پروندهای درباره میلیمتری کم شدن گیگها:
اینترنتی که خورده میشود/ انفجار شکایتها و نقش خاموشی بزرگ دیماه
در ایران سالها کاربران تصور میکردند «حجمخوری اینترنت» یک حس شخصی است؛ نوعی توهم مصرف. اما وقتی همزمان با اختلالهای گسترده، بستههای چندروزه به چند ساعت کاهش عمر پیدا کرد، سامانههای شکایت پر شد و نمودار ترافیک کشور در یک شب به نزدیک صفر سقوط کرد، ماجرا از تجربه فردی خارج شد و وارد حوزه سیاستگذاری شبکه شد.
این گزارش تلاش میکند نشان دهد پدیدهای که مردم به زبان ساده «خورده شدن اینترنت» مینامند، در واقع حاصل تلاقی سه متغیر فنی است؛ معماری شبکه ملی، محدودسازی بینالملل و مدل درآمدی اپراتورها.
آغاز اولین نشانه ها
در سالهای اخیر اصلیترین محور شکایت مشترکان حوزه ارتباطات نه تعرفه، بلکه کیفیت سرویس بوده است. رگولاتوری ایران صراحتاً اعلام کرده بخش بزرگی از شکایات کاربران به کیفیت اینترنت و خدمات ارتباطی مربوط میشود ، اما نقطه عطف زمانی اتفاق افتاد که نوع شکایت تغییر کرد دیگر فقط کندی نبود در واقع کم شدن حجم موضوع اصلی شد.
در تحلیل سامانه ۱۹۵ (سامانه رسمی شکایات)، تعداد شکایتها به صدها هزار مورد در سال رسید و روند آن افزایشی بود؛ فقط در یک سال نزدیک به ۱۹۸ هزار شکایت ثبت شد.
این عدد مهم است، چون در مخابرات یک شاخص وجود دارد چرا که وقتی شکایت از «دسترسی» به «محاسبه مصرف» تغییر کند، مسئله معمولاً اقتصادی یا فنی است نه صرفاً کیفیت پوشش.
اپراتورها چرا متهم میشوند؟
کاربران تصور میکنند اپراتور عمداً حجم را کم میکند، اما واقعیت پیچیدهتر است؛ اینترنت موبایل بر پایه بستههای داده (packet) کار میکند در حالت عادی، مصرف کاربر تقریباً برابر با دادهای است که دانلود میکند.
اما سه اتفاق باعث میشود مصرف ظاهراً چند برابر شود، تکرار درخواستها (retransmission)، تغییر مسیر بینالملل و فیلترینگ و قطع session است و دقیقاً همینجا پای سیاست شبکه به ماجرا باز میشود.
در دیماه ۱۴۰۴ ایران یکی از بزرگترین محدودسازیهای اینترنت را تجربه کرد؛ طبق پایشهای جهانی، ترافیک اینترنت کشور ناگهان نزدیک صفر شد و اتصال موبایل بهشدت محدود گردید. حتی گزارشهای فنی نشان دادند سهم IPv6 که عمدتاً برای موبایل استفاده میشود حدود ۹۸.۵٪ افت کرده است در این زمان گوشی کاربر تلاش میکند به یک سرور خارجی وصل شود، اما پاسخ نمیگیرد؛ پس بارها درخواست را تکرار میکند و هر بار تکرار، «مصرف» ثبت میشود.
به زبان ساده کاربر یک عکس اینستاگرام میخواهد، اما شبکه صد بار برای گرفتنش تلاش میکند و این دقیقاً همان چیزی است که کاربران به آن میگویند: حجم میپرد ولی چیزی باز نمیشود.
خاموشی بزرگ چه کرد؟ اینترنت کم نشد، مصرف زیاد شد
بعد از رفع نسبی محدودیتها، دادههای پایش شبکه نشان دادند ترافیک HTTP حدود ۲۴۵٪ جهش کرد ، این جهش الزاماً به معنی استفاده بیشتر مردم نبود بلکه به معنی تلاش بیشتر شبکه برای انجام همان کارهای قبلی بود.
وقتی ارتباط پایدار نیست، تلاش کاربر برای اتصال باعث از بین رفتن حجم می شود .
کدام اپراتور بیشتر متهم است؟
در ایران سه اپراتور اصلی داریم: همراه اول، ایرانسل و رایتل؛ بیشترین شکایتها متوجه همراه اول است، اما این الزاماً به معنای بدترین اپراتور بودن نیست. همراه اول با حدود ۶۸ درصد سهم بازار، بیشترین مشترک را دارد و طبیعی است بیشترین اعتراض هم به نام او ثبت شود. مسئله اما تعداد شکایتها نیست، الگوی آنهاست.
شکایتها نشان میدهد هر اپراتور یک علامت متفاوت بروز میدهد همراه اول با مصرف غیرعادی حجم، ایرانسل با افت سرعت و Session Reset و رایتل با ضعف پوشش. این تفاوتها تصادفی نیست؛ نشانههای مختلف از یک تصمیم واحد در لایه شبکه هستند.
از حوالی ۱۴۰۱، اینترنت ایران از «دسترسی جهانی» به شبکهای داخلی با دروازه بینالملل محدود تغییر مسیر داد. نتیجه روشن است: DNSهای منحرف، CDNهای ناکارآمد و تکرارهای مداوم TLS Handshake. هر تکرار یعنی مصرف واقعی حجم، بدون دریافت محتوا.
