لوگو
کد خبر: ۳۵۲۷۲۰

درگفت و گوی اختصاصی "صفحه اقتصاد" با مرتضی افقه مطرح شد:

چرا سرمایه‌های سرگردان وارد تولید نمی‌شوند؟

در شرایطی که اقتصاد ایران برای رشد تولید و سرمایه‌گذاری به منابع مالی جدید نیاز دارد، بخش قابل توجهی از سرمایه‌ها به جای ورود به فعالیت‌های مولد، به سمت بازارهایی می‌روند که بازده سریع‌تر و ریسک کمتری دارند.

صفحه اقتصاد را در گوگل دنبال کنید
چرا سرمایه‌های سرگردان وارد تولید نمی‌شوند؟

صفحه اقتصاد - مرتضی افقه، اقتصاددان، معتقد است: سرمایه را نمی‌توان به‌صورت دستوری به سمت تولید هدایت کرد بنابراین سیاست‌گذار باید شرایطی ایجاد کند که تولید برای سرمایه‌گذار از نظر سودآوری و امنیت اقتصادی جذاب باشد.

افقه در گفت‌وگو با «صفحه اقتصاد» درباره دلایل ورود نیافتن سرمایه‌های سرگردان به بخش تولید، با تأکید بر نقش سودآوری و چشم‌انداز اقتصادی گفت: سرمایه به دنبال سود است. هر جا که سود باشد، سرمایه به آنجا می‌رود و نیازی نیست کسی آن را هدایت کند.

این اقتصاددان معتقد است: آنچه در ادبیات اقتصادی از آن با عنوان «هدایت سرمایه» یاد می‌شود، در عمل به معنای فراهم کردن بستر مناسب از سوی سیاست‌گذار است؛ بستری که بتواند سرمایه‌گذار را نسبت به آینده امیدوار و مطمئن کند.

سرمایه‌گذار باید آینده را قابل پیش‌بینی ببیند

افقه گفت: یکی از مهم‌ترین پیش‌شرط‌های ورود سرمایه به فعالیت‌های مولد، وجود اعتماد نسبت به آینده اقتصاد است؛ موضوعی که برای سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت اهمیت بیشتری دارد.

او توضیح داد: اولین شرط اینکه سرمایه‌گذاری سود داشته باشد این است که سرمایه‌گذار نسبت به آینده اعتماد داشته باشد؛ به‌خصوص در سرمایه‌گذاری‌هایی که بازدهی آنها بلندمدت است و تا رسیدن به مرحله بهره‌برداری زمان می‌برد.

این استاد دانشگاه ادامه داد: طبیعتاً سرمایه‌گذار باید بتواند ۱۰ تا ۱۵ سال پیش رو را با آرامش و ثبات ببیند؛ هم از نظر سیاست‌های داخلی و هم از نظر شرایط خارجی.

از نگاه این اقتصاددان، در نبود چنین چشم‌اندازی، سرمایه‌گذار برای ورود به فعالیت‌هایی که بازگشت سرمایه آنها زمان‌بر است، انگیزه کافی نخواهد داشت و ترجیح می‌دهد منابع خود را در فعالیت‌هایی به کار گیرد که سریع‌تر به سود می‌رسند.

سه مانع در مسیر سرمایه‌گذاری مولد

افقه با اشاره به تفاوت میان بخش مولد و غیرمولد اقتصاد، افزود: بخش تولید در ایران از چند جهت برای سرمایه‌گذار جذابیت کمتری دارد.

او گفت: بخش مولد ما سه ویژگی دارد که دفع‌کننده سرمایه است؛ در مقابل، بخش غیرمولد این سه ویژگی را ندارد.

او در ادامه گفت: فعالیت‌های غیرمولد و دلالی معمولا از بازده سریع‌تری برخوردارند، بدین گونه که سود آنها در مدت کوتاه‌تری به دست می‌آید و در مقایسه با فعالیت‌های تولیدی، کمتر درگیر فرآیندهای پیچیده اداری و بوروکراتیک هستند.

افقه در تشریح این تفاوت گفت: بخش غیرمولد یا دلالی، زودبازده است، بازدهش بسیار بالاست و فارغ از مداخلات دولتی و بوروکراسی‌های ناکارآمد فعالیت می‌کند.

در مقابل، به اعتقاد او، بخش تولید هم با مداخلات و فرآیندهای اداری مواجه است، هم بازدهی آن زمان بیشتری می‌برد و هم در شرایط تورمی، سود آن ممکن است در مقایسه با فعالیت‌های غیرمولد جذابیت کمتری داشته باشد.

