صفحه اقتصاد گزارش می دهد:
جراحی در تفکر مدیریتی نفت / آیا مشعلهای ۱۷ میلیون دلاری خاموش میشوند؟
ضرر روزانه ۱۷ میلیون دلاری مشعلهای گاز، محصولِ نگاه انحصارطلبانهای است که به جای اصلاح قیمت و جذب سرمایهگذار، اتلاف منابع را برگزیده است. ضربالاجل جدید رئیسجمهور، آخرین فرصت وزیر برای جراحی در تفکری است که آینده انرژی کشور را میسوزاند.
حتی یک ساعت هم برای ما ارزشمند است، این پیام روشن رئیسجمهور به مدیران نفتی بود. مسعود پزشکیان با اشاره به اتلاف روزانه ۵۰ میلیون مترمکعب گاز فلر، از ضرر هنگفت ۱۷ میلیون دلاری سخن گفت که هر ۲۴ ساعت دود میشود و به هوا میرود. او با گلایه از محقق نشدن وعدههای قبلی وزارت نفت،دستور تشکیل کارگروه ویژه و خاموشی ۳۲ مشعل طی ۱۵ ماه آینده را صادر کرد. انتقاد صریح پزشکیان از کندی روند اجرایی، خطاب به وزیر نفت نشان از عمق بحرانی دارد که نه تنها ثروت ملی را میبلعد، بلکه ناترازی انرژی را تشدید کرده است. اما ریشه این ایستایی در کجاست؟
گره کار کجاست؟ تکنولوژی داریم، مدل اقتصادی نداریم

محمدحسین احمدی، کارشناس حوزه انرژی، با تأکید بر اینکه جمعآوری گازهای مشعل بدون تعریف مدل اقتصادی شفاف به نتیجه نمیرسد، گفت: مسئله اصلی در پروژههای مرتبط با گازهای مشعل، نه فناوری بلکه نبود انگیزه اقتصادی برای سرمایهگذار است.
احمدی با اشاره به گازهای مشعل اظهار کرد: جمعآوری این گازها به سرمایهگذاری و فناوری نیاز دارد، اما سؤال اساسی این است که گاز جمعآوریشده در نهایت کجا و با چه نرخی مصرف میشود. اگر این گاز دوباره با تعرفههای فعلی به بخش خانگی اختصاص پیدا کند، عملاً هیچ دستاورد اقتصادی برای سرمایهگذار نخواهد داشت و طبیعی است که کسی رغبتی برای ورود به این حوزه نداشته باشد.
وی افزود: اگر قرار است سرمایهگذاری در حوزه گازهای مشعل شکل بگیرد، این گاز باید در اختیار بخشهایی قرار بگیرد که ارزش افزوده ایجاد میکنند؛ مانند صنایع بزرگ، پتروشیمیها یا حتی صادرات. تنها در این صورت است که پروژهها از نظر اقتصادی توجیهپذیر میشوند.
پارادوکس انرژی؛ تعطیلی صنایع همزمان با سوختن دو فاز پارس جنوبی در مشعلها
این کارشناس حوزه انرژی با اشاره به اظهارات رئیسجمهور درباره خاموشی ۳۲ مشعل طی ۱۵ ماه گفت: از نظر فنی و فناوری، اجرای چنین پروژههایی امکانپذیر است و پروژههایی مانند پالایشگاه بیدبلند یا مجموعههای مشابه ظرفیت لازم را دارند، اما شرط اصلی موفقیت آنها، اصلاح اقتصاد پروژه است. اگر مدل اقتصادی درست تعریف نشود، حتی پروژههای دارای توان فنی هم به نتیجه نمیرسند.
احمدی درباره مطرح شدن عدد ۱۷ میلیون دلار ضرر ناشی از سوزاندن گازهای مشعل تصریح کرد: این برآوردها معمولا بر این فرض استوار است که گاز جمعآوریشده صادر شود و با نرخهای بالاتر از ۳۰ سنت به ازای هر مترمکعب به فروش برسد. در حالی که هنوز مشخص نیست آیا امکان صادرات این حجم از گاز وجود دارد یا خیر. اگر این گاز در نهایت به نیروگاهها یا بخش خانگی با نرخهای ناچیز اختصاص داده شود، کل توجیه اقتصادی پروژه از بین میرود.
وی ادامه داد: یکی از مشکلات رایج در سیاستگذاری انرژی کشور این است که در برآوردها، بهترین حالت ممکن در نظر گرفته میشود، اما در عمل، وقتی پروژه وارد مرحله اجرا میشود، مشخص میشود که زیانده است و به همین دلیل بسیاری از طرحها به سرانجام نمیرسند.
توسعه بیضابطه شبکه گاز؛ ریشه اتلاف منابع ملی
این کارشناس حوزه انرژی با اشاره به محدودیت گاز صنایع در زمستانها گفت: از یک طرف صنایع کشور به دلیل کمبود گاز تعطیل میشوند و از طرف دیگر، معادل دو فاز پارس جنوبی گاز در مشعلها سوزانده میشود. این تناقض نشاندهنده یک شکست مدیریتی و ناهماهنگی جدی در اولویتبندی مصرف انرژی است.
احمدی ریشه این مسئله را در سیاست توسعه بیضابطه شبکه گاز دانست و افزود: ما سیاستی را دنبال کردهایم که بر اساس آن، همه حاملهای انرژی باید در همه نقاط کشور در دسترس باشد. این رویکرد باعث شده اختلاف مصرف گاز بین تابستان و زمستان به شکل غیرمنطقی افزایش پیدا کند و در زمستان، برای تأمین گاز خانگی، سهم نیروگاهها و صنایع کاهش یابد؛ تا جایی که نیروگاهها مجبور به سوزاندن سوختهای باارزشتری مانند گازوئیل میشوند.
وی تأکید کرد: توسعه شبکه انرژی بدون توجه به توجیه اقتصادی، نهتنها بهرهوری را افزایش نمیدهد، بلکه منجر به اتلاف منابع ملی میشود. در بسیاری از موارد، مانند گازرسانی به روستاهای بسیار کوچک، هزینه انتقال و نگهداری بههیچوجه با میزان مصرف همخوانی ندارد و لازم است سیاستهای انرژی کشور بر اساس اولویت، بهرهوری و منطق اقتصادی بازنگری شود.
آزمون ۱۵ ماهه وزیر، جراحی در تفکر مدیریتی یا پناه گرفتن پشت سنگر تحریم؟
دستور رئیسجمهور برای خاموشی مشعلها، آزمون بزرگی برای وزیر نفت و تیم مدیریتی اوست. اگر در پایان این ۱۵ ماه، همچنان شعلههای ۱۷ میلیون دلاری بر فراز چاههای نفت خودنمایی کنند،دیگر نمیتوان پشت واژههایی مثل تحریم سنگر گرفت. حقیقت این است که مشعلهای فلر،نماد مدیریت ناکارآمد هستند که به جای خلق ارزش،به تماشای سوختن آینده نشسته است. خاموش کردن این مشعلها پیش از آنکه به کمپرسور و تجهیزات نیاز داشته باشد، به یک جراحی شجاعانه در تفکر مدیریتی وزارت نفت نیاز دارد،جراحیای که انحصار را بشکند و نفع ملی را بر نفع سازمانی مقدم بدارد.
نظر شما