یادداشت اختصاصی از حسن خیرآبادی
کم توجهی به معارف عظیم دینی
دام های نوین شیطان/قسمت پنجم
تا بیش از این دیر نشده تمام مسئولین، اعم از اولیا و متصدیان امر و... بیایید جدی تر از قبل به این مسئله بیندیشیم و بدانیم اگر ذهن نوجوان و جوان ما از معارف اصیل دینی و اخلاقی پر نشود و چارچوب صحیحی برای آن ایجاد نشود، حتما شیطان و ایادی اش بیکار ننشسته و نهایت ضربه را خواهند زد.
همانطور که می دانیم شیطان تنها نیست و همواره یارانی دارد که او را در نیات پلیدش یاری می کنند. چنانکه خداوند متعال در قرآن کریم می فرمایند:
إِنَّهُ یَرَاکُمْ هُوَ وَقَبِیلُهُ (بی گمان او و همکارانش شما را می بینند.)...
و در ادامه آیه می فرماید:
إِنَّا جَعَلْنَا الشَّیَاطِینَ أَوْلِیَاءَ لِلَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ (به راستی ما شیطان ها را دوستان کسانی قرار دادیم که ایمان نمی آورند.) (سوره اعراف آیه۲۷)
یکی از دام هایی که شیطان و ایادی و یارانش امروزه برای مومنین به خصوص جوانان و نوجوانان پهن کرده اند و در این مسیر نهایت استفاده را از بستر فضای مجازی و تکنولوژی و... می کنند تا قلوب مومنین را نسبت به دین و بزرگان دین مکدر سازند. تا جایی که نوجوان تصمیم به آتش زدن مقدس ترین مکان ها که از سوی اجداد و نیاکان خودش همواره مورد احترام بوده است بگیرد و به این کار خود افتخار کند!!!
و حتما این رفتار حاصل تصمیم در یک لحظه و یک ساعت و یک شب نیست بلکه پیامد و برایند یک سلسله برنامه ای است که ایادی شیطان طی مدتی نسبتا طولانی و حساب شده برای او تنظیم و به او ارائه نموده اند.
چگونه می شود دین را از زندگی مردمی که زندگی شان همواره با احکام و مسائل دینی گره خورده است به مرور حذف و در عوض کاری کرد که نسبت به آن نه تنها بی تفاوت، بلکه ضدیت و عداوت داشته باشند.
باید بررسی نمود که چگونه در مسائل دینی شبهاتی ایجاد کرده اند که ذهن جوانان و نوجوانان منحرف و دین در نظرشان مجموعه ای از نقاط سیاهی باشد که جز ضرر و زیان، حاصلی برای مردم ندارد. و تا نام دین و اسلام را می شنود ناخواسته به یاد مفاهیمی چون تبعیض جنسیتی و زن ستیزی و کودک آزاری و جنگ طلبی و عدم آزادی و انواع محدودیت ها و... می افتد؟!
پاسخ روشن است. برای آنکه ما در معرفی دین و بزرگان دین کوتاهی کرده ایم. چرا معارف اصیل و زیبا و جذاب دین را در ذهن کودک و نوجوان و جوانمان پرورش ندادیم! و معارف ژرف دینی را در زندگی جاری و ساری نساختیم؟ در حالی که به مقتضای هر سن و هر مکان و زمانی، دین حرف های بسیار مهمی دارد. چرا در مهمانی ها و گردهم آیی ها، داستان ها و احادیث مرتبط و زیبا را بیان نکردیم؟!
چرا سخنان فلاسفه و اندیشمندان غربی را بیان کردیم و بدان ها افتخار کردیم و سرمنشاء این کلام که معمولا ریشه ای در قرآن و احادیث دارد را نگفتیم؟
چرا داستان زندگانی اهل البیت(علیهم السلام) و حکایات مربوط به قضاوت های امیرالمومنین(ع) و...را برای نوجوانی که تشنه دانستن است بیان نکردیم؟
مثلا به داستان زیر توجه کنید:
« روزى سه نفر بر سر 17 شتر گفتگو داشتند و مى خواستند آنها را طورى تقسیم کنند که یک نفر نصف آنها را ببرد و دیگرى یک سوم و سوّمى یک نهم و بر سر تقسیم عدد 17 به این کسرها در مانده بودند .
على(علیه السلام) براى پایان دادن به مشاجره آنها یک شتر از خود به آن هفده شتر اضافه کردند، آن گاه نصف آن عدد را به نفر اول (9 شتر) و ثلث آن را به نفر دوّم (6 شتر) و تسع آن را به نفر سوّم (2 شتر) دادند و یک شتر که متعلّق به خود حضرت بود باقى ماند.
یعنى، در حقیقت به هریک از آن سه نفر چیزى اضافه بر سهمى که مى خواستند دادند، زیرا آنها سهم خود را از 17 شتر مطالبه مى کردند و حضرت همان سهم را از 18 شتر به آنها داد، لذا با کمال خشنودى و رضایت از محکمه قضاوت بیرون رفتند و شتر اضافى هم به جاى خود باقى ماند! »
خوب برویم و ببینیم چند نفر این داستان زیبا را درباره هوش و ذکاوت مولای متقیان(ع) شنیده اند؟از نوجوانان بپرسیم درباره شجاعت امامشان چه مصادیقی در ذهن دارند؟ درباره عدالت ایشان، درباره لطافت ایشان، درباره خضوع و خشوع و مردم داری و مهربانی و یتیم نوازی و بلاغت و فصاحت و هنر و عبادت و ... چه می دانند؟
در عوض دشمنان و ایادی شیطان با تلاش مضاعف و دائمی خود می خواهند چگونه شخصیتی از ایشان را به نوجوان و جوان سرگردان در فضای(رها شده) مجازی ارائه کنند؟
تا بیش از این دیر نشده تمام مسئولین، اعم از اولیا و متصدیان امر و... بیایید جدی تر از قبل به این مسئله بیندیشیم و بدانیم اگر ذهن نوجوان و جوان ما از معارف اصیل دینی و اخلاقی پر نشود و چارچوب صحیحی برای آن ایجاد نشود، حتما شیطان و ایادی اش بیکار ننشسته و نهایت ضربه را خواهند زد.
والسلام علی من اتبع الهدی
نظر شما