از پولپاشی تا جنگافروزی؛ قمار ترامپ و نتانیاهو برای فرار از نارضایتی
ترامپ و نتانیاهو در فاصله کوتاه تا انتخابات، همزمان با افزایش هزینههای جنگ و تشدید نارضایتی عمومی، به نسخهای آشنا پناه بردهاند: پولپاشی، کاهش موقت هزینه سوخت و استفاده سیاسی از منابع عمومی.
صفحه اقتصاد - اما پشت این اقدامات انتخاباتی، صورتحساب سنگین جنگ علیه ایران قرار دارد؛ جنگی که تبعات آن از میدان نبرد عبور کرده و انرژی، کشتیرانی، تجارت و هزینه زندگی میلیونها نفر را در آمریکا، اروپا و دیگر نقاط جهان تحت فشار قرار داده است.
پول در برابر رأی؛ نسخه انتخاباتی ترامپ
پیشنهاد پرداخت پنج هزار دلار به هر آمریکایی بزرگسال، مشروط به حفظ کنترل جمهوریخواهان بر کنگره، دیگر صرفاً یک وعده اقتصادی نیست؛ این پیشنهاد تصویری روشن از تبدیل منابع عمومی به ابزار رقابت سیاسی ارائه میدهد: اگر حزب من در قدرت بماند، پول دریافت میکنید.
برآورد رویترز نشان میدهد اجرای چنین طرحی میتواند حدود ۱.۲ تریلیون دلار، علاوه بر هزینه بهره، برای دولت آمریکا هزینه داشته باشد؛ طرحی که حتی در اردوگاه جمهوریخواهان نیز درباره تبعات اقتصادی و مالی آن اختلاف نظر وجود دارد.
اما نسخه انتخاباتی ترامپ تنها به این وعده محدود نشده است. دولت آمریکا پرداخت چکهای ۵۰۰ دلاری مرتبط با بیمه درمانی را نیز در دستور کار قرار داده؛ پرداختهایی که بخش قابل توجهی از آنها قرار است به ایالتهایی برسد که رقابت انتخاباتی در آنها نزدیک است. همین مسئله انتقادهایی را درباره استفاده انتخاباتی از منابع عمومی به دنبال داشته است.
بنزین ارزانتر برای رأی گرانتر
در اسرائیل نیز همزمان با نزدیک شدن به انتخابات ۲۷ اکتبر، بنیامین نتانیاهو و وزیر دارایی او مالیات سوخت را نیمشِکِل کاهش دادهاند تا قیمت بنزین از ۸.۲۷ به ۷.۷۷ شِکِل برسد.
این تصمیم در شرایطی اتخاذ شده که درباره قانونی بودن کاهش مالیات سوخت در فاصله نزدیک به انتخابات نگرانیهایی مطرح شده است. هزینه این کاهش برای خزانه دولت نیز حدود ۱۵۰ میلیون شِکِل در ماه برآورد میشود.
در هر دو سوی میدان، الگو کموبیش یکسان است: زمانی که صندوق رأی نزدیک میشود، قیمت بنزین، پول نقد و منابع عمومی ناگهان به ابزار جلب رضایت رأیدهندگان تبدیل میشوند.
اما مسئله اینجاست که این اقدامات نمیتوانند هزینه واقعی جنگ را از صورتحساب اقتصاد پاک کنند.
جنگی که قبض آن را مردم میپردازند
جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران دیگر صرفاً یک مناقشه نظامی نیست. تداوم بحران در منطقه، انرژی، کشتیرانی، بیمه، تجارت و زنجیره تأمین جهانی را تحت فشار قرار داده است.
تنگه هرمز، که پیش از جنگ یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی جهان بود، به یکی از حساسترین نقاط اقتصاد جهانی تبدیل شده است. حتی با بازگشت بخشی از صادرات نفت، هزینههای حملونقل و بیمه همچنان در سطوح بالایی قرار دارد. بر اساس گزارش رویترز، نرخ حمل نفتکش در برخی مسیرهای خلیج فارس به حدود ۱.۲ میلیون دلار در روز رسیده؛ در حالی که پیش از بحران حدود ۳۰ هزار دلار بود.
ترجمه این اعداد برای مردم روشن است: سوخت گرانتر، حملونقل گرانتر، تولید پرهزینهتر و در نهایت افزایش قیمت کالا و خدمات.
در آمریکا نیز فشار اقتصادی خود را در رفتار جامعه نشان داده است. کاهش اعتماد مصرفکنندگان و افزایش هزینه انرژی، سوخت، مواد غذایی و مسکن، فاصله میان وعدههای سیاسی و تجربه واقعی مردم را بیشتر کرده است.
