروی دریایی سپاه پاسداران» معرفی کنند؛ اما تحلیل داده‌های ماهواره‌ای، ویدئوهای آرشیوی و اسناد رسمی نشان می‌دهد که دبستان «شجره طیبه» حداقل طی ده سال اخیر کاملاً جدا از مراکز نظامی مجاور بوده است. این نتیجه‌گیری، سوالی جدی را در برابر مدعیان اخلاق نظامی قرار می‌دهد: آیا چنین حمله‌ای اشتباهی اطلاعاتی بوده یا تصمیمی آگاهانه با هدف ضربه روانی به مردم ایران؟

از جنبه اقتصادی، فاجعه میناب تنها یک تراژدی انسانی نیست. تخریب زیرساخت آموزشی محلی بر شاخص توسعه انسانی در استان هرمزگان اثر مستقیم گذاشته است. کارشناسان داخلی اشاره کرده‌اند که خسارات وارده به این مجموعه آموزشی، علاوه بر از دست رفتن نیروی انسانی در آینده، هزینه‌هایی چندبرابر برای بازسازی مدارس، حمایت از خانواده‌های داغ‌دار و جبران آسیب‌های روانی جمعی رقم خواهد زد. چنین هزینه‌هایی، در نهایت به فشار مالی بیشتر بر بودجه عمومی، کاهش بهره‌وری اجتماعی و کندی سرمایه‌گذاری در مناطق کمتر توسعه‌یافته می‌انجامد — همان هدفی که طراحان جنگ‌های ادراکی دنبال می‌کنند: تضعیف دوام اقتصادی–اجتماعی ملت‌ها از راه ضربه به امید عمومی.

شوک روانی ناشی از این رویداد، طبق تحلیل روان‌اجتماعی منتشرشده در رسانه‌های منطقه‌ای، می‌تواند موجی از بی‌اعتمادی به امنیت داخلی ایجاد کند و در کوتاه‌مدت بر نرخ مهاجرت معکوس در استان‌های جنوبی تأثیر بگذارد. در شرایطی که اقتصاد ملی درگیر هزینه‌های بازسازی زیرساخت‌ها و جبران آسیب‌های ناشی از تحریم‌هاست، چنین حمله‌ای در واقع بخشی از استراتژی فرسایش اقتصادی غیرمستقیم محسوب می‌شود؛ یعنی افزایش هزینه‌های غیرمولد با تکیه بر حوادث انسانی و روانی.

در همین حال، لایه سیاسی این حمله نیز قابل تأمل است. تحلیل‌ها نشان می‌دهد که هدف از انتخاب یک مدرسه دخترانه، نه فقط ضربه نظامی، بلکه تحریک افکار عمومی جهانی و داخلی بوده است تا احساس خشم، ناامیدی و واگرایی اجتماعی را تقویت کند. همان‌طور که کارشناسان رسانه‌ای می‌گویند، جنگ‌های جدید در درجه اول بر ذهن و تصویرسازی افکار عمومی متمرکز شده‌اند. تخریب نمادهای انسانی — بیمارستان، مدرسه، پناهگاه کودک — بیش از نابودی تجهیزات نظامی می‌تواند دولت‌ها را در برابر جامعه جهانی تحت فشار قرار دهد.

رهبر انقلاب و دختران میناب

اما از زاویه دید ملی، این حادثه تلخ یک پیام روشن دارد: هرچند برخی ممکن است از عملکردهای سیاسی یا اقتصادی داخلی ناراضی باشند، تاریخِ تکرار‌شونده منطقه نشان می‌دهد هیچ قدرت بیرونی هرگز دوست ملت ایران نبوده و نخواهد بود. دشمنان این سرزمین، با هر پرچمی، به‌دنبال شکاف اجتماعی و تجزیه وحدت ملی‌اند. فاجعه میناب، زنگ خطر تازه‌ای است برای آن‌که اختلافات داخلی نباید ابزار بازی دشمنان شود.

در پایان، اگرچه صدای کودکان میناب در آوارها خاموش شد، اثر اقتصادی، روانی و اجتماعی این حمله سال‌ها در ساختار کشور باقی می‌ماند. پاسخ واقعی به چنین فاجعه‌ای فقط در میدان نظامی یا دیپلماتیک نیست — بلکه در تقویت انسجام اقتصادی، حمایت پایدار از آموزش و حفظ اعتماد عمومی به توان ملی معنا پیدا می‌کند. شاید درس بزرگ این حادثه آن باشد که امنیت، تنها در سایه قدرت نظامی تأمین نمی‌شود؛ بلکه از ثبات اقتصادی و اتحاد اجتماعی برمی‌خیزد.

 

پیشنهاد سردبیر

آیا این خبر مفید بود؟

نتیجه بر اساس رای موافق و رای مخالف

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :

نظر شما

اخبار ویژه