راه مهار تورم چیست؟

ریزش ۴.۵ درصدی نزدک و سقوط ۱۵۰ دلاری طلا در ۲۴ ساعت گذشته، پاسخی قاطع به این پرسش بود که «نرخ بهره» هنوز قدرتمندترین سلاح بانک‌های مرکزی جهان است. اما آیا تجربه‌ی آمریکا در کنترل تورم با افزایش نرخ بهره، برای ایران که با کسری بودجه‌ی مزمن و ناترازی بانکی دست‌وپنجه نرم می‌کند، نسخه‌ای جادویی است یا تله‌ای خطرناک؟

راه مهار تورم چیست؟
صفحه اقتصاد -

برخی می‌گویند راه مهار تورم افزایش نرخ سود است؛ اما تجربه جهان نشان می‌دهد نسخه کامل‌تری لازم است.

هر بار که موج تازه‌ای از گرانی شکل می‌گیرد، یک نسخه فوری دوباره روی میز می‌آید؛ «نرخ سود بانکی را بالا ببرید تا تورم مهار شود». منطق این دیدگاه ساده است؛ وقتی سود سپرده بالا برود، مردم پول خود را در بانک نگه می‌دارند، تقاضای سفته‌بازانه کم می‌شود و سرعت گردش پول پایین می‌آید. اما آیا مسئله تورم در ایران به همین سادگی است؟

برای پاسخ به این پرسش، کافی است نگاهی به تحولات جهانی بیندازیم. در ۲۴ ساعت گذشته بازارهای مالی جهان یکی از سنگین‌ترین ریزش‌های ماه‌های اخیر را تجربه کردند. طلا بیش از ۱۵۰ دلار سقوط کرد، نقره افتی کم‌سابقه داشت، نزدک ۴.۵ درصد پایین آمد و بیت‌کوین به زیر ۶۰ هزار دلار رفت. تنها طی چند ساعت بیش از یک تریلیون دلار از ارزش بازارهای مالی آمریکا دود شد و به هوا رفت.

دلیل این ریزش چه بود؟ نه جنگ تازه‌ای رخ داد و نه بحران مالی جدیدی اعلام شد. فقط یک گزارش اشتغال قوی در آمریکا منتشر شد؛ گزارشی که نشان داد اقتصاد این کشور هنوز داغ است. همین داده کافی بود تا بازارها احتمال دهند فدرال رزرو نه‌تنها نرخ بهره را پایین نمی‌آورد، بلکه شاید دوباره به سمت افزایش آن حرکت کند. نتیجه؟ دلار تقویت شد، دارایی‌های ریسکی سقوط کردند و طلا که معمولاً پناهگاه امن بحران‌هاست، زیر فشار نرخ بهره بالا عقب نشست.

این اتفاق یک پیام روشن دارد؛ نرخ بهره یکی از قدرتمندترین ابزارهای سیاست پولی در دنیاست. وقتی بانک مرکزی آمریکا نرخ بهره را بالا نگه می‌دارد، عملاً «قیمت پول» را افزایش می‌دهد. پول گران‌تر یعنی وام‌گیری سخت‌تر، تقاضای کمتر و در نهایت فشار کاهشی بر تورم. اما همین سیاست، همزمان می‌تواند بازار سهام، طلا و حتی رمزارزها را تحت فشار قرار دهد.

حالا سؤال اینجاست؛ آیا ایران هم باید همین مسیر را برود؟ آیا بالا بردن نرخ سود بانکی می‌تواند تورم مزمن ۴۰ درصدی را مهار کند؟

از نظر تئوریک، اگر نرخ تورم بالاست و سود بانکی پایین‌تر از آن قرار دارد، سود حقیقی منفی می‌شود. در چنین شرایطی سپرده‌گذاری جذاب نیست و سرمایه به سمت بازار ارز، طلا، مسکن و دارایی‌های سفته‌بازانه حرکت می‌کند. بنابراین افزایش نرخ سود می‌تواند بخشی از این سیالیت نقدینگی را مهار کند و انتظارات تورمی را تعدیل نماید.

