جنگ علیه ایران چگونه معادله قیمت نفت را تغییر داد؟
جهش ۹ برابری هزینه حمل نفت از آمریکا به ژاپن، نشان میدهد پیامدهای جنگ علیه ایران فراتر از میدان نبرد رفته و تجارت جهانی انرژی را تحت فشار قرار داده است.
صفحه اقتصاد - افزایش هزینه بیمه، مخاطرات عبور دریایی و اختلال در مسیرهای انتقال نفت، معادله قیمت انرژی را پیچیدهتر کرده و نشان میدهد افزایش تولید نفت، بدون امکان انتقال ایمن و کمهزینه، لزوماً به کاهش قیمتها منجر نمیشود.
افزایش هزینه حملونقل دریایی نفت، در پی تحولات نظامی مرتبط با ایران و محدودیتهای ایجادشده در تردد از تنگه هرمز، به یکی از عوامل فشار بر بازار جهانی انرژی تبدیل شده است. در چنین شرایطی، حتی کشورهایی که به منابع نفتی دسترسی دارند، برای تأمین نیاز خود با هزینههای بیشتری روبهرو میشوند؛ هزینههایی که میتواند از بازار حملونقل دریایی به پالایشگاهها، شبکه توزیع سوخت و در نهایت اقتصاد خانوارها منتقل شود.
برآوردهای مطرحشده از بازار حملونقل نفت نشان میدهد هزینه انتقال هر بشکه نفت از آمریکا به ژاپن به حدود ۴۰٫۵ دلار رسیده است. این رقم، در کنار افزایش هزینه بیمه نفتکشها و طولانیترشدن مسیرهای دریایی، از تغییر شرایط تجارت جهانی نفت حکایت دارد؛ بازاری که در آن، امنیت مسیر انتقال بهاندازه میزان تولید و حجم عرضه اهمیت پیدا کرده است.
ابعاد این افزایش در هزینه انتقال محمولههای بزرگ نفتی آشکارتر میشود. هزینه حمل یک محموله ۲ میلیون بشکهای نفت خام از آمریکا به ژاپن، بنا بر ارقام مورد اشاره، به حدود ۸۱ میلیون دلار رسیده است؛ درحالیکه هزینه انتقال همین حجم نفت در این مسیر طی سال گذشته حدود ۹ میلیون دلار بود. به این ترتیب، هزینه حمل تقریباً ۹ برابر شده است؛ افزایشی که میتواند مزیت اقتصادی تأمین نفت از مسیرهای دوردست را کاهش دهد و بر قیمت تمامشده انرژی در بازارهای مصرف اثر بگذارد.
جنگ علیه ایران و انتقال هزینهها به اقتصاد جهانی
حمله آمریکا و اسرائیل به ایران و تشدید مخاطرات امنیتی در منطقه، تجارت دریایی انرژی را با شرایطی دشوارتر مواجه کرده است. تنگه هرمز بهدلیل نقش مهم خود در عبور محمولههای نفتی، جایگاهی تعیینکننده در امنیت انرژی جهان دارد و هرگونه اختلال در تردد از این آبراه میتواند زنجیره تأمین نفت را تحت تأثیر قرار دهد.
در چنین وضعیتی، افزایش ریسک عبور نفتکشها، رشد هزینه بیمه و ضرورت تغییر مسیر انتقال محمولهها، هزینههای تازهای را به تجارت جهانی تحمیل میکند. این هزینهها به کشورهای درگیر محدود نمیماند؛ زیرا بازار نفت بهشدت به شبکهای از تولیدکنندگان، شرکتهای کشتیرانی، بیمهگران، پالایشگاهها و مصرفکنندگان در سراسر جهان وابسته است.
از این منظر، پیامدهای اقتصادی جنگ تنها با میزان خسارتهای مستقیم یا حجم نفت تولیدشده سنجیده نمیشود. افزایش هزینه انتقال، اختلال در عرضه و دشوارترشدن دسترسی به منابع انرژی میتواند بر قیمت سوخت، هزینه تولید کالاها و خدمات و هزینه حملونقل اثر بگذارد. در نهایت، بخشی از بار اقتصادی این بحران به مصرفکنندگان و خانوارهایی منتقل میشود که نقشی در شکلگیری درگیری نظامی نداشتهاند.
چرا افزایش تولید نفت الزاماً قیمتها را کاهش نمیدهد؟
در نگاه نخست، افزایش تولید نفت باید به رشد عرضه و کاهش قیمتها کمک کند؛ اما بازار انرژی تنها به حجم تولید وابسته نیست. نفت تولیدشده باید با هزینهای قابلقبول و در زمانی مناسب به پالایشگاهها و بازارهای مصرف برسد. اگر مسیر انتقال با محدودیت روبهرو شود یا هزینه حملونقل و بیمه افزایش یابد، بخشی از اثر مثبت افزایش عرضه خنثی خواهد شد.
