تیتر خبرها

در نشریه «ریسپانسیبل استیت کرافت» بررسی شد؛

«پنج ایران کوچک بهتر از یک ایران بزرگ است» تجزیه؛ سناریو محبوب نتانیاهو و صدام

تحلیلگران و پژوهشگران در نشستی با محوریت جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران به میزبانی نشریه «ریسپانسیبل استیت کرافت»، به طور متفق‌القول بر این باورند که ترور رهبر انقلاب اسلامی، نه تنها به «تغییر رژیم» یا فروپاشی نظام ایران منجر نمی‌شود بلکه ساختار نهادی لایه‌ای جمهوری اسلامی، آن را به سمت سازمان‌دهی مجدد و نمایش تاب‌آوری حرکت می‌کند.

«پنج ایران کوچک بهتر از یک ایران بزرگ است» تجزیه؛ سناریو محبوب نتانیاهو و صدام
صفحه اقتصاد -

 اسرائیل در جریان عملیات مشترک با آمریکا در روز شنبه، آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر انقلاب اسلامی را هدف قرار داد و به شهادت رساند. رهبر انقلاب در ۸۶ سالگی، طولانی‌ترین دوره رهبری در تاریخ جمهوری اسلامی را داشت و از سال ۱۹۸۹ در راس حکومت ایران بود.

این نخستین ترور علنی و مستقیم یک رهبر جهانی به دست یک دولت در بیش از یک قرن گذشته بود. به ادعای دونالد ترامپ، رئیس‌ جمهوری آمریکا، در ویدئوی صبح شنبه خود برای اعلام این حملات، «ایران دهه‌ها به‌عنوان دشمن ایالات متحده تلقی می‌شد و آیت‌الله خامنه‌ای نماد جاودان این تهدید نسل اندر نسل بود».

نشریه «ریسپانسیبل استیت کرافت» (کشورداری مسئولانه) به عنوان بازوی رسانه‌ای اندیشکده آمریکایی کوئینسی در گفت‌وگو با چند پژوهشگر آشنا با تاریخ ایران و سیاست داخلی و خاورمیانه، درباره پیامدهای احتمالی «حذف راس» حکومت ایران به بحث و تبادل نظر پرداخته است. (شهادت) آیت‌الله خامنه‌ای تنها نبود و چند مقام ارشد وزارت دفاع ایران و افراد دیگری نیز در آن حملات هوایی (به شهادت رسیدند.) شورایی سه‌نفره به‌طور موقت اداره امور را بر عهده گرفته و وعده داده است که خواهد جنگید و اعلام کرده که ترور رهبر ایران اعلام جنگ علیه مسلمانان جهان، به‌ویژه شیعیان، است.

در سوی مقابل، ترامپ مدعی شده است که «مردم ایران اکنون فرصت دارند زمام امور را به دست بگیرند». او همچنین نشانه‌هایی از آمادگی برای مذاکره درباره آتش‌بس بروز داده است. کارشناسان ما این احتمال و سناریوهای دیگر را بسیار نگران‌کننده‌تر و نامطمئن‌تر برای ایرانیان، منطقه و آمریکا قلمداد می‌کنند.

«پنج ایران کوچک بهتر از یک ایران بزرگ است» تجزیه ایران؛ سناریو محبوب نتانیاهو و صدام

شهادت رهبر ایران در حال بسیج مسلمانان در پاکستان، عراق و کشمیر است

صنم اندرلینی، بنیان‌گذار و مدیرعامل شبکه اقدام جامعه مدنی بین‌المللی در این خصوص می‌گوید: جنگ علیه ایران غیرقانونی و ویرانگر است. سال‌ها درباره پیامدهای آن هشدار دادیم و اکنون شاهد رخ دادن آن هستیم و هر روز فاجعه‌ای تازه می‌بینیم. آنها(اسرائیل و آمریکا) مدرسه‌ای را بمباران کردند و ۱۰۸ دانش‌آمور دختر خردسال را به قتل رساندند. سپس بیمارستان گاندی را با نوزادان بخش مراقبت‌های ویژه بمباران کردند. آنها (آیت‌الله) خامنه‌ای را ترور کردند تا حکومت را درهم بکوبند، اما او را به شهید تبدیل کردند. این ترور تاکنون به اعتراضات و تجمعات گسترده‌ای از پاکستان و کشمیر تا عراق دامن زده است.