باید توجه داشت که منشأ تورم در ایران فقط «تقاضای زیاد» نیست، بلکه «کسری بودجه مزمن و خلق پول ساختاری» است. اگر دولت همچنان با کسری بالا مواجه باشد و این کسری به هر شکل به شبکه بانکی یا پایه پولی منتقل شود، حتی نرخ سود بالا هم نمی‌تواند جلوی موج نقدینگی را بگیرد. در چنین شرایطی، افزایش نرخ سود فقط هزینه تأمین مالی تولید را بالا می‌برد و ممکن است رکود را عمیق‌تر کند، بدون آنکه تورم پایداراً کاهش یابد.

نکته مهم دیگر، وضعیت خود بانک‌هاست. شبکه بانکی ایران با ناترازی‌های جدی مواجه است. وقتی نرخ سود بالا می‌رود، هزینه تجهیز منابع بانک‌ها افزایش می‌یابد. اگر همزمان اصلاح ساختار ترازنامه، کنترل اضافه‌برداشت و محدود کردن خلق اعتبار بی‌ضابطه انجام نشود، فشار سود بالا می‌تواند به بحران بانکی تبدیل شود. در چنین حالتی، سیاست ضدتورمی به نتیجه معکوس می‌رسد.

بر اساس تجربه‌های جهانی، مهار پایدار تورم نیازمند یک بسته هماهنگ است، نه یک ابزار منفرد. نخستین گام، انضباط مالی واقعی است؛ یعنی کاهش کسری بودجه، اصلاح یارانه‌های پنهان و جلوگیری از تأمین مالی تورم‌زا. دوم، کنترل رشد ترازنامه بانک‌ها و محدود کردن خلق پول بی‌پشتوانه. سوم، ثبات‌بخشی به بازار ارز؛ زیرا در اقتصادی که نرخ ارز یکی از کانال‌های اصلی انتقال تورم است، بی‌ثباتی ارزی می‌تواند همه سیاست‌های پولی را خنثی کند.

در کنار این‌ها، نرخ سود می‌تواند نقش مکمل داشته باشد؛ نه به‌عنوان درمان اصلی، بلکه به‌عنوان بخشی از یک چارچوب هدف‌گذاری تورم. اگر بانک مرکزی استقلال عملیاتی داشته باشد، بتواند نرخ سود را متناسب با تورم تنظیم کند و همزمان دولت به انضباط مالی پایبند باشد، این ابزار اثرگذار خواهد بود. در غیر این صورت، افزایش سود بانکی شبیه فشردن پدال ترمز در خودرویی است که موتور آن همچنان با حداکثر قدرت گاز می‌دهد.

بازارهای جهانی این روزها با هر سیگنال نرخ بهره دچار تلاطم می‌شوند؛ تجربه‌ای که نشان می‌دهد «قیمت پول» چقدر در اقتصاد تعیین‌کننده است. اما برای ایران، مسئله فقط قیمت پول نیست؛ مسئله نحوه خلق پول، نحوه خرج کردن آن و میزان هماهنگی میان سیاست مالی و پولی است.

اگر قرار است تورم مهار شود، باید ریشه‌های آن هدف گرفته شود. افزایش نرخ سود می‌تواند بخشی از پازل باشد، اما تا زمانی که کسری بودجه مزمن، ناترازی بانکی و بی‌ثباتی انتظارات اصلاح نشود، نقدینگی مسیر خود را پیدا خواهد کرد و تورم از دری دیگر بازخواهد گشت. مهار گرانی تصمیم سخت می‌خواهد؛ تصمیمی که همزمان بودجه، بانک‌ها و سیاست ارزی را در بر بگیرد، نه فقط یک عدد روی تابلوی نرخ سود.

منبع:
تسنیم

پیشنهاد سردبیر

آیا این خبر مفید بود؟

نتیجه بر اساس رای موافق و رای مخالف

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :

نظر شما

اخبار ویژه