صفحه اقتصاد بررسی می کند:
اختلاف قیمت دلار در تالار ارزی و بازار آزاد چه پیامی برای اقتصاد دارد؟
افزایش فاصله میان قیمت دلار در تالار ارزی (مرکز مبادله) و بازار آزاد بار دیگر به یکی از نشانههای چندنرخی بودن ارز در اقتصاد ایران تبدیل شده است؛ شکافی که نهتنها سیگنال روشنی از بیتعادلی در عرضه و تقاضای ارز میدهد، بلکه میتواند زمینهساز شکلگیری رانت، سفتهبازی و بیثباتی در بازارها شود.
در شرایطی که سیاستگذار ارزی تلاش میکند با مدیریت عرضه در تالار رسمی، نرخ دلار را کنترل کند، بازار آزاد به عنوان آیینه انتظارات تورمی و ریسکهای سیاسی، مسیر متفاوتی را طی میکند. هرچه فاصله این دو نرخ بیشتر شود، چند پیام مشخص به بازار مخابره میشود:
-
افزایش انتظارات تورمی
بازار آزاد معمولاً جلوتر از سیاستگذار حرکت میکند. بالا بودن نرخ در بازار آزاد نشان میدهد فعالان اقتصادی نسبت به آینده تورم یا ریسکهای سیاسی و تحریمی نگران هستند. -
اختلال در نظام قیمتگذاری
واردکنندگانی که ارز را با نرخ تالار دریافت میکنند، در فضایی فعالیت میکنند که قیمت فروش کالاها تحت تأثیر دلار آزاد شکل میگیرد. این شکاف میتواند به بینظمی در قیمتگذاری و حتی کماظهاری یا بیشاظهاری تجاری منجر شود. -
ایجاد انگیزه برای رانت و واسطهگری
هر جا دو نرخ برای یک کالا وجود داشته باشد، انگیزه برای کسب سود بدون تولید افزایش مییابد. در چنین شرایطی، منابع ارزی به جای تخصیص بهینه، به سمت فعالیتهای غیرمولد حرکت میکنند.
ریشههای شکلگیری فاصله قیمتی
بررسی تجربه سالهای اخیر نشان میدهد اختلاف میان دلار رسمی و آزاد معمولاً تحت تأثیر چند عامل تقویت میشود:
-
محدودیت در عرضه ارز ناشی از تحریمها یا کاهش درآمدهای ارزی
-
افزایش تقاضای احتیاطی در مقاطع سیاسی و انتخاباتی
-
رشد نقدینگی و فشارهای تورمی
-
ضعف در سیاستهای ارتباطی بانک مرکزی و نبود شفافیت درباره منابع و مصارف ارزی
در واقع، بازار آزاد زمانی از کنترل خارج میشود که اعتماد عمومی نسبت به توانایی سیاستگذار برای تثبیت پایدار نرخ ارز کاهش یابد.
پیامدها برای تولید و تجارت
شکاف ارزی تنها یک عدد روی تابلوی صرافیها نیست؛ این فاصله میتواند آثار مستقیم بر تولید و تجارت بگذارد:
-
بیثباتی در برنامهریزی تولیدکنندگان
-
افزایش هزینههای پوشش ریسک ارزی
-
کاهش انگیزه صادرات در صورت الزام به عرضه ارز با نرخ پایینتر
-
افزایش قیمت کالاهای وارداتی و تشدید فشار تورمی
در چنین فضایی، فعال اقتصادی به جای تمرکز بر توسعه کسبوکار، ناچار به مدیریت ریسکهای سیاستی میشود.
سیاستگذار چه گزینههایی دارد؟
برای کاهش فاصله میان تالار ارزی و بازار آزاد، چند مسیر پیش روی سیاستگذار قرار دارد:
-
افزایش شفافیت در عرضه و تقاضای ارز
-
کاهش محدودیتهای معاملاتی و حرکت تدریجی به سمت تکنرخی شدن
-
تقویت ذخایر ارزی و مدیریت انتظارات از طریق سیاست ارتباطی فعال
-
هماهنگی سیاستهای پولی و مالی برای مهار رشد نقدینگی
تجربه نشان داده تثبیت دستوری نرخ بدون پشتوانه منابع پایدار، در نهایت به جهشهای ناگهانی و پرهزینه منجر میشود.
شکاف ارزی، شاخص اعتماد یا بیاعتمادی؟
اختلاف قیمت دلار در تالار ارزی و بازار آزاد را میتوان «دماسنج اعتماد» در اقتصاد ایران دانست. هرچه این فاصله بیشتر شود، نشاندهنده افزایش نگرانیها درباره آینده اقتصاد و سیاست خارجی است. کاهش این فاصله نه صرفاً با مداخله قیمتی، بلکه با بازسازی اعتماد، انضباط مالی و ثبات در سیاستگذاری امکانپذیر خواهد بود.
در نهایت، تا زمانی که اقتصاد ایران با نظام چندنرخی ارز اداره شود، بازگشت دورهای شکاف قیمتی امری اجتنابناپذیر خواهد بود؛ شکافی که هزینه آن را تولیدکننده، مصرفکننده و کل اقتصاد میپردازد.
نظر شما