صفحه اقتصاد گزارش می دهد:
توقف توسعه میدان رسالت؛ ۶۰ همت خسارت از ۱۷ ماه تعلل
توقف ۱۷ ماهه توسعه میدان نفتی رسالت و بلاتکلیفی در نصب جکت آماده بارگیری، بار دیگر پرسشهای جدی درباره وضعیت مدیریت پروژههای بالادستی نفت در دولت چهاردهم ایجاد کرده است؛ پروژهای که میتوانست روزانه ۱۲ هزار بشکه به تولید نفت کشور بیفزاید، اکنون به نمادی از تعلل، توقف و خسارت چند ده همتی تبدیل شده است.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، طرح توسعه میدان رسالت در دولت قبل وارد فاز اجرایی شده بود؛ جکت سکوی دریایی ساخته و آماده نصب بود، دکل حفاری مستقر شده و بخشی از چاهها نیز حفاری شده بودند. اما با تغییر دولت، این پروژه عملاً متوقف شده و بیش از یک سال و پنج ماه است که هیچ پیشرفت عملیاتی در آن ثبت نشده است.
۱۲ هزار بشکه تولید روزانه؛ عددی کوچک یا فرصتی از دست رفته؟
در نگاه نخست، افزایش ۱۲ هزار بشکهای تولید شاید در مقایسه با تولید چند میلیونی نفت ایران رقم بزرگی به نظر نرسد، اما در شرایط تحریمی و محدودیتهای درآمدی، هر بشکه نفت اهمیت استراتژیک دارد.
اگر متوسط قیمت نفت را ۷۰ دلار در نظر بگیریم، تولید ۱۲ هزار بشکه در روز معادل حدود ۸۴۰ هزار دلار درآمد روزانه خواهد بود؛ یعنی بیش از ۲۵ میلیون دلار در ماه و سالانه نزدیک به ۳۰۰ میلیون دلار. توقف ۱۷ ماهه چنین ظرفیتی به معنای از دست رفتن صدها میلیون دلار درآمد ارزی است؛ رقمی که با احتساب هزینههای خواب سرمایه، استهلاک تجهیزات و توقف پیمانکاران، به گفته برخی برآوردها به ۵۰ تا ۶۰ همت خسارت میرسد.
سؤال کلیدی اینجاست: آیا کشور در شرایط کسری بودجه و فشار مالی، توان چنین تعللی را دارد؟
جکت آماده نصب؛ سرمایهای که خاک میخورد

در پروژههای فراساحلی، ساخت جکت یکی از پرهزینهترین و حساسترین مراحل است. زمانی که جکت ساخته میشود اما نصب نمیشود، سرمایه ملی عملاً در وضعیت نیمهفعال و بدون بازده قفل میشود.
توقف نصب جکت میدان رسالت نهتنها موجب خواب سرمایه شده، بلکه ریسکهای فنی نیز به همراه دارد؛ تجهیزات دریایی برای نصب در بازه زمانی مشخص طراحی میشوند و تأخیر طولانی میتواند هزینههای نگهداشت، بازبینی فنی و حتی اصلاح سازه را افزایش دهد.
از سوی دیگر، توقف حفاری پس از استقرار دکل نیز پیام روشنی به پیمانکاران داخلی و خارجی مخابره میکند: نااطمینانی در تصمیمگیری.
آیا شرکت ملی نفت در وضعیت انفعال است؟

منتقدان معتقدند در دولت چهاردهم، بخشی از پروژههای توسعهای شرکت ملی نفت با کندی یا توقف مواجه شدهاند. اگرچه ممکن است توجیههایی مانند بازنگری در قراردادها، محدودیت منابع یا اولویتبندی پروژهها مطرح شود، اما فقدان اطلاعرسانی شفاف درباره سرنوشت پروژههایی مانند رسالت، به فضای ابهام دامن زده است.
در صنعت نفت، «زمان» یکی از اصلیترین مؤلفههای سودآوری است. هر ماه تأخیر در پروژههای بالادستی، به معنای از دست رفتن تولید و کاهش سهم از بازار منطقهای است. در حالی که کشورهای همسایه با سرعت در حال توسعه میادین مشترک و افزایش ظرفیت تولید هستند، توقف پروژهها میتواند به معنای واگذاری تدریجی مزیت رقابتی باشد.
تعلل مدیریتی یا تغییر راهبرد؟
پرسش مهمتر این است که توقف میدان نفتی رسالت ناشی از کمبود منابع است یا تغییر رویکرد مدیریتی؟ اگر پروژه از نظر اقتصادی توجیهپذیر نبوده، چرا تا مرحله ساخت جکت و حفاری چاهها پیش رفته است؟ و اگر توجیه دارد، چرا متوقف شده است؟
شفافسازی درباره این پروژه میتواند معیاری برای سنجش رویکرد دولت چهاردهم در قبال توسعه میادین نفتی باشد. اقتصاد ایران بیش از هر زمان دیگری به افزایش تولید پایدار، جذب سرمایه و فعال نگهداشتن پروژههای نیمهتمام نیاز دارد.
هزینه فرصت سنگین برای اقتصاد ملی

در نهایت، میدان نفتی رسالت تنها یک پروژه نیست؛ نمادی از چالش بزرگتر در مدیریت طرحهای توسعهای است. در اقتصادی که با کسری بودجه، محدودیت ارزی و فشار بر منابع عمومی روبهروست، توقف پروژهای با ظرفیت تولید مشخص، به معنای تحمیل «هزینه فرصت» سنگین بر اقتصاد ملی است.
اگر برآورد خسارت ۵۰ تا ۶۰ همتی صحیح باشد، این رقم میتواند معادل بودجه عمرانی چند استان یا تأمین مالی چندین پروژه زیرساختی باشد.
اکنون انتظار میرود وزارت نفت و شرکت ملی نفت ایران، با ارائه گزارش شفاف از دلایل توقف پروژه رسالت و زمانبندی احیای آن، از تداوم ابهام جلوگیری کنند؛ چرا که در صنعت نفت، تعلل نهتنها هزینهزا، بلکه بعضاً غیرقابل جبران است.
میدان نفتی رسالت در جنوب و در فاصله ۹۳ کیلومتری از جزیره لاوان قرار دارد و دارای ۱۴ حلقه چاه است.
نظر شما