صفحه اقتصاد در گزارشی بررسی کرد:
چابکی سازمانی در پروژههای نفتی؛ نیاز امروز یا چالش قدیمی؟
تحولات مدیریتی اخیر در وزارت نفت، بحثهای تازهای درباره توازن میان تجربه و جوانگرایی، شایستهسالاری و ملاحظات سیاسی ایجاد کرده است؛ موضوعی که به باور کارشناسان، میتواند تأثیر مستقیمی بر کارآمدی یکی از مهمترین بخشهای اقتصادی کشور داشته باشد.
صنعت نفت به عنوان موتور محرک اقتصاد ایران، همواره نیازمند مدیریتی چابک، تخصصمحور و آیندهنگر بوده است. با آغاز به کار دولت چهاردهم و تأکید بر رویکرد «وفاق»، تغییراتی در بدنه مدیریتی وزارت نفت رخ داده که واکنشهای متفاوتی را در پی داشته است. در حالی که برخی این انتصابات را تلاشی برای بهرهگیری از تجربه مدیران باسابقه میدانند، گروهی دیگر معتقدند روند جدید ممکن است فرصت را برای نسل جوانتر و نیروهای عملیاتی محدود کند. همین اختلاف دیدگاهها، موضوع ساختار مدیریتی این وزارتخانه را به یکی از محورهای مهم تحلیلهای اقتصادی تبدیل کرده است.
بازگشت مدیران باسابقه؛ تجربه یا مانع تحول؟
برخی گزارشها نشان میدهد در شرکتهای اصلی حوزه نفت، گاز و پتروشیمی، شماری از مدیران باسابقه بار دیگر در جایگاههای کلیدی قرار گرفتهاند. حامیان این رویکرد میگویند صنعت انرژی به دلیل پیچیدگیهای فنی و شرایط بینالمللی، به مدیرانی نیاز دارد که با سازوکارهای این حوزه آشنا باشند و بتوانند در شرایط پرریسک تصمیمگیری کنند.
در مقابل، منتقدان هشدار میدهند که اتکای بیش از حد به مدیران قدیمی ممکن است سرعت تحول سازمانی را کاهش دهد. به باور آنان، ترکیب تجربه با ایدههای نو میتواند راهکار متعادلتری باشد؛ مدلی که هم از دانش انباشته بهره ببرد و هم مسیر ارتقای نیروهای جوان و متخصص را هموار کند.
چالش چابکی سازمانی و مسئله بروکراسی

یکی از دغدغههای مطرحشده از سوی برخی بدنههای فنی، افزایش لایههای مدیریتی و طولانی شدن فرآیند تصمیمگیری در پروژههای بزرگ است. پروژههایی مانند توسعه میادین مشترک یا طرحهای تقویت تولید، معمولاً نیازمند تصمیمهای سریع و هماهنگی چندبخشی هستند و هرگونه کندی میتواند هزینهزا باشد.
کارشناسان مدیریت صنعتی معتقدند ساختارهای بزرگ و چندلایه اگر بهدرستی طراحی نشوند، ممکن است چابکی سازمان را تحت تأثیر قرار دهند. از این رو، بازنگری در مدل حکمرانی شرکتهای تابعه و حرکت به سمت ساختارهای منعطفتر، از جمله پیشنهادهایی است که در محافل تخصصی مطرح میشود.
سیاست و مدیریت؛ مرزهای حساس در شرکتهای انرژی
وزارت نفت به دلیل نقش اقتصادی خود، همواره در معرض توجه جریانهای مختلف بوده است. برخی تحلیلگران میگویند در بسیاری از کشورهای نفتخیز نیز تعامل میان سیاست و مدیریت صنعتی اجتنابناپذیر است، اما چالش اصلی در حفظ مرز میان ملاحظات سیاسی و معیارهای حرفهای قرار دارد.
در همین زمینه، شماری از ناظران تأکید دارند که انتصاب مدیران با پیشینه تخصصی و تعریف شاخصهای شفاف برای ارزیابی عملکرد، میتواند اعتماد عمومی و سازمانی را تقویت کند. به باور آنان، هرچه فرآیند انتخاب مدیران روشنتر باشد، احتمال شکلگیری حاشیههای سیاسی نیز کاهش مییابد.
بهرهوری شرکتها و اهمیت تخصص مدیریتی

شرکتهای فعال در زنجیره انرژی، از بالادست تا پتروشیمی، نقش مهمی در درآمدزایی و رشد اقتصادی دارند. به همین دلیل، کیفیت مدیریت در این بنگاهها میتواند مستقیماً بر شاخصهایی مانند سودآوری، جذب سرمایه و اجرای پروژهها اثر بگذارد.
برخی کارشناسان پیشنهاد میکنند استفاده از نظامهای ارزیابی مبتنی بر عملکرد و سپردن مسئولیتها به مدیران دارای تجربه مرتبط، راهی برای افزایش بهرهوری است. در عین حال، ایجاد مسیرهای شغلی روشن برای متخصصان جوان نیز میتواند به پایداری سرمایه انسانی در این صنعت کمک کند.
شفافیت در قراردادها؛ مطالبهای همیشگی
شفافیت در معاملات و قراردادهای بزرگ انرژی، یکی از مطالبات دیرینه کارشناسان اقتصادی بوده است. با توجه به پیچیدگیهای ناشی از تحریمها، برخی فرآیندها ناگزیر با محدودیت اطلاعرسانی همراه میشوند، اما تحلیلگران تأکید دارند که این شرایط نباید به کاهش سازوکارهای نظارتی منجر شود.
به گفته ناظران، تقویت ابزارهای حسابرسی، انتشار گزارشهای دورهای و تعریف چارچوبهای مشخص برای معاملات میتواند به ایجاد تعادل میان ملاحظات عملیاتی و سلامت اقتصادی کمک کند. در نهایت، نحوه مدیریت این حوزه به عاملی مهم در سنجش کارآمدی ساختار مدیریتی وزارت نفت تبدیل خواهد شد.
نظر شما