به همین دلیل پرسش برای بخشی از جامعه آمریکا دیگر صرفاً درباره سیاست خارجی نیست؛ سؤال این است که چرا باید هزینه تصمیمهای کاخ سفید را در قیمت بنزین، سبد خرید و هزینههای روزمره زندگی پرداخت کرد؟
وقتی جنگ به ابزار فرار از پاسخگویی تبدیل میشود
ترامپ در آستانه انتخابات میاندورهای با فشار سیاسی قابل توجهی مواجه است. نظرسنجی رویترز/ایپسوس در سپتامبر، محبوبیت او را به ۳۲ درصد رساند؛ پایینترین سطح ثبتشده در دوران سیاسی او. تنها ۱۷ درصد عملکرد او در مدیریت هزینههای زندگی را تأیید کردند و حمایت از حملات علیه ایران نیز ۳۴ درصد بود.
این ارقام نشان میدهد جنگ ایران برای واشنگتن دیگر صرفاً یک پرونده سیاست خارجی نیست؛ بلکه به مسئلهای مستقیم در سیاست داخلی و اقتصاد آمریکا تبدیل شده است.
افزایش هزینه انرژی و فشار معیشتی، نارضایتی عمومی را افزایش داده و ترامپ نیز ۳۰ سپتامبر اذعان کرده که دولتش در توضیح عملکرد اقتصادی خود «بسیار بد» عمل کرده است.
در چنین شرایطی، استفاده از بحران خارجی برای پوشاندن بحران داخلی میتواند به وسوسهای سیاسی تبدیل شود. نمیتوان وقوع جنگ جدید را پیشبینی کرد، اما ادامه فشار نظامی، تحریم و تهدید علیه ایران در شرایطی که جنگ موجود هزینههای سنگینی ایجاد کرده، خطر تشدید دوباره تنش را افزایش میدهد.
نتانیاهو نیز با مسئلهای مشابه مواجه است. افزایش هزینه انرژی و فشار اقتصادی ناشی از جنگ، دولت اسرائیل را به سمت کاهش مالیات سوخت سوق داده؛ آن هم درست در فاصله کوتاهی از انتخابات.
خطر اصلی از همینجا آغاز میشود: اگر بقای سیاسی به هدف اصلی تبدیل شود، جنگ میتواند از یک تصمیم راهبردی به ابزاری برای فرار از پاسخگویی داخلی تبدیل شود.
از پولپاشی تا قمار دوباره با جنگ
ترامپ و نتانیاهو نمیتوانند تصور کنند که با چند وعده مالی، کاهش موقت قیمت بنزین یا تشدید تهدیدهای نظامی، صورتحساب جنگ از برابر افکار عمومی ناپدید خواهد شد.
جنگ فقط موشک و عملیات نظامی نیست؛ جنگ یعنی افزایش هزینه بیمه و حملونقل، اختلال در تجارت، جهش قیمت انرژی، فشار بر صنایع و انتقال موج گرانی به زندگی میلیونها نفر.
حتی اگر بخشی از صادرات نفت منطقه به مسیر عادی بازگردد، آثار امنیتی و لجستیکی بحران میتواند همچنان هزینه انرژی و تجارت جهانی را بالا نگه دارد.
از این منظر، هرگونه قمار دوباره با جنگ علیه ایران، فقط برای تهران هزینه ایجاد نمیکند. بازار انرژی، اقتصاد جهانی و زندگی شهروندان آمریکا و اروپا نیز در معرض شوکهای تازه قرار خواهند گرفت.
در این میان، موضع تهران نیز روشن است: ایران اعلام کرده فشار نظامی، تهدید و تحریم نمیتواند اصول و شروط آن را تغییر دهد. گزارشهای مربوط به مذاکرات هرمز نیز نشان میدهد رفع تهدید نظامی، پایان تحریمها و جبران خسارتها از جمله مطالبات مطرحشده از سوی ایران بوده است.
بنابراین مسئله برای ترامپ و نتانیاهو فقط انتخابات نیست؛ آنها با هزینه سیاستی مواجهاند که جنگ را از میدان نظامی به اقتصاد و زندگی مردم کشانده است.
پولپاشی میتواند چند تیتر انتخاباتی بسازد؛ تخفیف بنزین میتواند برای مدتی فشار افکار عمومی را کاهش دهد و تهدید نظامی ممکن است موجی از هیجان سیاسی ایجاد کند؛ اما هیچکدام نمیتواند هزینه واقعی جنگ را حذف کند.
اگر انتخابات به بازار معامله رأی تبدیل شود و جنگ نیز به ابزاری برای فرار از پاسخگویی بدل شود، قربانی فقط اعتبار سیاستمداران نخواهد بود؛ رأی مردم، منابع عمومی و امنیت اقتصادی میلیونها انسان نیز به هزینه بقای سیاسی صاحبان قدرت تبدیل خواهد شد.