بررسی سناریوهای آینده آمریکا برای فشار بر ایران
رمز گشایی از گزینه های اصلی ترامپ در مقابل ایران؛اغتشاشات داخلی و حمله نظامی؟
پس از شکست دشمن در جنگ ۱۲ روزه و ناکام ماندن پروژه براندازی از طریق اغتشاشات داخلی، سناریوی جدیدی با عنوان فرسایش تدریجی می تواند در دستور کار دشمن قرار گیرد. هدف این سناریو شکستن اقتدار نظام و وادار سازی حکومت به تسلیم است.
پس از اغتشاشات اخیر که با همکاری و هدایت مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی شکل گرفت و کشور را درگیر یکی از بیسابقهترین تهاجمات تروریستی و خسارتبار کرد، یکی از سوالات اصلی که اکنون در میان کارشناسان و تحلیلگران سیاسی و امنیتی مطرح می باشد، این است که با شکست دشمن در این مرحله، سناریوهایی که میتواند در آینده منشاء اقدامات بعدی دشمن قرار گیرد، چیست؟
پیش از ارائه پاسخ به این سئوال باید به این نکته مهم توجه داشت که اغتشاشات اخیر از نقطه نظر ماهیت، نحوه شکل گیری، عاملیت اصلی، نیروهای عمل کننده در سطوح هدایت کلان، فرماندهی میدانی و عناصر عمل کننده میدانی و همچنین اهداف به صورت کامل با رخدادهای اعتراضی قبلی متفاوت بوده است و در جای خود نیازمند بررسی و واکاوی دقیق و موشکافانه است.
اما برای ارائه پاسخ به سوال اصلی یعنی سناریوهایی که احتمالا از سوی دشمن در چارچوب تداوم برنامه های معطوف به براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران پیگیری خواهد شد، ابتدا باید ظرفیتهایی که در ۱۰ ماه گذشته از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی فعال شده و ابزارهایی که در این مسیر مورد بهرهبرداری قرار گرفتهاند، بهخوبی احصاء و تحلیل شود. در یک دستهبندی کلی، دشمن با استفاده از الگوهای جنگ ترکیبی، چهار میدان نبرد جدی را علیه جمهوری اسلامی ایران فعال نموده است؛
جنگ اقتصادی، جنگ اطلاعاتی و امنیتی، جنگ نظامی و جنگ ادراکی. این چهار محور بهصورت هماهنگ و متقاطع عمل کردهاند تا فشارهای چندجانبهای را بر حکومت و جامعه وارد کنند. در این چارچوب و به احتمال قوی، دشمن در ادامه وارد کردن فشارهای شکننده به جمهوری اسلامی، سه سناریو اصلی را پیش رو خواهد داشت:
۱- پیگیری پروژه براندازی با آغاز جنگ نظامی به عنوان اقدام پیشران و پشتیبانی از آن با تشدید جنگ اقتصادی و جنگ اطلاعاتی و امنیتی (اغتشاشات داخلی).
۲-پیگیری پروژه براندازی با آغاز مجدد جنگ اطلاعاتی و امنیتی (اغتشاشات داخلی) به عنوان اقدام پیشران و پشتیبانی از آن با جنگ نظامی و همچنین تشدید جنگ اقتصادی.
۳- پیگیری پروژه ایجاد "فرسایش تدریجی" در سطوح مختلف حکمرانی با هدف فلجسازی ساختارهای حکومتی و از میان بردن اقتدار حاکمیت و در نتیجه وادارسازی نظام به تسلیم. این سناریو را می توان مشابه مدل ونزوئلا دانست
در هر سه سناریو، جنگ ادراکی به عنوان بستر اصلی پیشبرد برنامه مدنظر خواهد بود. جنگ ادراکی با هدف تغییر نگرش عمومی، تضعیف اعتماد به حکومت و ایجاد ابهام در میان جامعه، نقش کلیدی در پیش برد هریک از سناریوهای ذکر شده دارد.
