یادداشت مدیرمسئول
اقتدار هرمز؛ از اتحاد ملی تا مدیریت میدانی
تحولات اخیر منطقه بار دیگر نشان داد که در غرب آسیا، معادلات امنیتی نه با بیانیهها و توافقهای سیاسی، بلکه با واقعیتهای میدان تعریف میشوند.
توافق آتشبس میان ایران و آمریکا، در کنار تجربه تلخ نقض مکرر آتشبس در لبنان، یک حقیقت انکارناپذیر را آشکار ساخت؛ اقتدار، محصول امضا نیست، بلکه نتیجه قدرت، انسجام و اراده ملی است.
آتشبسی که در لبنان با وجود تضمینهای بینالمللی بارها نقض شد، نشان داد هر توافقی که فاقد پشتوانه بازدارندگی باشد، عمر چندانی نخواهد داشت. این تجربه، بار دیگر ثابت کرد که در منطقهای با این حجم از رقابتهای ژئوپلیتیک، تنها کشوری میتواند امنیت خود را تضمین کند که از قدرت اعمال اراده برخوردار باشد.
اقدام قاطع نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در مدیریت امنیت تنگه هرمز، تفسیر عملی اقتدار ملی و اثبات این واقعیت بود . امروز مدیریت ایرانی تنگه هرمز به یک واقعیت میدانی تبدیل شده است که همه بازیگران منطقهای و فرامنطقهای ناگزیر از پذیرش آن هستند.
این تحول، نقطه عطفی در هندسه امنیتی خلیج فارس است. دورهای که برخی قدرتهای خارجی میکوشیدند امنیت منطقه را انحصاراً در سایه حضور نظامی خود تعریف کنند، به پایان نزدیک شده است. اکنون هژمونی امنیتی در منطقه، بیش از هر زمان دیگری بر نقش قدرتهای بومی و در رأس آن جمهوری اسلامی ایران استوار شده است.

امروز سرمایه اصلی ایران در مدیریت منطقه هرمز، وحدت ملی، اعتماد به توان داخلی و پیوند عمیق میان مردم، نیروهای مسلح و ساختار حاکمیتی است. این همان سرمایهای است که همه محاسبات دشمنان را بر هم زده و راهبرد فشار حداکثری را به بنبست رسانده است. هر جا این اتحاد حفظ شده، ایران توانسته قواعد بازی را تغییر دهد و معادلات جدیدی را بر منطقه تحمیل کند.
از همین رو، جایگاه ایران در مدیریت امنیت تنگه هرمز، جایگاهی بازگشتناپذیر است. حتی اگر سطح تنشها کاهش یابد و مسیر مذاکرات ادامه پیدا کند، دیگر هیچ طرح امنیتی در خلیج فارس بدون در نظر گرفتن نقش جمهوری اسلامی ایران قابل طراحی نخواهد بود.
نظر شما