هر روزی که می‌گذرد، خطر تشدید درگیری و پیامدهای غیرقابل تصور افزایش می‌یابد. اسرائیل خواهان تجزیه یا تضعیف ایران، مشابه سوریه و تحت کنترل در آوردن آن است. این برای آمریکا، منطقه و ایران خوشایند نیست. بهترین ماحصل می‌تواند کاهش تنش باشد.

این کارشناس در ادامه نوشت: از نگاه بسیاری از ناظران خارجی، حضور پررنگ و تعیین‌کننده رهبر (شهید) ایران نشانه‌ای از ثبات حکومت به شمار می‌رفت. اما ترور روز شنبه تا حدودی روایت متفاوت‌تری را منتقل کرد. به‌رغم این ترور، نظام سیاسی ایران همچنان پابرجاست. آنها برای جانشینی برنامه‌ریزی کرده بودند. ظرف چند ساعت، شورایی سه‌نفره تشکیل شد و آیت‌الله علیرضا اعرافی به‌عنوان چهره‌ای محوری، به طور موقت در راس قرار گرفت.

ترامپ حتی می‌تواند ادعا کند که به هدف «تغییر رژیم» یا دست‌کم تغییر در راس قدرت دست یافته است. اما اصطلاحا همیشه باید مراقب باشید که چه آرزویی می‌کنید. حتی اگر فرض بگیریم که ایران در زمان حیات رهبر (شهید) این کشور در صدور انقلاب کاملا موفق نبود، اکنون پس از شهادتش نام او در حال تبدیل شدن به شعار و نمادی برای بسیج مسلمانان در پاکستان، عراق و کشمیر است.

نظام سیاسی در ایران تلاش می‌کند خلاء قدرت را به سرعت پر کند

سینا عضدی، استادیار سیاست خاورمیانه در مدرسه امور بین‌الملل الیوت دانشگاه جورج واشنگتن در این باره می‌گوید: در این شکی نیست که حذف آیت‌الله خامنه‌ای از صحنه سیاسی ضربه بزرگی به نظام سیاسی مستقر در ایران است. وی از پیروان نزدیک آیت‌الله خمینی، بنیان‌گذار انقلاب ۱۹۷۹ و از آخرین انقلابیون «اصیل» بود که در انقلاب ۱۹۷۹، جنگ ایران و عراق مشارکت داشتند و از لحاظ ایدئولوژیکی بسیار به وی نزدیک بودند.

با این حال، (شهادت) او به پایان جمهوری اسلامی نمی‌انجامد؛ روند جانشینی در حال اجراست و قیام و خیزشی در خیابان‌های ایران دیده نمی‌شود. نظام تلاش خواهد کرد تا خلاء را به سرعت پر و تداوم خود را تضمین کند.

سناریوهای پیش روی ایران

دانیل برومبرگ، پژوهشگر ارشد غیرمقیم در موسسه Arab Center Washington DC و مدیر مطالعات دموکراسی و حکمرانی در دانشگاه جورج‌ تاون می‌گوید: پس از حمله آمریکا و اسرائیل و ترور رهبر معظم ایران، دو سناریوی محتمل‌تر عبارتند از؛ روی کار آمدن نظامی تحت کنترل نهادهای امنیتی و رهبریِ جمعی جدید یا تجزیه کشور. اگر نیروهای نظامی و سپاه بتوانند بدون تشدید گسترده‌تر منطقه‌ای ضرباتی به اهداف آمریکایی وارد کنند، نظام سیاسی مستقر به احتمال زیاد به قوت خود باقی خواهد ماند.

