یادداشت اختصاصی از زهرا کاوین
انتفاع یا نیاز؟ آمریکا به ایران برمیگردد یا ایران به آمریکا؟
در حالی که ایده «گنجاندن منافع اقتصادی آمریکا در مذاکرات» دوباره مطرح شده، پرسش اصلی این است که آیا واشنگتن توان عبور از دیوار تحریمهایی را دارد که خود طی سه دهه بنا کرده است؟ ایران امروز در موقعیتی متفاوت از گذشته قرار دارد؛ نه در موضع انتظار، بلکه در جایگاه یک بازیگر دارای گزینههای متنوع اقتصادی که تعامل را تنها در چارچوب عزت، توازن و تضمین پایدار میپذیرد.
ایده «گنجاندن منافع اقتصادی آمریکا در متن مذاکرات» دوباره مطرح شده است؛ ایدهای که سه دهه پیش نیز آزموده شد اما در فضای سیاستزده واشنگتن قربانی شد. با این حال، پرسش اصلی امروز دیگر این نیست که آیا ایران میتواند پای آمریکا را به اقتصاد خود باز کند، بلکه این است که آیا آمریکا توان عبور از دیوار تحریمهایی را دارد که خودش بنا کرده است؟
واقعیت آن است که ایران دیگر ایرانِ دهه ۷۰ نیست. آن زمان، استراتژی تهران ایجاد یک لابی نفتی در واشنگتن برای شکستن سد تحریمها بود؛ اما امروز، ایران در موقعیتی قرار دارد که بدون حضور آمریکا نیز توانسته بخش مهمی از زنجیرههای تجاری و انرژی خود را بازتعریف کند. چرخش به شرق، توسعه همکاریهای انرژی با چین، گسترش تجارت منطقهای و عضویت در ترتیبات اقتصادی جدید، نشان میدهد اقتصاد ایران دیگر «منتظر بازگشت غرب» نیست.
آمریکا طی سه دهه گذشته با تصویب قوانین فراسرزمینی، تحریمهای ثانویه و برچسبگذاریهای چندلایه، نه تنها ایران بلکه شرکتهای خودش را نیز از یکی از مهمترین بازارهای انرژی جهان محروم کرده است. نتیجه چه بوده؟ خلأ ایجاد شده را چین پر کرده و اکنون در میادین کلیدی نفت و گاز ایران حضور تثبیتشده دارد. این یک واقعیت ژئواقتصادی است: اگر واشنگتن از میز کنار برود، بازی متوقف نمیشود؛ تنها بازیگر دیگری جای او را میگیرد.
از سوی دیگر، ساختار حقوقی تحریمهای آمریکا بهگونهای طراحی شده که حتی در صورت توافق سیاسی، بازگشت شرکتهای آمریکایی به ایران ساده نخواهد بود. قوانین کنگره، سازوکارهای نظارتی و هزینه سیاسی حمایت از تجارت با ایران، دست هر دولتی را میبندد. بنابراین مسئله اصلی «اراده ایران برای تعامل» نیست؛ مسئله، توانایی آمریکا برای تصمیمگیری مستقل از فضای ایدئولوژیک داخلی خود است.
ایران امروز در موقعیت چانهزنی متفاوتی قرار دارد. نه در انفعال، بلکه در جایگاهی که میتواند شروط خود را تعریف کند. هرگونه انتفاع اقتصادی آمریکا از بازار ایران، باید متوازن، تضمینشده و مصون از نوسانات سیاسی کاخ سفید باشد. تجربه برجام نشان داد توافقی که ضمانت اجرایی پایدار نداشته باشد، بیش از آنکه فرصت باشد، ریسک است.
اگر آمریکا به دنبال مهار نفوذ چین در بازار انرژی ایران است، راه آن فشار حداکثری نیست، بلکه پذیرش یک تعامل برابر است. ایران نشان داده میتواند در شرایط تحریم نیز مسیرهای جایگزین بیابد. بنابراین بازگشت آمریکا نه یک لطف به ایران، بلکه تلاشی برای جبران یک «هزینه فرصت» است که واشنگتن سالها پرداخت کرده است.
در نهایت، معادله ساده است: ایران در پی تعامل عزتمندانه است، نه وابستگی. هر مدلی از همکاری اقتصادی که منافع متقابل، تضمین حقوقی و احترام به حاکمیت ملی را تأمین کند، قابل بررسی است. اما اگر قرار باشد اقتصاد ابزار فشار سیاسی باقی بماند، ایران مسیرهای دیگر را ادامه خواهد داد.
اقتدار اقتصادی امروز ایران در این است که گزینه دارد و در دیپلماسی، داشتن گزینه یعنی قدرت.
نظر شما