شورای صلح ترامپ؛ فاز دوم نسلکشی یا صلح موهوم؟
اعلام آغاز فاز دوم آتشبس غزه توسط آمریکا با معرفی «شورای صلح ترامپ» برای اداره غزه، در حالی صورت میگیرد که فاز اول با تداوم نسلکشی و ناکامی در امدادرسانی همراه بوده است.
طرح ۲۰ بندی ترامپ برای غزه، که اکنون وارد فاز دوم خود شده، از ابتدای اجرا با شکست اساسی در تحقق اهداف ادعایی مواجه بوده است. فاز اول، که عمدتاً در حد تبادل اسرا باقی ماند، نتوانست جلوی ادامه کشتار و نسلکشی رژیم صهیونیستی را بگیرد. مهمتر از آن، وعدههای بشردوستانه بهطور کامل نادیده گرفته شدهاند. هشدار آنروا درباره بحران شدید آب آشامیدنی و مرگ دهها آواره در اثر سرما، نشاندهنده عمق فاجعه انسانی است که در سایه وعدههای آتشبس رخ داده است. عدم اجرای تعهدات انسانی مرحله اول، اعتبار هرگونه طرح مرحله دوم، از جمله معرفی شورای صلح، را زیر سؤال برده و ابهامات جدی درباره صداقت واشنگتن در این پروسه ایجاد میکند. این رویکرد نشان میدهد که هدف اصلی، توقف فوری تجاوز نیست، بلکه مدیریت تبعات سیاسی و انسانی آن در راستای منافع حامیان اسرائیل است. این عدم اقدام مثبت، صرفاً تداوم تاکتیکهای سیاسی برای خرید زمان و عادیسازی وضع موجود است، نه یک تعهد واقعی به صلح پایدار.
ترکیبی با تناقضهای بنیادین: طراحی برای اسرائیل، نه فلسطین
ساختار شورای صلح پیشنهادی ترامپ، که قرار است اداره غزه را پس از آتشبس به دست گیرد، مملو از افرادی است که انتصاب آنها اجرای بیطرفانه این شورا را ناممکن میسازد. ریاست مستقیم ترامپ بر شورا، و ترکیب اعضایی چون مارکو روبیو (وزیر خارجه آمریکا)، جرد کوشنر (داماد و مشاور)، و تونی بلر (نخستوزیر سابق انگلیس) که همگی سوابق مشخصی در حمایت مطلق از اسرائیل دارند، ماهیت واقعی این نهاد را برملا میکند. حضور شخصیتهایی که علناً به صهیونیست بودن خود افتخار میکنند، این شورا را به ابزاری برای خدمت به اهداف تلآویو تبدیل میکند. هدف اعلامی این شورا «ساختن آینده بهتر» برای غزه است، اما ترکیب آن نشان میدهد که خروجی آن، نه استقلال فلسطین، بلکه تثبیت وضعیتی خواهد بود که در آن قدرت اجرایی غزه در دست طرفداران سرسخت اشغالگر باشد. این ترکیب، نهتنها قابلیت اجرایی ندارد، بلکه اعتبار هرگونه تصمیمگیری برای مردم فلسطین را از بین میبرد و آن را به یک ساختار دستنشانده تبدیل میکند. مدت عضویت سهساله که تحت اختیار ترامپ قابل تمدید است، نیز نشاندهنده ماهیت غیردموکراتیک و ادامهدار بودن کنترل خارجی است.
رژیم صهیونیستی: جنایتکاری مهار نشده و معاف از مسئولیت
بزرگترین نقص راهبردی در طرح فاز دوم ترامپ، نادیده گرفتن مسئله اصلی یعنی مهار رژیم صهیونیستی به عنوان عامل اصلی جنایات جنگی و نسلکشی است. طرح ترامپ بهجای تمرکز بر توقف تجاوز و خلع سلاح متجاوز، بر روی «دولتسازی» و «بازسازی» متمرکز شده است، که در عمل تلاشی برای خلع سلاح بازماندگان فلسطینی و مشروعیتبخشی به اشغالگری است. اصل اساسی این است که اسرائیل باید به دلیل اقداماتش غرامت بپردازد و هزینههای بازسازی را تقبل کند، اما طرح آمریکا این معادله را برعکس میکند؛ واشنگتن تلاش دارد با سفیدسازی جنایات، هزینههای بازسازی را به گردن کشورهای منطقه و دیگران بیندازد، با این سابقه که پولهای کمکی در گذشته غالباً به نفع آمریکا هزینه شده است همانند سوابق افغانستان و لیبی. بلومبرگ گزارش داده است که ترامپ از اعضای شورا درخواست پول کرده است. عدم استفاده آمریکا از اهرمهای فشار واقعی برای وادار کردن اسرائیل به عقبنشینی، در حالی که این رژیم همچنان به نقض مکرر آتشبس ادامه میدهد (بیش از ۱۲۴۴ مورد نقض گزارش شده) و بر عدم عقبنشینی از خطوط تعریفشده پافشاری میکند، اثبات میکند که اسرائیل در این طرح یک جنایتکار مهارنشده باقی مانده است.
نقش آمریکا: مشروعیتبخشی و کاسبکاری بینالمللی
اقدام آمریکا در طرح فاز دوم، بیش از آنکه تلاشی برای برقراری صلح باشد، یک عملیات بزرگ مشروعیتبخشی به وضعیت موجود و توزیع هزینههای آن در سطح بینالمللی است. واشنگتن با معرفی یک ساختار اداری تحت کنترل خود، به دنبال آن است تا مسئولیت مدیریتی غزه را از اسرائیل سلب کرده و همزمان، اهداف استراتژیک خود در منطقه را پیش ببرد. این کاسبکاری آشکار در درخواست پول (مانند درخواست یک میلیارد دلار از اعضای شورا) نشان میدهد که بازسازی غزه نه یک تعهد اخلاقی، بلکه یک معامله سیاسی-مالی است که در آن آمریکا مدیریت و سود را در اختیار میگیرد. تا زمانی که آمریکا اهرمهای فشار خود را برای توقف کامل جنایات و اجرای عدالت به کار نگیرد، هرگونه ساختار مدیریتی پیشنهادی، از جمله شورای صلح، ابزاری خواهد بود برای مدیریت بحران به نفع اشغالگر، نه راه حلی برای پایان دادن به آن.
نظر شما