اختصاصی صفحه اقتصاد
خون سرخ میناب؛ فریاد خاموش کودکان در برابر نسل کودککُش جهان
میناب: جایی که زنگ مدرسه با صدای انفجار خاموش شد
دبستان شجره طیبه در میناب، جایی که رنگ دیوارهایش با خنده کودکان معنا میگرفت، حالا به نماد خاموشی و خشم بدل شده است. حملهای که جان بیش از صد و شصت کودک و معلم را گرفت، نهفقط فاجعهای محلی، که کابوس وجدان جهانی است؛ جایی که حتی نقشههای رسمی پنتاگون، رد پای بیرحمی بر دیوارهای مدرسهای ایرانی حک کردند و سکوت قدرتهای بزرگ، لکهای پاکنشدنی بر نام انسانیت شد.
حمله به دبستان شجره طیبه در میناب که به کشته و زخمی شدن شمار زیادی از دانشآموزان و معلمان انجامید، به یکی از بحثبرانگیزترین رویدادهای اخیر تبدیل شده است. حادثهای که با انتشار نقشه حملات در پنتاگون و قرار گرفتن نام میناب در میان اهداف، ابعاد تازهای پیدا کرده است.
حادثهای که در روزهای اخیر در شهر میناب رخ داد به سرعت به یکی از مهمترین موضوعات خبری در رسانهها و فضای سیاسی تبدیل شد. گزارشها حاکی از آن است که دبستان شجره طیبه این شهر در جریان مجموعهای از حملات هوایی هدف قرار گرفت، حملاتی که به گفته منابع مختلف به کشته و مجروح شدن تعداد زیادی از دانشآموزان و معلمان انجامیده است.

طبق گزارش منتشر شده توسط وبگاه انگلیسی Middle East Eye، این مدرسه در جریان حملهای چندمرحلهای مورد اصابت قرار گرفته است. نخستین موشک در محوطه مدرسه فرود آمد و موجب وحشت و پراکندگی دانشآموزان شد. در همان دقایق اولیه معلمان و کادر مدرسه تلاش کردند دانشآموزان را برای محافظت به نمازخانه منتقل کنند، اقدامی که با هدف دور نگه داشتن آنان از خطر احتمالی حملات بعدی انجام شد.
بر اساس روایت یکی از پزشکان امدادگر هلال احمر که با بازماندگان گفتوگو کرده است مدیر مدرسه پس از انفجار نخست با والدین تماس گرفت و از آنان خواست برای بردن فرزندانشان به مدرسه مراجعه کنند.اما پیش از آنکه بسیاری از خانوادهها به محل برسند موشک دوم به همان محدوده اصابت کرد جایی که گروهی از دانشآموزان برای پناه گرفتن تجمع کرده بودند.
به گفته این پزشک موج دوم حمله باعث شد بسیاری از کسانی که از انفجار نخست جان سالم به در برده بودند در حمله دوم آسیب ببینند. تنها شمار اندکی از کسانی که در آن محل پناه گرفته بودند توانستند از حادثه جان سالم به در ببرند. جزئیات منتشر شده نشان میدهد که حمله در چند نوبت انجام شده است بر اساس گزارشها حدود ساعت ۱۱:۳۰ صبح روز شنبه نهم اسفند چند حمله هوایی به دبستان دخترانه و پسرانه شجره طیبه صورت گرفته است. چند ساعت بعد و حدود ساعت ۱۵:۴۰ همان روز نیز حملهای دیگر به درمانگاه مجاور مدرسه انجام شد.