صدام می‌گفت پنج ایران کوچک بهتر از یک ایران بزرگ است

شیرین هانتر، پژوهشگر افتخاری مرکز شاهزاده الولید بن طلال در دانشگاه جورج‌تاون می‌گوید: پرسش اصلی این است که آمریکا و به‌ویژه اسرائیل چه نوع حکومتی را برای ایران در سر دارند. شعارهایی همچون «آزادی برای ایرانیان» یا «عظمت را دوباره به ایران بازگردانیم» بی‌معنا هستند. آیا آنها می‌خواهند که ایران همچنان کشوری متحد باقی بماند؟ تردید دارم.

مدتی است که بسیاری از سیاستمداران و پژوهشگران برجسته اسرائیلی از جمله برندا شافر، از جدایی استان‌ آذربایجان از ایران حمایت کرده‌اند. برخی کشورهای اروپایی به مخالفان به اصطلاح عرب ایران پناهندگی داده‌اند. آمریکا و برخی متحدان منطقه‌ایش نیز از مخالفان بلوچ حمایت کرده‌اند. صدام حسین، دیکتاتور رژیم سابق عراق یک بار گفته بود که که پنج ایران کوچک بهتر از یک ایران بزرگ است. نتانیاهو(نخست وزیر رژیم صهیونیستی) با این جمله موافق است. آنچه نه آمریکا و نه اسرائیل خواستار آن هستند، یک حکومت ملی‌گرای قدرتمند در ایران است.

مساله دیگر این است که هر رهبری که با مداخله خارجی در داخل ایران به قدرت برسد، به‌زودی مشروعیتش را از دست می‌دهد. اگر درگیری ادامه پیدا کند، خطر جنگ داخلی یا حتی منطقه‌ای و نیز خطر تجزیه ایران با پیامدهای غیرقابل پیش‌بینی برای کشورهای منطقه بالاست.

دولت ترامپ علاقه‌ای به دیپلماسی و مذاکره ندارد

جان لیمبرت، دیپلمات بازنشسته آمریکایی (از جمله آخرین دیپلمات‌های آمریکایی که در ایران فعالیت کرد) می‌گوید: اتفاقات دو روز گذشته نشان داد که جذابیت «نتیجه آنی» چقدر بالاست. دولت ترامپ علاقه‌ای به دیپلماسی و مذاکره ندارد و تنها پیروزی‌نمایی و ژست گرفتن و خودنمایی گرایش غایی آن است. طبق شنیده‌ها، او احتمالا قادر به دستیابی به توافقی هسته‌ای با ایران بود که می‌توانست (به عنوان بزرگ‌ترین مذاکره‌کننده جهان) آن را توافقی بهتر از توافق اوباما با تهران(برجام) نشان دهد اما برای آن کار هم، صبر یا مهارت لازم را نداشت. در عوض به شعارهای «تغییر رژیم» گوش داد که ظاهرا سرمنشاء آن نتانیاهو و متحدانش بودند. اکنون بمباران تاسیسات نظامی و حذف مقامات ارشد به چنین نتیجه خوشایندی نخواهد انجامید. نظام سیاسی در ایران در ۴۷ سال گذشته انعطاف‌پذیری غیرمنتظره‌ای نشان داده و از ترور، تحریم، جنگ و سوءمدیریت جان سالم به در برده است.

تشویق ایرانیان به «سرنگونی حکومت‌شان» کمکی نمی‌کند. همچنین تضمینی وجود ندارد که جایگزین حکومت فعلی بهتر باشد. امروز اپوزیسیون سازمان‌یافته‌ای که برنامه‌ای منسجم ارائه دهد وجود ندارد. آیت‌الله خمینی در سال ۱۹۷۹ توانست نیروهای چپ و راست، مذهبی و سکولار را زیر پرچم خود گرد آورد. اما امروز هیچ اپوزیسیون سازمان‌یافته‌ای وجود ندارد که بتواند برنامه‌ای منسجم ارائه دهد و سازش‌های لازم را برای متحد کردن ایرانیان انجام دهد.

