یادداشت اختصاصی از جواد نبوتی
لبنیات؛ از کالای ضروری تا گزینه قابل حذف در سبد خانوار
افزایش مداوم قیمتها، آرام و بیصدا در حال بازنویسی الگوی مصرف خانوارهای ایرانی است. امروز در صفهای کالابرگ، برنج، مرغ و روغن جلوتر از شیر، ماست و پنیر ایستادهاند. انتخابی که نه از سر بیمیلی، بلکه از سر اجبار اقتصادی شکل گرفته است؛ وقتی دخل و خرج با هم نمیخواند، خانوادهها به سمت کالاهای «سیرکنندهتر» میروند و لبنیات به حاشیه رانده میشود.
سرانه مصرف لبنیات در ایران به حدود ۶۰ تا ۷۰ کیلوگرم در سال رسیده؛ این در حالی است که استاندارد جهانی مصرف لبنیات حدود ۱۶۰ کیلوگرم برآورد میشود. این فاصله معنادار، دیگر یک هشدار ساده نیست؛ بلکه نشانهای روشن از تغییر کیفیت تغذیه خانوار، بهویژه در دهکهای درآمدی پایین است. جایی که لبنیات از یک کالای ضروری، به کالایی نیمهلوکس و قابل حذف تبدیل شده است.
نقطه عطف گرانی؛ حذف ارز ترجیحی
حذف ارز ترجیحی کالاهای اساسی، اگرچه با هدف اصلاح ساختار یارانهها و حذف رانت اجرا شد، اما اثر آن بر بازار لبنیات سریع و محسوس بود. افزایش قیمت نهادههای دامی، رشد هزینه تولید شیر خام و در نهایت جهش قیمت محصولات لبنی، زنجیرهای از گرانی را رقم زد که مستقیماً مصرفکننده را هدف قرار داد.
افزایش چندمرحلهای قیمت شیر، ماست و پنیر طی ماههای اخیر، باعث شده بسیاری از خانوادهها خرید این اقلام را محدود یا حذف کنند. وقتی یک خانواده باید میان خرید شیر یا برنج، پنیر یا گوشت یکی را انتخاب کند، طبیعی است که اولویت با کالایی باشد که سیرکنندگی بیشتری دارد و مدت طولانیتری پاسخگوی نیاز خانواده است.
کالابرگ الکترونیکی؛ مُسکن یا درمان؟
دولت برای کاهش فشار ناشی از حذف ارز ترجیحی، طرح کالابرگ الکترونیکی را اجرا کرد و لبنیات نیز در فهرست کالاهای مشمول قرار گرفت. با این حال، شواهد میدانی نشان میدهد اعتبار اختصاصیافته و محدودیتهای اجرایی این طرح، نتوانسته کاهش مصرف لبنیات را جبران کند. بسیاری از خانوارها اعتبار خود را صرف روغن، مرغ، گوشت و برنج میکنند و لبنیات همچنان در اولویتهای بعدی قرار میگیرد.
واقعیت این است که کالابرگ، بدون ترمیم قدرت خرید، تنها میتواند نقش یک مُسکن کوتاهمدت را ایفا کند. تورم روزانه قیمتها باعث شده حتی اعتبار یک میلیون تومانی نیز برای پوشش کامل نیازهای غذایی خانوار کافی نباشد.
صنعت لبنیات چه میگوید؟
محمد فربد، سخنگوی انجمن صنایع لبنی ایران، معتقد است حذف ارز ترجیحی در جهت منافع ملی و حذف رانت بوده و در صورت جبران کامل اثر افزایش قیمت برای مصرفکننده، آسیبی به صنعت وارد نخواهد شد. به گفته او، انتقال یارانه به انتهای زنجیره (مصرفکننده) سیاست درستی است، اما شرط موفقیت آن، حفظ و تقویت قدرت خرید خانوارهاست.
از نگاه فعالان صنعت، افزایش اخیر قیمتها بیش از هر چیز ناشی از رشد هزینه علوفه، حملونقل، بستهبندی و افزایش قیمت شیر خام است. با این حال، نتیجه نهایی این چرخه، کاهش تقاضا و کوچکتر شدن بازار مصرف است؛ اتفاقی که در بلندمدت میتواند هم صنعت و هم سلامت جامعه را تحت فشار قرار دهد.
زنگ خطر سلامت عمومی
کارشناسان تغذیه بارها هشدار دادهاند که کاهش مصرف لبنیات میتواند در سالهای آینده به افزایش بیماریهای ناشی از کمبود کلسیم، پوکی استخوان و سوءتغذیه پنهان منجر شود. هزینه این روند، دیر یا زود به نظام سلامت تحمیل خواهد شد؛ هزینهای که چهبسا بسیار سنگینتر از یارانههای امروز باشد.
کاهش سرانه مصرف لبنیات در ایران دیگر یک احتمال نیست؛ یک واقعیت آماری است. حذف ارز ترجیحی بدون طراحی سازوکارهای جبرانی مؤثر، افزایش مستمر قیمتها و ناکارآمدی نسبی کالابرگ، همگی دستبهدست هم دادهاند تا لبنیات از سفره بسیاری از خانوارها کنار گذاشته شود.
اگر سیاستگذاران بهدنبال اصلاح ساختار اقتصادی هستند، این اصلاح بدون توجه به امنیت غذایی و سلامت عمومی، ناتمام خواهد بود. تقویت قدرت خرید، بازنگری در سیاستهای حمایتی و هدفمند کردن یارانههای غذایی، بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد؛ چرا که سلامت جامعه، هزینهبردارترین بخشِ غفلت در سیاستگذاری اقتصادی است.
نظر شما