گزارش صفحه اقتصاد از عملکرد اپراتورها در زمان قطعی اینترنت:
روایت یک خاموشی بیاعلام در شبکههای ایران / سرعتی که فروخته شد، حجمی که بلعیده شد
کدام اپراتورها بیشترین قطعی را داشتند؟
از دیماه ۱۴۰۴، اینترنت در ایران قطع نشد؛ ناپدید شد، خاموشی سراسری در کار نبود، اما میلیونها کاربر با اینترنتی روبهرو شدند که وصل بود، اما کار نمیکرد.
اینترنت سرعت داشت، اما باز نمیشد؛ حجم کم میشد، اما دادهای رد و بدل نمیشد. این وضعیت تا ۱۸ بهمن ادامه یافت و حتی پس از آن نیز نشانههایش باقی ماند؛ وضعیتی که نه رسماً اعلام شد، نه شفاف توضیح داده شد و نه مسئولیتش بهروشنی پذیرفته شد.
اینترنت «نیمهجان»؛ اختلال هوشمند بهجای قطع کامل
بررسی شکایات ثبتشده در سامانه ۱۹۵، شبکههای اجتماعی، گزارشهای کاربران حرفهای و دادههای غیررسمی تست سرعت نشان میدهد آنچه رخ داد، قطع اینترنت به شکل کلاسیک نبود؛ بلکه کاهش شدید کیفیت، افزایش تأخیر (Latency)، اختلال در DNS، ناپایداری اتصال و محدودسازی لایهای ترافیک بینالملل بود.
نتیجه؟ اینترنتی که برای پیامرسانی ساده هم تقلا میکرد، اما در ظاهر «فعال» محسوب میشد و مشمول اعلام قطعی نمیشد.
کدام اپراتورها بیشترین اختلال را داشتند؟
بر اساس تجمیع شکایات کاربران و گزارشهای میدانی؛ اینترنت همراه اول بیشترین گزارش کاهش سرعت شدید در ساعات اوج مصرف و افت محسوس کیفیت دیتای 4G را به خود اختصاص داد؛ بهویژه در کلانشهرها.
ایرانسل با نوسان شدید سرعت، قطع و وصلهای لحظهای و افت ناگهانی کیفیت در سرویسهای بینالملل روبهرو بود؛ کاربران از «سرعت اسمی، عملکرد صفر» میگفتند.
رایتل اگرچه سهم بازار کمتری دارد، اما در برخی مناطق رکورددار ناپایداری اتصال گزارش شد.
در بخش اینترنت ثابت، برخی ISPها با افت شدید سرعت بینالملل و اختلال در VPN و سرویسهای ابری بیشترین نارضایتی را ثبت کردند.
نکته حساس اینجاست، الگوی اختلالها همزمان و مشابه بود؛ موضوعی که احتمال «تصمیمات متمرکز و نه خطای فنی پراکنده» را تقویت میکند.
خودسری یا تبعیت؟ سؤال بیپاسخ کاربران
یکی از پرتکرارترین پرسشها در شکایات مردمی این بود آیا اپراتورها رأساً دست به محدودسازی زدند یا مجری تصمیمات بالادستی بودند؟ پاسخ رسمی شفافی داده نشد، اما سکوت اپراتورها، عدم ارائه گزارش فنی و نبود جبران واقعی، این شائبه را تقویت کرد که کاربر، آخرین حلقهای است که باید هزینه تصمیمات نامرئی را بپردازد.
انفجار شکایتها؛ عددها چه میگویند؟
در بازه دی ۱۴۰۴ تا ۱۸ بهمن، حجم شکایات مرتبط با «کندی شدید، اختلال، کاهش کیفیت و مصرف غیرعادی حجم» بهطور محسوسی افزایش یافت. اگرچه آمار تفکیکی رسمی منتشر نشد، اما دادههای سامانه ۱۹۵، کانالهای صنفی و گزارشهای مردمی نشان میدهد یکی از پرشکایتترین دورههای اینترنت ایران در دو سال اخیر رقم خورده است.
