صفحه اقتصاد گزارش می دهد:
سفرههایی که به مذاکرات گره خوردهاند / آیا توافق خارجی میتواند ضعفهای ساختاری جهاد کشاورزی را پنهان کند؟
در حالی که وزیر جهاد کشاورزی از ظرفیت ایران برای تبدیل شدن به هاب کشاورزی و غذایی منطقه سخن گفته است، بررسی آمارهای تولید، تجارت و زیرساختهای لجستیکی کشور نشان میدهد تحقق این هدف با چالشهای قابل توجهی روبهروست. کاهش تولید برخی محصولات اساسی، وابستگی به واردات نهادههای دامی و رقابت فزاینده کشورهای منطقه در توسعه کریدورهای ترانزیتی، پرسشهایی را درباره فاصله میان اهداف اعلامشده و واقعیتهای موجود در بخش کشاورزی و تجارت غذا مطرح کرده است.
ادعای اخیر وزیر جهاد کشاورزی در خصوص تبدیل ایران به مرکز تبادلات غذایی منطقه (هاب غذایی) با واکنشهای متفاوتی روبرو شده است. در حالی که غلامرضا نوریقزلجه بر ظرفیتهای جغرافیایی ایران تاکید دارد، آمارهای رسمی از افت تولید غلات، تورم سهرقمی مواد غذایی و رتبههای نگرانکننده ایران در لجستیک جهانی حکایت میکنند. حالا با جدی شدن بحث توافق ایران و آمریکا، این پرسش مطرح است که آیا گشایشهای بینالمللی میتواند مرهمی بر زخمهای عمیق مدیریت داخلی در حوزه کشاورزی باشد یا تنها مسکنی موقت خواهد بود؟
شعار هاب منطقه: رویایی که با آمارها نمیخواند
وزیر جهاد کشاورزی در حالی از تبدیل ایران به مرکز ترانزیت محصولات غذایی و کشاورزی صحبت میکند که واقعیتهای میدانی، تصویر دیگری را ترسیم میکنند. طبق دادههای سازمان فائو، تولید غلات در ایران به حدود ۲۰ میلیون تن کاهش یافته و کشور برای تامین نیمی از نیاز داخلی، ناچار به واردات ۱۷ میلیون تنی است.
از سوی دیگر، گزارشهای بانک جهانی نشان میدهد ایران در برخی شاخصهای مرتبط با حملونقل و زنجیره تأمین (لجستیک) هنوز با چالشهایی روبهروست و فاصله قابل توجهی با استانداردهای جهانی دارد. در چنین شرایطی، همزمان با برخی بروکراسی های اداری در داخل، کشورهای منطقه نیز با اجرای پروژههایی مانند توسعه بندر فاو و ایجاد کریدورهای جدید حملونقل، در حال تقویت مسیرهای ترانزیتی خود هستند.؛ روندی که رقابت در این حوزه را برای ایران جدیتر کرده است
سفرههایی که به مذاکرات گره خوردهاند
یکی از چالشبرانگیزترین بخشهای مدیریت وزارت جهاد کشاورزی در سالهای اخیر، وابستگی شدید تامین نهادههای دامی به متغیرهای خارجی بوده است. با مطرح شدن احتمال توافق ایران و آمریکا، بسیاری امیدوارند قیمت .غلات ،گوشت، مرغ و لبنیات کاهش یابد. اما سوال اینجاست چرا امنیت غذایی کشور تا این حد شکننده است که با یک شوک سیاسی، کل زنجیره تولید به لرزه در میآید؟
ایران سالانه به ۲۰ میلیون تن نهاده دامی نیاز دارد که بخش بزرگی از آن وارداتی است. این وابستگی بالا، خروجی مستقیم شکست سیاستهای خودکفایی و عدم حمایت واقعی از تولید داخلی نهادهها در سالهای گذشته است.
تحریم؛ بهانهای برای فرار از اصلاحات ساختاری؟
بسیاری از فعالان حوزه کشاورزی معتقدند که بخش بزرگی از مشکلات، نه به تحریمهای آمریکا، بلکه به تحریمهای داخلی و سوءمدیریت برمیگردد. تاخیر در ترخیص کالا از گمرکات، توزیع ناعادلانه نهادهها در سامانه بازارگاه و عدم شفافیت در زنجیره تامین، مشکلاتی نیستند که با توافق هستهای حل شوند.
تجربه نشان داده که حتی در دورههای گشایش اقتصادی، به دلیل ساختارهای فرسوده و رانتهای موجود در واردات، سودکاهش هزینهها لزومابه جیب تولیدکننده و مصرفکننده نهایی نرفته است.
اگر توافق احتمالی ایران و آمریکا منجر به کاهش هزینههای حملونقل و نقلوانتقال ارزی شود، وزارت جهاد کشاورزی با یک آزمون بزرگ روبرو خواهد بود. آیا این وزارتخانه از این فرصت برای اصلاح نظام توزیع، حذف امضاهای طلایی و تقویت زیرساختهای تولید داخلی استفاده میکند، یا باز هم با مدیریت روزمره، حل مشکلات را به آینده موکول خواهد کرد؟
واقعیت این است که موقعیت جغرافیایی بهتنهایی کسی را به هاب منطقه تبدیل نمیکند. برای رسیدن به جایگاهی که وزیر از آنن دم میزند .ایران بیش از هر چیز به ثبات در سیاستگذاری، کاهش تورم مواد غذایی (که در برخی اقلام به ۱۳۰ درصد رسیده) و نوسازی ناوگان ترانزیتی نیاز دارد. توافق خارجی شاید راه را هموار کند، اما جبران سالها عقبماندگی در مدیریت بخش کشاورزی، وظیفهای است که مستقیما بر عهده نوریقزلجه و تیم مدیریتی اوست. بدون اصلاحات داخلی، حتی ارزانترین نهادهها هم نمیتوانند امنیت غذایی پایدار را برای مردم تضمین کنند.
نظر شما