آنچه کاربران «حجمخوری» مینامند، نه توهم است و نه الزاماً تخلف؛ حجمی است که در مسیرهای معیوب شبکه میسوزد. وقتی این اتفاق در مقیاس میلیونها اتصال رخ میدهد، بستهها زودتر تمام میشوند و بعد از هر موج محدودسازی، انفجار شکایتها دوباره تکرار میشود.
در این بازی، اپراتورها فقط مجریاند؛ هزینه تصمیمهای کلان شبکهای مستقیماً از جیب کاربر پرداخت میشود.
آیا اپراتورها سود میبرند؟
اختلال اینترنت الزاماً درآمد اپراتورها را کم نمیکند، وقتی کیفیت پایین است، کاربران برای همان کار بسته بیشتری میخرند و تمدید زودتر انجام میدهند، وایفای جایگزین ندارند که یعنی مدل درآمدی از «مصرف مفید» به «مصرف اجباری» تغییر میکند.
در حالی که در اختلالهای گسترده ۱۴۰۴ حتی با کاهش استفاده واقعی، صنعت تلکام همچنان وابسته به فروش بسته باقی ماند .
حجم اینترنت خورده میشود یا کیفیت شبکه مشکل دارد؟
مرضیه ادهم، کارشناس فضای مجازی در گفتگو با خبرنگار صفحه اقتصاد با اشاره به وضعیت فعلی کیفیت اینترنت گفت: کاربران امروز با اختلالاتی روبهرو هستند که حتی حاضرند بخش زیادی از حجم بستهشان مصرف شود اما فقط چند دقیقه اتصال پایدار و بدون قطعی داشته باشند.
وی افزود: آنچه مردم از آن به عنوان «حجمخوری» یاد میکنند لزوماً یک دلیل واحد ندارد. یکی از عوامل مهم، استفاده از فیلترشکنهاست؛ وقتی کاربر با VPN متصل میشود، مسیر داده طولانیتر شده و مصرف بسته اینترنت سریعتر اتفاق میافتد.
این کارشناس فضای مجازی ادامه داد: اما همه ماجرا به فیلترشکن مربوط نیست. گاهی حتی بدون VPN هم به دلیل کیفیت پایین شبکه، بستههای داده چندبار ارسال و دریافت میشوند تا ارتباط کامل شود و همین موضوع عملاً مصرف اینترنت را افزایش میدهد.
ادهم گفت: برای مثال هنگام ورود به درگاه بانکی، کاربر تا مرحله آخر پیش میرود اما ناگهان پیام خطای شبکه دریافت میکند یا در اپلیکیشنهای حملونقل اینترنتی سفارش از دست میرود و باید دوباره از ابتدا ثبت شود. هر بار تکرار این فرآیندها در واقع مصرف دوباره حجم اینترنت است.
وی افزود: سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی به صورت دورهای آزمونهایی انجام میدهد تا بررسی کند اپراتورها دقیقاً همان حجمی را که اعلام میکنند در اختیار مشترکان قرار میدهند یا خیر و از این نظر هنوز مرجع قابل اتکایی محسوب میشود.
این کارشناس تصریح کرد: حتی خبرنگاران و کاربران عادی هم میتوانند این موضوع را آزمایش کنند؛ کافی است یک بسته کوچک اینترنت خریداری و تنها یک فایل مشخص را دانلود کنند، سپس اینترنت را خاموش و بعد از چند ساعت دوباره روشن کنند تا مشخص شود آیا فقط همان میزان مصرف شده یا اختلافی وجود دارد.
ادهم در پایان گفت: با این حال باید توجه داشت مشکل اینترنت در ایران بسیار فراتر از بحث حجمخوری است و ریشه اصلی نارضایتی کاربران بیشتر به کیفیت و پایداری شبکه بازمیگردد
پس «حجمخوری» واقعیت است یا توهم؟
این پدیده نه کاملاً تخلف است، نه توهم کاربر، این پدیده نتیجه سه عامل همزمان است؛ قطع و وصل مکرر ارتباطات بینالملل، طراحی اپلیکیشنهای مدرن مبتنی بر سینک دائمی، مدل محاسبه داده در شبکه موبایل، کاربر بابت «داده منتقلشده» پول میدهد، نه داده مفید.
وقتی شبکه بیثبات باشد، داده منتقل میشود بدون اینکه محتوا برسد.
نتیجهگیری
ماجرای «خورده شدن اینترنت» بیش از آنکه یک پرونده مصرفکننده باشد، یک مسئله معماری شبکه است و خاموشی دیماه ۱۴۰۴ آن را آشکار کرد، نه ایجاد؛ محدودسازی اینترنت باعث شد شبکه موبایل به جای انتقال محتوا، وقت خود را صرف تلاش برای اتصال کند؛ و هر تلاش در سیستمهای صورتحساب بهعنوان مصرف ثبت شد.
در نتیجه کاربر چیزی دریافت نکرد، اما گیگابایت از دست داد.
به بیان ساده کاربران فکر میکنند اپراتور حجمشان را میخورد؛ اما در واقع شبکهای که اجازه اتصال پایدار ندارد، حجم را میسوزاند و صورتحساب همچنان پابرجاست.
این همان نقطهای است که اختلاف «احساس مردم» و «تعریف فنی مصرف دیتا» تبدیل به یک بحران اجتماعی در بازار ارتباطات ایران شده است.
نظر شما