حجمخوری؛ واژهای که دوباره زنده شد
در این دوره، اصطلاح «حجمخوری» دوباره به ادبیات کاربران بازگشت؛ یعنی مصرف حجم بدون دریافت سرویس مؤثر؛ بیشترین گزارشها مربوط به مصرف حجم هنگام تلاش ناموفق برای اتصال، مصرف داده در اپلیکیشنهایی که عملاً بارگذاری نمیشدند و کاهش سریع بستهها در ساعات اختلال بود.
اگرچه اپراتورها این ادعا را بهطور رسمی رد میکنند، اما انباشت گزارشهای مشابه از سوی کاربران حرفهای و تستهای مستقل، این موضوع را از یک شایعه ساده فراتر برده است.
ضرر اپراتورها یا انتقال هزینه به کاربر؟
اختلال گسترده، بهظاهر باید برای اپراتورها زیانآور باشد؛ اما شواهد نشان میدهد جبران این زیان نه با بهبود سرویس، بلکه با مدلهای غیرمستقیم انجام شده است؛ تمدیدهای محدود و مشروط، پاسخهای کلی در پشتیبانی، و نبود بازپرداخت واقعی برای حجم از دسترفته، به بیان سادهتر هزینه اختلال، بیشتر به کاربر منتقل شد تا به ترازنامه اپراتور.
وقتی کیفیت مبهم شد، اعتماد قربانی شد
آنچه در این بازه زمانی کمتر دیده شد اما بیشتر حس شد، فروپاشی اعتماد عمومی به مفهوم «کیفیت سرویس» بود؛ کاربر ایرانی در دی و بهمن ۱۴۰۴ دیگر دنبال اینترنت پرسرعت نبود؛ دنبال اینترنتِ قابل پیشبینی میگشت. اینکه بداند پولی که میدهد، حداقل به اتصال پایدار منجر میشود.
اما نتیجه برعکس بود، اینترنت به یک تجربه روانی فرساینده تبدیل شد؛ باز و بسته کردن اپلیکیشنها، تست مداوم سرعت، تغییر مداوم لوکیشن، خرید بستههای پیاپی و در نهایت، پذیرش اجباری یک واقعیت تلخ؛ اینترنت دیگر یک خدمت نیست، یک ریسک است، این تغییر ذهنیت، شاید مهمترین و ماندگارترین خسارتی باشد که این دوره به جامعه دیجیتال ایران وارد کرد.
در سطحی عمیقتر، ماجرا فقط به کندی یا قطعی ختم نمیشود؛ مسئله به نبود روایت رسمی برمیگردد. هیچ نهاد مشخصی نیامد توضیح دهد دقیقاً چه اتفاقی افتاده، چه تصمیمی گرفته شده و این وضعیت تا چه زمانی ادامه دارد.
این خلأ اطلاعرسانی، میدان را به شایعه، حدس، تجربه شخصی و روایتهای غیررسمی سپرد؛ جایی که اپراتورها نه تکذیب قاطع کردند، نه مسئولیت پذیرفتند و نه گزارش فنی منتشر شد
در چنین فضایی، «حجمخوری» از یک واژه عامیانه به یک اتهام اجتماعی تبدیل شد و «اختلال» از یک مشکل فنی به یک سیاست نانوشته و نتیجه روشن است وقتی شفافیت قطع میشود، اعتماد هم همراه اینترنت میریزد.
واما آخر
آنچه از دیماه ۱۴۰۴ تا ۱۸ بهمن بر اینترنت ایران گذشت، نه یک اختلال ساده بود و نه یک بحران مقطعی؛ یک الگوی جدید از محدودسازی بیاعلام، پاسخناپذیر و پرهزینه برای مردم.
اینترنت قطع نشد تا مسئولیتپذیری لازم شود؛ کند شد تا همهچیز خاکستری بماند، کاربر پول داد، حجم خرید، وصل شد، اما به مقصد نرسید و در این میان، شفافیت، پاسخگویی و جبران واقعی، بزرگترین غایبان این ماجرا بودند.
نظر شما