این اقتصاددان تأکید کرد: بخش مولد هم مداخلات دولتی و بوروکراسی اجرایی را دارد، هم دیربازده است و هم سودش در مقایسه با نرخ تورم و حتی در مقابل بخش دلالی و غیرمولد، بسیار پایین‌تر است؛ بنابراین طبیعی است که سرمایه‌گذار وارد بخش مولد نشود و ترجیح بدهد به سمت بخش غیرمولد برود.

مالیات؛ هزینه‌ای که می‌تواند سود تولید را کاهش دهد

یکی دیگر از موضوعات مطرح‌شده در این گفت‌وگو، تأثیر مالیات بر تصمیم سرمایه‌گذاران و وضعیت بنگاه‌های تولیدی بود.

افقه با تاکید بر اینکه پرداخت مالیات اصل پذیرفته‌شده‌ای در اقتصاد است، گفت: مالیات امری است که همه باید بدهند. اینکه دولت از مالیات چگونه استفاده می‌کند و چقدر آن را برای رفاه مردم و با بهره‌وری بالا به کار می‌گیرد، بحث دیگری است.

با این حال، به باور او، شرایط دشوار بخش تولید باید در سیاست مالیاتی مورد توجه قرار گیرد.

افقه همچنین یادآور شد: تولیدکنندگان در کنار مالیات با مجموعه‌ای از هزینه‌ها و ریسک‌های دیگر نیز مواجه هستند و افزایش این هزینه‌ها در نهایت سودآوری فعالیت تولیدی را کاهش می‌دهد.

او اظهار کرد: در شرایطی که بخش تولید ما این‌همه دچار مشکل است، هزینه‌های جانبی بسیار زیادی دارد، ریسک بالاست و نرخ بهره بانکی هم بالاست؛ همه اینها هزینه‌های تولید را بالا می‌برد.

این اقتصاددان افزود: سرمایه‌گذار به دنبال حداکثر سود است و هرچه هزینه‌هایش بیشتر باشد، سودش کاهش پیدا می‌کند و در نهایت او را از سرمایه‌گذاری در این بخش فراری می‌دهد.

پیشنهاد برای سیاست مالیاتی

افقه در ادامه بر ضرورت تفاوت قائل شدن میان بنگاه‌های تولیدی و فعالیت‌های غیرمولد در شرایط فعلی تأکید کرد و : دولت می‌تواند برای بنگاه‌های کوچک و متوسطی که با مشکلات جدی مواجه هستند، سیاست‌های مالیاتی انعطاف‌پذیرتری در نظر بگیرد.

او توضیح داد: در شرایط خاص، به‌خصوص برای بنگاه‌های کوچک و متوسطی که معمولاً در شرایط فعلی در مرز ورشکستگی هستند، دولت باید در زمینه مالیات مدارا کند؛ مالیات را کاهش دهد یا حتی برای مدتی حذف کند.

به اعتقاد این اقتصاددان، در مقابل، سیاست مالیاتی می‌تواند تمرکز بیشتری بر بخش‌های غیرمولد و ثروت‌های بزرگ داشته باشد.

افقه گفت: در مقابل باید از بخش غیرمولد و ابرثروتمندانی که اتفاقا فرار مالیاتی دارند، مالیات گرفته شود تا بخشی از این کاهش درآمد جبران شود.

او در جمع‌بندی تأکید کرد: مالیات نیز یکی از عواملی است که بر میزان سود نهایی سرمایه‌گذاری اثر می‌گذارد و می‌تواند در تصمیم سرمایه‌گذار برای انتخاب میان فعالیت‌های مولد و غیرمولد موثر باشد.

در مجموع، از نگاه افقه، مسئله اصلی ورود نیافتن سرمایه‌های سرگردان به تولید را نمی‌توان صرفاً با توصیه یا سیاست‌های دستوری حل کرد چراکه تا زمانی که فعالیت‌های تولیدی با بازده پایین‌تر، دوره بازگشت طولانی‌تر، ریسک بالا و بوروکراسی پیچیده مواجه باشند، سرمایه‌گذار انگیزه کمتری برای ورود به این بخش خواهد داشت. بنابراین ایجاد ثبات، کاهش ریسک و هزینه‌های اضافی تولید و فراهم کردن چشم‌انداز قابل پیش‌بینی برای سرمایه‌گذاری بلندمدت، از جمله پیش‌شرط‌هایی است که می‌تواند مسیر حرکت سرمایه به سمت فعالیت‌های مولد را تغییر دهد.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید | تلگرام - اینستاگرام - بله - ایکس - یوتوب
اخبار مرتبط
ارسال نظرات
آرشیو