صفحه اقتصاد در گزارشی بررسی کرد:
میدان مشترک آرش؛ عقبنشینی در سایه دیپلماسی لرزان
افزایش تحرکات عربستان سعودی و کویت در میدان گازی مشترک «آرش» بار دیگر موضوع نحوه صیانت از منافع ایران در میادین مرزی را به صدر مباحث انرژی آورده است؛ میدانی که کارشناسان آن را یکی از مهمترین ذخایر مشترک خلیج فارس میدانند و تأخیر در توسعه آن میتواند پیامدهای اقتصادی و راهبردی قابل توجهی داشته باشد.
میدان گازی آرش (الدره) که سالها به عنوان یکی از ظرفیتهای مهم انرژی ایران مطرح بوده، در سال ۱۴۰۴ به کانون توجه تحلیلگران حوزه نفت و گاز تبدیل شده است. در حالی که گزارشها از پیشرفت فعالیتهای فنی در سوی دیگر این میدان حکایت دارد، برخی ناظران معتقدند روند اقدامات ایران با سرعت مورد انتظار فاصله دارد. وزارت نفت تأکید کرده که مسیر گفتوگوهای دیپلماتیک برای تعیین تکلیف این میدان ادامه دارد، اما همزمان، پرسشهایی درباره توازن میان دیپلماسی و اقدام عملی در حفاظت از سهم ایران مطرح شده است.
بهرهبرداری در سوی مقابل؛ ایران در انتظار تعیین تکلیف
بر اساس دادههای فنی منتشرشده در سالهای اخیر، میدان آرش در محدودهای قرار دارد که میان چند کشور مشترک است و تعیین دقیق سهم هر طرف نیازمند توافقهای مرزی و فنی است. با این حال، برخی گزارشهای تحلیلی نشان میدهد عربستان و کویت برنامههای توسعهای خود را با جدیت دنبال میکنند؛ موضوعی که حساسیتها درباره سرعت عمل ایران را افزایش داده است.
منتقدان میگویند در میادین مشترک، زمان عاملی تعیینکننده است و هرگونه تأخیر میتواند به کاهش منافع بالقوه منجر شود. در مقابل، برخی کارشناسان معتقدند توسعه شتابزده بدون چارچوب حقوقی مشخص ممکن است به پیچیدهتر شدن اختلافات بیانجامد. همین دوگانگی باعث شده بحث بر سر این میدان به یکی از نمونههای مهم چالش میان ملاحظات فنی و دیپلماتیک تبدیل شود.
دیپلماسی انرژی زیر ذرهبین
پرونده آرش نشان داده است که دیپلماسی انرژی تا چه اندازه میتواند در سرنوشت میادین مشترک اثرگذار باشد. تحلیلگران بر این باورند که موفقیت در چنین پروندههایی نیازمند هماهنگی نزدیک میان دستگاه دیپلماسی و نهادهای فنی است تا مذاکرات با پشتوانه کارشناسی و اقتصادی پیش برود.
در عین حال، برخی منتقدان معتقدند اتکا صرف به مذاکرات، بدون نمایش آمادگی عملی برای توسعه میدان، ممکن است قدرت چانهزنی را کاهش دهد. از نگاه آنان، ترکیب گفتوگو با برنامهریزی اجرایی میتواند موقعیت کشور را در مذاکرات تقویت کند و مانع از شکلگیری رویههایی شود که بعدها در سایر میادین مشترک نیز تکرار شود.
خطر الگو شدن برای سایر میادین مشترک

اهمیت میدان آرش تنها به حجم ذخایر آن محدود نمیشود؛ بلکه نحوه مدیریت این پرونده میتواند پیامدهایی فراتر از یک میدان داشته باشد. کارشناسان هشدار میدهند که تجربههای مشابه در جهان نشان داده اگر یک کشور در توسعه میادین مشترک عقب بماند، جبران آن در سالهای بعد دشوار خواهد بود.
از همین رو، برخی تحلیلگران تأکید دارند که تعیین تکلیف سریعتر این میدان میتواند به عنوان پیامی روشن درباره رویکرد ایران در حفاظت از منابع مشترک تلقی شود. این مسئله بهویژه در شرایطی اهمیت مییابد که رقابت بر سر منابع انرژی در منطقه خلیج فارس رو به افزایش است.
هزینه تأخیر؛ منافع بالقوهای که به تعویق میافتد
برآوردهای اقتصادی نشان میدهد توسعه یک میدان گازی بزرگ میتواند نقش مهمی در تقویت درآمدهای ارزی و افزایش امنیت انرژی داشته باشد. بنابراین، هر میزان تأخیر در بهرهبرداری به معنای عقب افتادن دسترسی به این منافع تلقی میشود؛ موضوعی که در فضای کارشناسی بارها مورد تأکید قرار گرفته است.
در شرایطی که تراز تولید و مصرف گاز به یکی از دغدغههای سیاستگذاران تبدیل شده، استفاده از ظرفیت میادین مشترک اهمیت بیشتری پیدا میکند. برخی صاحبنظران معتقدند تسریع در تصمیمگیری، چه از مسیر توافق و چه از طریق برنامههای توسعهای، میتواند بخشی از فشارهای آینده در حوزه انرژی را کاهش دهد.
ضرورت بازتعریف راهبرد در میادین مرزی
پرونده آرش بار دیگر این پرسش را مطرح کرده که راهبرد بهینه برای مدیریت میادین مشترک چیست. بسیاری از کارشناسان بر ضرورت تدوین نقشه راهی تأکید دارند که در آن، دیپلماسی فعال، آمادگی فنی و سرمایهگذاری بهصورت همزمان پیش برود.
به باور آنان، ایجاد چنین توازنی نهتنها به حفظ منافع ملی کمک میکند، بلکه میتواند از تبدیل پروندههای انرژی به چالشهای بلندمدت جلوگیری کند. در نهایت، نحوه مواجهه با میدان آرش ممکن است به شاخصی برای ارزیابی سیاستهای آینده در حوزه منابع مشترک تبدیل شود.
نظر شما