چه کسی از دیپلماسی نمایشی لندن سود می‌برد؟

اعمال تحریم‌های جدید انگلیس علیه ایران همزمان با ادعای حمایت از مذاکره، نه نشانه اقتدار بلکه تلاشی حساب‌شده برای حاشیه‌سازی و پوشاندن رسوایی‌های اخلاقی، بحران مشروعیت داخلی و افول جایگاه جهانی لندن است؛ رفتاری که بیش از هر چیز، دوگانگی رسواکننده اروپا را عیان می‌سازد.

چه کسی از دیپلماسی نمایشی لندن سود می‌برد؟
صفحه اقتصاد -

 رفتار اخیر بریتانیا در اعمال تحریم‌های تازه علیه ایران با ادعاهای حقوق بشری، در کنار ژست حمایت از روند مذاکرات، بار دیگر الگوی ثابت دوگانگی لندن را آشکار کرده است. انگلیس در حالی خود را مدافع آزادی و اخلاق معرفی می‌کند که افشای اسناد جدید پرونده اپستین، پای مقامات عالی‌رتبه این کشور از شاهزاده اندرو تا لرد پیتر مندلسون را به یکی از بزرگ‌ترین رسوایی‌های اخلاقی دهه‌های اخیر کشانده است. این واقعیت نشان می‌دهد که ادعاهای حقوق بشری لندن نه از موضع اخلاق، بلکه ابزاری برای انحراف افکار عمومی از بحران‌های عمیق داخلی و بی‌اعتباری جهانی است.  
کشوری که خود متهم به جنایت علیه بشریت، قاچاق انسان و همدستی در تجاوز و نسل‌کشی است، فاقد هرگونه صلاحیت برای قضاوت درباره حقوق ملت‌هاست. حاشیه‌سازی‌هایی چون اتهام‌زنی به ایران، تشدید تحریم‌ها و برجسته‌سازی بحران‌های خارجی، تلاشی ناکام برای سرپوش گذاشتن بر این پرونده سیاه است؛ پرونده‌ای که با تغییر روایت سفید نخواهد شد.

بحران داخلی و فرار به جلو در سیاست خارجی  

دوگانگی انگلیس را باید در پیوند مستقیم با وضعیت شکننده داخلی این کشور تحلیل کرد. دولت استارمر با کاهش شدید محبوبیت، مطالبات فزاینده برای برکناری نخست‌وزیر و بحران اقتصادی دست‌به‌گریبان است. تلاش برای بازگشت به اتحادیه اروپا، مذاکره برای پیوستن به صندوق دفاعی SAFE و حتی سفر به چین برای مهار بحران اقتصادی، همگی نشانه‌هایی از سردرگمی راهبردی لندن است.  
در چنین شرایطی، سیاست خارجی تهاجمی علیه ایران کارکردی انحرافی دارد؛ ابزاری برای نمایش کاذب اقتدار در بیرون، زمانی که پایه‌های مشروعیت در داخل سست شده است. تحریم و ادعای مذاکره، دو روی یک سکه‌اند: مدیریت بحران داخلی از طریق تولید دشمن خارجی.

سراسیمگی برای نجات مزدوران و نقش آشوب‌ساز  

کارنامه انگلیس در قبال ایران نشان می‌دهد که این کشور نقش فعالی در اغتشاش، جنگ ادراکی و برهم زدن امنیت روانی و اجتماعی جامعه ایران ایفا کرده است. سفارت انگلیس و برخی کشورهای اروپایی، به نیابت از آمریکا و رژیم صهیونیستی، به اتاق عملیات آشوب و فشار روانی تبدیل شده‌اند. تجربه ثابت کرده هرگاه پروژه‌های اغتشاش با شکست مواجه می‌شود، لندن با شتاب‌زدگی به سراغ جوسازی رسانه‌ای، تحرکات دیپلماتیک و تحریم می‌رود تا عوامل خود را نجات داده و هزینه شکست را کاهش دهد.  
در این میان، لندن هنوز پاسخگوی رفتار خلاف عرف دیپلماتیک خود در عدم حفاظت از اماکن دیپلماتیک ایران در انگلیس نیست؛ موضوعی که با ژست‌های همزمان تحریم و مذاکره قابل لاپوشانی نخواهد بود.

طبل توخالی اروپا و دوگانگی رسواکننده  

ادعاهای مکرر مقامات انگلیس و اروپا درباره حمایت از مذاکرات، در تضاد آشکار با عملکرد مخرب آن‌ها در دو دهه گفت‌وگو، بدعهدی‌های مکرر و نقش‌آفرینی مستقیم در آشوب‌های داخلی ایران است. اروپا امروز نه یک بازیگر مستقل، بلکه بازیچه‌ای در دست آمریکا و رژیم صهیونیستی است؛ ماشین صدور بیانیه‌هایی توخالی که حتی مقامات آلمانی نیز به بی‌ثباتی عمیق آن اذعان کرده‌اند.  
همزمان، مشارکت فعال لندن در نسل‌کشی غزه، سرکوب معترضان ضدصهیونیستی و حمایت از تروریسم دولتی، آخرین پرده از دوگانگی رسواکننده انگلیس است. کشوری که خود باید پاسخگوی جنایت باشد، نمی‌تواند مدعی نجات بشریت شود.

 

 

پیشنهاد سردبیر

آیا این خبر مفید بود؟

نتیجه بر اساس رای موافق و رای مخالف

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :

نظر شما

اخبار ویژه