صفحه اقتصاد گزارش می دهد:
وزارت نیرو و تعلیق تولید زیر سایه ناترازی
وعده «تابستان بدون خاموشی» خیلی زود به یکی از پرهزینهترین خطاهای محاسباتی دولت چهاردهم تبدیل شد؛ جایی که ناترازی عمیق برق، نهتنها شبکه انرژی، بلکه اعتماد عمومی و موتور تولید کشور را هم از کار انداخت.
وزارت نیرو در حالی سال ۱۴۰۴ را آغاز کرد که وزیر این وزارتخانه با اطمینان از عبور آرام از پیک مصرف سخن میگفت؛ اطمینانی که خیلی زود جای خود را به خاموشیهای گسترده، افت تولید و خسارتهای چندصد هزار میلیاردی داد. آمارهای رسمی وزارت نیرو، گزارشهای مرکز پژوهشهای مجلس و برآورد نهادهای بخش خصوصی همگی یک واقعیت مشترک را تأیید میکنند: شکاف میان تولید و مصرف برق، عمیقتر از آن بود که با وعده و مدیریت مقطعی پر شود.
وعدههایی که تابستان را تاب نیاورد
عباس علیآبادی در ابتدای سال ۱۴۰۴ از تابستانی بدون قطعی برق سخن گفت؛ وعدهای که حتی پیش از رسیدن به اوج گرما ترک برداشت. در حالی که پیک مصرف برق کشور به حدود ۸۵ هزار مگاوات رسید، ظرفیت عملی تولید حداکثر ۶۵ هزار مگاوات بود؛ فاصلهای که از همان ابتدا نشانه بروز بحران را فریاد میزد. این شکاف بیش از ۲۰ هزار مگاواتی، عملاً امکان عبور بدون خاموشی از تابستان را از بین برده بود.
هشدارها هم کم نبود. خود وزیر نیرو در فروردین ۱۴۰۴ نسبت به رشد تقاضا هشدار داد، اما این هشدارها به اصلاح سیاست یا افزایش واقعی ظرفیت منجر نشد. کارشناسان اتاق بازرگانی و کمیسیون انرژی مجلس، ناترازی واقعی را ۲۵ تا ۳۰ هزار مگاوات برآورد کردند؛ رقمی معادل یکسوم نیاز برق کشور که نشان میداد وعدههای دادهشده بیش از آنکه مبتنی بر واقعیت باشند، خوشبینانه و سیاسی بودهاند.
خاموشیهایی که از بهار شروع شد

برخلاف روایت رسمی، خاموشیها محدود به چند هفته تابستانی نبود. قطعی برق از بهار ۱۴۰۴ آغاز شد و با نزدیک شدن به ماههای گرم، شدت و گستره آن افزایش یافت. بخش خانگی، صنعتی و کشاورزی همزمان درگیر محدودیت شدند؛ موضوعی که نشان میداد وزارت نیرو حتی در اولویتبندی مصرف نیز دچار سردرگمی شده است.
در شهرکهای صنعتی، قطعی برق تا پنج روز در هفته گزارش شد و صنایع بزرگ با کاهش ۳۰ تا ۹۰ درصدی برق مواجه شدند. فولاد، سیمان و پتروشیمی که ستونهای تولید و صادرات کشور محسوب میشوند، عملاً با ظرفیتهای حداقلی کار کردند؛ اتفاقی که اثر آن خیلی زود در آمار تولید، صادرات و قیمتها نمایان شد.
عددهایی که از خسارت حرف میزنند
خسارتهای ناشی از خاموشی، صرفاً در حد اختلال موقت نبود. گزارش کمیسیون صنعت اتاق بازرگانی نشان میدهد که قطعی برق روزانه حدود ۱۷ هزار و ۹۷۳ میلیارد تومان به اقتصاد کشور آسیب زده است؛ رقمی که بیش از ۹ هزار و ۲۱۸ میلیارد تومان آن مستقیماً متوجه بخش صنعت بوده است. این اعداد بهخوبی نشان میدهند که بحران برق، به یک بحران اقتصادی تمامعیار تبدیل شده است.
فرشید شکرخدایی، رئیس کمیسیون سرمایهگذاری اتاق بازرگانی، خسارت روزانه قطعی برق به صنایع را بین ۳۰۰ تا ۵۰۰ میلیون دلار برآورد کرده؛ معادل حدود ۹ هزار میلیارد تومان در هر روز. با تداوم این وضعیت، خسارت صنایع در سال ۱۴۰۴ بهراحتی از مرز ۵ میلیارد دلار عبور کرد؛ رقمی که آثار آن تا سالها بر پیکره تولید باقی خواهد ماند.
کشاورزی و زنجیره تأمین در تاریکی

خاموشیها تنها صنایع بزرگ را زمینگیر نکرد. بخش کشاورزی نیز بهطور مستقیم تحت تأثیر قرار گرفت؛ جایی که قطع برق چاهها، تولید محصولات اساسی مانند برنج، ذرت و سویا را تا ۳۰ درصد کاهش داد. این افت تولید، فشار مضاعفی بر بازار مواد غذایی وارد کرد و به افزایش هزینه معیشت دامن زد.
مرکز پژوهشهای مجلس در گزارش خود تأکید کرده که خاموشیها زنجیره تأمین را مختل کرده و رشد صنعتی کشور را به محدوده منفی سوق داده است. وقتی انرژی بهعنوان زیرساخت اصلی تولید دچار اختلال میشود، پیامد آن فراتر از یک بخش خاص رفته و کل اقتصاد را درگیر رکود میکند.
فرسودگی شبکه و سرمایهگذاریهای نیمهتمام
ریشه بحران برق را نمیتوان صرفاً در افزایش مصرف جستوجو کرد. فرسودگی شبکه با تلفات ۱۰ تا ۱۵ درصدی، کمبود سوخت نیروگاهها و سالها عدم سرمایهگذاری مؤثر، همگی دستبهدست هم دادهاند تا ناترازی به سطح فعلی برسد. گزارشهای مجلس نشان میدهد که تنها ۴۵ درصد خطوط انتقال و ۳۶ درصد پستهای فوقتوزیع مصوب به بهرهبرداری رسیدهاند.
خروج سرمایهگذاران خارجی، حتی شرکای سنتی مانند شرکتهای چینی، تصویر نگرانکنندهتری از آینده ترسیم میکند. گلوگاههای منطقهای در استانهایی مانند خوزستان، البرز و فارس، بهخوبی نشان میدهد که شبکه برق کشور از نظر فنی و سرمایهای توان پاسخگویی به رشد تقاضا را ندارد.
مدیریت بار؛ مُسکن پرهزینه
در برابر این بحران، وزارت نیرو بیش از آنکه به سراغ اصلاحات ساختاری و سرمایهگذاری پایدار برود، به مدیریت بار و راهحلهای موقتی متوسل شد. سوزاندن مازوت در نیروگاهها شاید در کوتاهمدت خاموشیها را کاهش دهد، اما هزینههای زیستمحیطی و اقتصادی آن، بحران را به حوزههای دیگر منتقل میکند.
این رویکرد، نهتنها اعتماد عمومی را خدشهدار کرده، بلکه چشمانداز تکرار خاموشیها در سالهای آینده را نیز تقویت کرده است. زمستان ۱۴۰۴ شاید با قطعیهای خانگی کمتری همراه باشد، اما هشدار کارشناسان روشن است: بدون سرمایهگذاری واقعی و اصلاح سیاستها، تابستانهای آینده نیز در تاریکی خواهند گذشت.
نظر شما