به بیان دیگر، میان وجود نفت در بازار و دسترسی واقعی به آن تفاوت وجود دارد. ممکن است نفت در یک منطقه به میزان کافی تولید شود، اما انتقال آن به منطقهای دیگر بهدلیل مخاطرات دریایی، محدودیت مسیرها یا افزایش هزینه حمل، دشوار و گران تمام شود. در چنین شرایطی، هزینه نهایی تأمین نفت میتواند حتی با وجود عرضه بیشتر، همچنان بالا بماند.
افزایش هزینه انتقال همچنین میتواند بر قیمت تمامشده فرآوردههایی مانند بنزین و گازوئیل اثر بگذارد. البته میزان انتقال این افزایش هزینه به قیمت نهایی سوخت، به عواملی مانند قیمت جهانی نفت، حاشیه سود پالایشگاهها، مالیات، یارانهها و سیاستهای دولتها بستگی دارد؛ اما در صورت تداوم فشار بر زنجیره تأمین، احتمال افزایش هزینههای تولید و حملونقل نیز بیشتر میشود.
نفت مازاد در آمریکا؛ دشواری تأمین در آسیا و اروپا
یکی دیگر از ابعاد این بحران، فاصله میان محل تولید نفت و مراکز اصلی مصرف است. وجود منابع نفتی و ظرفیت عرضه در قاره آمریکا، بهخودیخود تضمین نمیکند که کشورهای آسیایی و اروپایی بتوانند نفت موردنیاز خود را با هزینهای پایین تأمین کنند. انتقال نفت در مسافتهای طولانی، به نفتکش، بیمه، زیرساخت بندری و مسیرهای دریایی امن نیاز دارد؛ عواملی که در شرایط بحرانی میتوانند هزینه تأمین انرژی را بهشدت افزایش دهند.
از سوی دیگر، همه انواع نفت از نظر ویژگیهای فنی و کاربرد پالایشی یکسان نیستند. برای نمونه، نفت سنگین تولیدشده در برخی مناطق آمریکا با نفت موردنیاز پالایشگاههای خاص در آسیا یا اروپا الزاماً جایگزین مستقیم نیست. بنابراین، جایگزینی منابع عرضه تنها به میزان نفت موجود بستگی ندارد و سازگاری پالایشگاهها، هزینه حمل و دسترسی به زیرساختهای انتقال نیز در آن نقش دارند.
در نتیجه، افزایش عرضه در یک منطقه ممکن است همزمان با دشواری تأمین در منطقهای دیگر همراه شود. این وضعیت نشان میدهد که امنیت انرژی تنها با افزایش تولید تضمین نمیشود و تنوع مسیرهای انتقال، زیرساختهای حملونقل و ثبات مناسبات تجاری نیز اهمیت اساسی دارند.
هزینه جنگ؛ فراتر از میدان نبرد
افزایش تقریباً ۹ برابری هزینه حمل یک محموله بزرگ نفتی از آمریکا به ژاپن، تصویری از ابعاد اقتصادی بحران در بازار انرژی ارائه میدهد. هنگامی که هزینه انتقال نفت افزایش مییابد، آثار آن میتواند به بخشهای مختلف اقتصاد سرایت کند؛ از قیمت سوخت و هزینه حمل کالا گرفته تا مخارج تولید و فشار بر بودجه خانوارها.
البته هزینه حمل تنها یکی از عوامل تعیینکننده قیمت جهانی نفت است و روند نهایی قیمتها به عواملی مانند میزان عرضه و تقاضا، ذخایر نفتی، سیاست تولیدکنندگان و تحولات ژئوپلیتیکی نیز بستگی دارد. بااینحال، افزایش هزینههای لجستیکی نشان میدهد که حتی در صورت دسترسی به منابع جایگزین، تأمین انرژی در شرایط ناامن میتواند بسیار گرانتر تمام شود.
در نهایت، جنگ علیه ایران و پیامدهای آن برای تردد دریایی و تجارت نفت، بار دیگر اهمیت پیوند میان امنیت منطقهای و ثبات اقتصادی جهان را آشکار کرده است. در بازار انرژی، نفت تنها زمانی میتواند به کاهش هزینهها کمک کند که علاوه بر تولید کافی، امکان انتقال ایمن و اقتصادی آن نیز وجود داشته باشد. به همین دلیل، هرگونه اختلال پایدار در مسیرهای حیاتی تجارت نفت میتواند هزینهای فراتر از مرزهای درگیری ایجاد کند و فشار آن را به اقتصاد و زندگی روزمره مردم در کشورهای مختلف منتقل سازد.