سناریوی اول در جریان جنگ ۱۲ روزه مورد آزمون قرار گرفت و هرچند ریسک و خسارتهای اقتصادی، امنیتی و اعتباری قابل توجهی برای آمریکا و رژیم صهیونیستی بدنبال داشت اما نتوانست به تحقق حداقلی اهداف دشمن نیز کمک کند. در صورتی که نتایج اولیه اجرای این سناریو حاصل شده بود به طور قطع دشمن با تداوم جنگ نظامی همه ظرفیتهای خود را برای به نتیجه رساندن هدف اصلی بعنی براندازی نظام جمهوری اسلامی به کار می گرفت. اما در چند روز ابتدای جنگ مشخص شد که حتی ادامه یافتن چند روزه این برنامه نیز بسیار پرریسک بوده و می تواند به صورت صددرصدی بر ضد خود عمل کند.
اغتشاشات اخیر را می توان مدل اجرایی سناریوی دوم دانست. در حالی که پس از اقدامات تروریستی و تخریبی گسترده و برنامه ریزی شده در روز ۱۸ دی ماه که با شهادت دهها نفر از نیروهای حافظ امنیت و مردم بیگناه کوچه و بازار همراه بود، دشمن با اعتماد بنفس بیشتر و تمهید نمودن مقدمات اقدام نظامی بدنبال پیشبرد هدف اصلی یعنی براندازی نظام بود، رخداد اعجاب آور حضور میلیونی مردم در تظاهرات و اجتماعات روز ۲۲ دی ماه ورق را عوض کرد.
در کنار حمایت میلیونی اقشار مختلف مردم در سراسر کشور از نظام سیاسی ، اعلام انزجار از تروریستهای وابسته و نفی مداخله خارجی،مجموعه اقدامات سیاسی، دیپلماتیک و دفاعی این پیام قاطع را به دشمن منتقل کرد که تداوم این مسیر نیز علی رغم ایجاد برخی دستاوردهای حداقلی که می تواند دستمایه اقدامات آینده قرار گیرد، منجر به تحقق نهایی هدف براندازی نخواهد شد.
پس از مشخص شدن توانمندیهای نظام جمهوری اسلامی ایران در مقابله با سناریوهای ترکیبی با پیشرانهای ایجاد اغتشاشات داخلی و انجام اقدام نظامی، اکنون اصلی ترین گزینه ای که به احتمال قوی مورد توجه دشمن خواهد بود، راهبرد ایجاد "فرسایش تدریجی" است
رفتار شناسی دونالد ترامپ و تیم همکار او نشان می دهد که این گروه علی رغم تلاش برای نشان دادن چهره ای جسور و مقتدر از خود، بسیار محافظه کار بوده و حاضر به پذیرش کم ترین ریسک در پیگیری برنامه های بلند پروازانه خود نیستند.
بر این اساس و با توجه به رویکرد محوری ترامپ در کسب دستاوردهای بزرگ با ریسک کم، شانس در دستور کار قرار گرفتن سناریوی سوم در قبال ایران بسیار بالا است. این سناریو، با تمرکز بر ایجاد فرسایش تدریجی و فلجسازی ساختارهای حکومتی با بهره گیری از فشارهای سیاسی، حقوقی، اقتصادی و امنیتی در بستر جنگ ادراکی پرشدت، گزاره ای است که میتواند بهخوبی با محدودیتهای فعلی دشمن هماهنگ باشد و بهصورت مداوم فشار را بر جمهوری اسلامی ایران حفظ کند.
برای مقابله با این سناریو، لازم است که یک چارچوب مقاومت جامع و چندبعدی فعال شود که شامل مقاومت در حوزههای اقتصادی، امنیتی، فرهنگی و ادراکی باشد. همچنین، تقویت اقتدار داخلی به عنوان رکن اصلی برای حفظ انسجام ملی و همچنین تقویت ساختارهای حکومتی و توانمند سازی ارکان حکمرانی ضروری است.
نظر شما