مکانی که گفته میشود برخی مجروحان برای درمان به آن منتقل شده بودند. در مجموع گزارشها از کشته شدن بیش از ۱۶۰ نفر از دانشآموزان و معلمان و زخمی شدن بیش از یکصد نفر دیگر خبر میدهند، آماری که این حادثه را به یکی از مرگبارترین حملات علیه یک مرکز آموزشی در سالهای اخیر تبدیل کرده است. همزمان با انتشار این گزارشها در واشنگتن نیز موضوع حمله در یک کنفرانس خبری در پنتاگون مطرح شد. پیت هگست، وزیر جنگ ایالات متحده در پاسخ به پرسش تام بایتمن خبرنگار بیبیسی درباره نوع مهمات استفادهشده در این حمله اعلام کرد که بررسیها درباره جزئیات حادثه همچنان ادامه دارد و پنتاگون در حال تحقیق درباره این موضوع است. در همین حال کریس اوسیک خبرنگار حوزه دفاعی با بررسی نقشهای که در جریان همین کنفرانس خبری توسط ارتش ایالات متحده منتشر شده بود محل مدرسه میناب را روی نقشه حملات مشخص کرد. بررسی او نشان میداد که این نقطه در محدوده خوشه حملاتی قرار دارد که در نقشه ارائه شده توسط ارتش آمریکا نمایش داده شده است.
موضوعی که توجه رسانهها را بیش از پیش به این حادثه جلب کرد. این رویداد واکنشهای گستردهای نیز در سطح رسانهای و سیاسی به همراه داشت. در یکی از این واکنشها، مری ترامپ، برادرزاده رئیسجمهور آمریکا، با اشاره به تصاویر منتشر شده از محل دفن جمعی قربانیان این حادثه اعلام کرد که با هر کسی که بخواهد چنین رویدادی را توجیه کند مقابله خواهد کرد. اظهارات او بازتاب زیادی در شبکههای اجتماعی و رسانهها پیدا کرد. آنچه در میناب رخ داده است اکنون فراتر از یک خبر محلی یا حتی یک حادثه نظامی تلقی میشود. این حادثه بار دیگر توجه افکار عمومی را به پیامدهای انسانی جنگها جلب کرده است. جایی که مدارس، بیمارستانها و مکانهایی که باید امنتری نقاط برای غیرنظامیان باشند گاه در میانه درگیریها به اهداف حملات تبدیل میشوند.

از آنجا که حتی موشک نتوانست رنگ مدرسه را خاموش کند، خون این کودکان همچون پرچمی زنده، بر دوش وجدان جهانی برافراشته شده است. این خونِ سرخ، دیگر حادثهای محلی نیست؛ به جریان ضد کودککُشی در منطقه و جهان پیوسته — جریانی که هر روز با نام غزه، صنعا، کابل و حالا میناب، بلندتر فریاد میزند که نسل حاکم بر قدرتهای نظامی جهان، نسلی کودککُش است.
سکوت نهادهای بینالمللی، از جمله یونیسف و شورای حقوق بشر سازمان ملل، چهرهای تلخ از بیعملی در برابر جنایات علیه کودکان را نمایان کرده است. در گزارشهای اخیر، هیچ اشارهای به میناب نشده؛ گویی جان کودک ایرانی کمتر از جان کودک در هر نقطه دیگر این سیاره ارزش دارد. این تناقض، پرسش اخلاقی بزرگی را پیش روی جامعه جهانی قرار میدهد: چگونه ممکن است مراجع مدعی حقوق بشر، از کنار خون بیگناهان چنین بیواکنش عبور کنند؟
شاید زمان آن رسیده است که فاجعه میناب به محور تازهای برای مطالبه عدالت بینالمللی بدل شود. خون کودکان مظلوم این شهر، تصویری فراموشنشدنی از درد و شجاعت را در حافظه انسانی جهان ثبت کرد. این خون، نهتنها یادآور مظلومیت بچههای غزه و ایران است، بلکه سندی جاودان علیه هر تفکریست که در جزیرههای آسایش و بیدردی بزرگ شده و میکوشد صدای معصومترین انسانها را خاموش کند. اما این صدا، از زیر آوار هم برخاسته و جهان را به محاکمه وجدان خود فرا میخواند.
نظر شما