«پنج ایران کوچک بهتر از یک ایران بزرگ است» تجزیه ایران؛ سناریو محبوب نتانیاهو و صدام

غرب درکی از هویت جمهوری اسلامی ایران ندارد

آرتا معینی، مدیر پژوهش موسسه صلح و دیپلماسی می‌گوید: ترور (آیت‌الله) خامنه‌ای با هدف ضربه به راس حاکمیت برای تضعیف روحیه نظام و برانگیختن ریزش در سطح نخبگان یا خیزش مردمی انجام شد، اما چنین منطقی به معنای عدم درک از هویت جمهوری اسلامی است. لایحه‌های نظام ایران به اصطلاح افقی هستند و ساختاری نهادمند دارد. نشانه‌های اولیه حاکی از فعال شدن سازوکار جانشینی است به طوری که رهبریت نظام به جای فروپاشی فرضی، به سرعت به سمت تحکیم مجدد و بازسازمان‌دهی و نمایش تاب‌آوری و همبستگی حرکت می‌کند.

شگفت اینکه، شیوه شهادت آیت‌الله خامنه‌ای احتمالا به تقویت همان نیروهایی منجر می‌شود که واشنگتن به‌دنبال تضعیف‌شان بود. حتی عکس آن چیزی که تصور می‌شد، آیت‌الله خامنه‌ای به مثابه ترمزی داخلی در برابر حرکت تهران به‌سوی تسلیحاتی‌کردن برنامه هسته‌ایش عمل می‌کرد و حذف وی احتمالا جناح‌هایی را تقویت می‌کند که بازدارندگی هسته‌ای را تنها تضمین امنیت ایران می‌دانند.

مشکل راهبردیِ عمیق‌تر، فقدان یک هدف نهایی روشن یا چشم‌اندازی فراگیرتر است. واشنگتن با انتظار تسلیم سریع وارد این درگیری شد، اما ممکن است در عوض در باتلاقی طولانی‌مدت گرفتار شود؛ باتلاقی که ضعف‌های لجستیکی و کمبود ذخایر آمریکا را آشکار می‌کند و در جهانی که هرچه بیشتر چندقطبی می‌شود، بیش از توان واقعی خود(از نظر نظامی، اقتصادی، سیاسی و لجستیکی) در نقاط مختلف جهان درگیر تعهدات و مداخلات شود.

برای دولتی که مدعی پیروی از «واقع‌گرایی حاکمیتی» است، این قمار بیش از آنکه به حکمرانی حساب‌شده و مبتنی بر منافع ملی شباهت داشته باشد، به خطای فاحش در برآورد تاب‌آوری ایران و نیز محدودیت‌های قدرت آمریکا شباهت دارد.

ایران از خویشتن‌داری گذشته فاصله گرفته است

تریتا پارسی، معاون اجرایی موسسه کوئینسی می‌گوید: پس از ترور آیت‌الله خامنه‌ای، ایران اعلام کرده که دیگر خط قرمزی ندارد و برای هدف قرار دادن پایگاه‌های آمریکا در منطقه تمام‌قد اقدام خواهد کرد. تهران می‌داند که بسیاری از نهادها و تشکیلات امنیتی آمریکایی به این باور رسیده بودند که خویشتن‌داری گذشته ایران، بازتاب‌دهنده ضعف و نوعی ناتوانی یا عدم تمایل برای رویارویی مستقیم با آمریکاست و تهران حالا با تمام قوا نشان می‌دهد که قادر است خلاف این برآورد را به نمایش بگذارد. خویشتنداری گذشته نشانه ضعف نبوده است.

تغییر نظام در ایران با حمله نظامی آمریکا ممکن نیست

پُل پیلار، پژوهشگر غیرمقیم دانشگاه جورج‌تاون و موسسه کوئینسی می‌گوید: نتایج داخلی حملات هوایی آمریکا و اسرائیل، احتمالا به تغییر واقعی نظام سیاسی مستقر نمی‌انجامد. اپوزیسیون سازمان‌یافته‌ای مانند جنبش آیت‌الله خمینی در سال ۱۹۷۹ وجود ندارد. آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر معظم(در زمان شهادت) مسن بود و عناصر نظام از پیش برای درگذشت وی برنامه‌ریزی کرده بودند.

