یادداشت اختصاصی از امیرحسین همتی
خروش ملی و درسی بزرگ برای مسئولین
مردم قهرمان ایران در سراسر کشور بار دیگر برای محکوم کردن جنایات اغتشاشات چند روز گذشته به خیابان ها آمدند و با تکرار اعتراضات اقتصادی خود، پاسخ کوبنده ای به تروریسم صهیونی آمریکایی و کشورهای غربی دادند.
دوشنبه ۲۲ دی ماه در تهران و همزمان تمام ایرانیان سراسر کشور در محکومیت جنایات اغتشاشگران به خیابان ها آمدند و نشان دادند با وجود هر اتفاقی در کشور در کنار یکدیگر ایستاده و اجازه نخواهند داد نیروهای خارجی اختلالی در روند کشور به وجود بیاورند. از ساعت های اولیه روز گذشته در شهرهای مختلف قبل از ساعات تعیین شده مردم خود را به محل های اعلام شده رسانده و هرلحظه به جمعیت در شهرها اضافه می شد. مردم در گروه های مختلف سنی با حضور خود انزجار و تنفر خود را نسبت به اغتشاشات ، تخریب و آشوب در کشور نشان دادند.
مردم با بصیرت و آگاه ایران با وجود تمام مشکلات موجود در کشور، در جنگ ۱۲ روزه نشان دادند که می توان در مقابل هرگونه تجاوز خارجی ایستادگی کنند و موانع را پشت سر بگذارند و این بار نیز با حضور جمعی در سراسر کشور محکم به پای آرمان های ایران ایستاده اند و از آن کوتاه نخواهند آمد. حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی هم در پیامی ضمن تجلیل از کار بزرگ ملّت عظیمالشأن ایران در اجتماعات گسترده و روز تاریخیای که آفریده شد، تأکید کردند: ملّت ایران، خود را و همّت و هویت خود را به رخ دشمنان کشید و این هشداری به سیاستمداران آمریکا بود که فریبکاری خود را متوقف کنند و به مزدوران خائن تکیه نکنند.
تمرکز دشمن در تجمعات ده سال اخیر و تلاش برای تبدیل آنها به آشوبهایی که امنیت عمومی را تهدید کند، رفته رفته اعتراض را به یک اقدام حساس امنیتی تبدیل کرده است. تا جایی که معترضین به ویژه در بخشهای متوسط و طبقه کارگر جامعه برای آنکه حرکت خود را از اتهام همکاری با دشمن جدا کنند، در تلاشند خود را وفادار به کلیت نظام معرفی کنند. واقعیت این است هر اندازه نمایندگی اصناف و جمعیتها در ارکان ساختاری جمهوری اسلامی ایران، ضعیفتر شود؛ تجمعات اعتراضی پرتعدادتر و شدیدتر خواهد شد. کوشش برای رساندن صدای معترض به حاکمیت و تلاش برای بررسی خواسته او در گام نخست و در ادامه پاسخگویی و پیگیری تا حصول نتیجه در روندی کوتاه، باید در اولویت جدی قرار گیرد.
کشورداری و مدیریت اجرایی، آن هم در جمهوری اسلامی ایرانِ زخمخورده از تحریم خارجی، کار بسیار دشوار، پرزحمت و فرسایندهای است، اما تجربه رخدادهای سخت در ۴۷ سال پس از انقلاب نشان داده بنبست معنا ندارد، به شرط آنکه به تعبیر شهید سلیمانی نترسید و نترسیم و نترسانیم. آنچه مردم در راهپیمایی دیروز فریاد زدند، مرگ بر عامل و آمرِ آشوبهایی بود که در شدت و خشونت، به جنایتهای منافقین در سالهای دهه ۶۰ شباهت دارد. اما آنچه زمینه این خشونت را ساخته، ناکارآمدی و ناتوانی در مدیریت اوضاع بوده؛ اوضاعی که اتفاقاً قابل مدیریت است.
بنابراین پس از عبور از شرایط کنونی کشور، به سرعت باید گامهایی عملی در راستای شنیدهشدن صدای معترضان، خواستهها و مطالبات آنها برداشته شود. اگر جامعه در عمل و نه صرفا در سخن چنین تصوری نداشته باشد، نمیتوان انتظار داشت اعتراضات مجدد تکرار نشود. همچنین نباید «بازگشت آرامش» عملا به بهانهای تبدیل شود تا اشتباهات گذشته ادامه یابد و مجددا شاهد دور باطلی از اعتراضات نباشیم. بنابراین برای عبور از این شرایط و به بنبست کشاندن همیشگی نفوذ دشمنان، باید فرصتها را از آنها گرفت و این موضوع فقط از طریق بازگشت به مردم، آنهم به شکل «عملی» و «فوری» ممکن است. قیمت ارز و تداوم و تشدید ابربحرانهای معیشتی و اقتصادی با راهکارها و طرح های دولت و نظایر آن ؛ یقینا باید دست به «تغییر» زد و تغییر نیز به «تصمیمات بزرگ» نیاز دارد و بدون تردید، تصمیمات بزرگ هم «هزینه» دارد. بااینحال، هیچ راهی جز این وجود ندارد. هرچه بر ادامه مسیر فعلی تأکید شود، تغییرات و به تبع آن تصمیمات و نیز در نهایت هزینههای پیشرو «بزرگتر و سختتر» خواهد شد.
نظر شما