در خارج از ایران، پیامدهای اصلی کمتر از حذف(شهادت) آیت‌الله خامنه‌ای و بیشتر از این واقعیت سرچشمه می‌گیرد که ایالات متحده مذاکرات را ترک کرد و با توجیهی نه‌چندان قانع‌کننده، جنگی را علیه کشوری آغاز کرد که تهدید فوری برای آمریکا به شمار نمی‌رفت. افزایش ناگهانی بی‌ثباتی در خلیج فارس روند امیدوارکننده‌ای را که به‌سوی تنش‌زدایی در این منطقه شکل گرفته بود، معکوس خواهد کرد.

حکومت‌هایی که به فکر دستیابی به سلاح هسته‌ای هستند، اکنون نمونه‌ای دیگر پیش روی خود می‌بینند؛ کشورهایی که چنین سلاحی ندارند (مانند ایران و اوکراین) مورد حمله قرار می‌گیرند، در حالی که کشورهایی که سلاح هسته‌ای دارند (مانند کره شمالی) هدف حمله واقع نمی‌شوند. همچنین اعتبار آمریکا به‌عنوان مذاکره‌کننده‌ای با حسن نیت، به‌شدت صدمه دیده است.

ساختار قدرت در ایران به اندازه کافی منسجم است

محمد سهیمی، استاد دانشگاه کالیفرنیای جنوبی می‌گوید: برای درک چشم‌اندازهای تغییر در ایران و سیاست خارجی‌اش در ارتباط با خاورمیانه، باید چند نکته مهم را در نظر گرفت. نخست اینکه ساختار قدرت در جمهوری اسلامی ایران به اندازه کافی منسجم است تا رهبر بعدی را سریع انتخاب کند. دوم اینکه، آیت‌الله خامنه‌ای پیش از ترور، برنامه جانشینی برای مناصب کلیدی را تدوین و تایید کرده بود. سوم آنکه به ادعای سهیمی، سپاه نقشی کلیدی در انتخاب رهبر بعدی دارد، مگر آنکه مراجع ارشد قم مداخله کنند. چهارم، شورای رهبری موقت شامل مسعود پزشکیان رئیس جمهوری، غلامحسین محسنی اژه‌ای رئیس قوه قضائیه و آیت‌الله علیرضا اعرافی است. دیدگاه‌های اعرافی به آیت‌الله خامنه‌ای نزدیک است، اما تجربه اداره نهاد بزرگ دولتی را ندارد.

ترور رهبران زمینه خشونت‌های تلافی‌جویانه بیشتر را فراهم می‌کند

باربارا اسلاوین، پژوهشگر مرکز استیمسون و مدرس امور بین‌الملل در دانشگاه جورج واشنگتن می‌گوید: اسرائیل مدت‌هاست ترور را به‌عنوان ابزاری در حکمرانی خود پذیرفته و به‌ویژه پس از حملات حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، از آن با اثری ویرانگر استفاده کرده است. اکنون اسرائیل در کنار حسن نصرالله، دبیرکل سابق حزب‌الله و یحیی سنوار و اسماعیل هنیه از مقامات ارشد حماس، نام آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران را نیز به فهرست دشمنانی افزوده که به اصطلاح از میان برداشته است؛

در ایران هنوز روشن نیست چه نوع حکومتی از دل این حملات بیرون خواهد آمد. حزب‌الله لبنان و حماس در نوار غزه با وجود ضربات سنگین، همچنان از حمایت مردمی برخوردارند. خشم فلسطینیان از اسرائیل در طول دو سال حملات وحشیانه اسرائیل، نه تنها فروکش نکرده بلکه شدت گرفته است. بدون راه‌حل‌های سیاسی پایدار، ترور رهبران فقط زمان می‌خرد و زمینه خشونت‌های تلافی‌جویانه بیشتر را فراهم می‌کند.

 

پیشنهاد سردبیر

آیا این خبر مفید بود؟

نتیجه بر اساس رای موافق و رای مخالف

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :

نظر شما

اخبار ویژه