روایت یک تصمیم ایمنی زیر آفتاب سوزان عسلویه
خرید عینک استاندارد ضد UV، اولویت سلامت نیروی انسانی است نه کالای لوکس
بررسی ماجرای عینکهای آفتابی خریداری شده توسط هلدینگ خلیجفارس برای کارکنان عسلویه نشان میدهد، یک واقعیت مهم در میان حاشیهسازیها و برداشتهای سطحی، کمتر دیده شد؛ تلاش برای محافظت از چشم و سلامت کارکنانی که در گرمای طاقتفرسای عسلویه و مناطق عملیاتی جنوب کشور، زیر تابش مستقیم خورشید فعالیت میکنند. موضوعی که اگر بدون هیجان و با نگاه انسانی و حرفهای بررسی شود، نه یک هزینه اضافی، بلکه نشانهای از مسئولیتپذیری و بلوغ مدیریتی در صنعت پتروشیمی است.
صنعت پتروشیمی ایران سالهاست که بر شانههای هزاران نیروی انسانی متخصص و عملیاتی استوار مانده است؛ کارکنانی که در شرایطی بهمراتب دشوارتر از استانداردهای معمول کاری، در محیطهای باز، دمای بالا و تابش شدید نور خورشید فعالیت میکنند. در چنین فضایی، توجه به ایمنی و سلامت کارکنان نه یک انتخاب، بلکه یک الزام حرفهای، قانونی و اخلاقی است. با این حال، طرح برخی اظهارات درباره هزینهکرد هلدینگ صنایع پتروشیمی خلیجفارس برای تأمین عینکهای آفتابی، بار دیگر نشان داد که فاصله قابلتوجهی میان واقعیتهای محیط کار و قضاوتهای بیرونی وجود دارد؛ فاصلهای که تنها با روایت دقیق و انسانی میتوان آن را پر کرد.
آفتاب جنوب و واقعیتی که دیده نمیشود

عسلویه و مناطق مشابه در جنوب کشور، تنها نامهایی بر نقشه نیستند؛ این مناطق محل کار روزانه نیروهایی هستند که ساعتها زیر آفتاب مستقیم و در مجاورت تجهیزات صنعتی فعالیت میکنند. شدت بالای تابش خورشید و تشعشعات فرابنفش، آسیبهای جدی و تدریجی به بینایی و سلامت چشم وارد میکند؛ آسیبی که شاید در کوتاهمدت دیده نشود اما در بلندمدت میتواند هزینههای سنگین جسمی و انسانی بههمراه داشته باشد.
عینک استاندارد ضد UV، در چنین شرایطی، نه یک کالای لوکس است و نه امتیاز ویژه؛ بلکه همان نقشی را دارد که کلاه ایمنی، کفش کار یا لباس ضدحریق ایفا میکند. حفاظت از چشم، بخشی جداییناپذیر از الزامات HSE در صنایع سنگین و انرژیمحور است. تجربه سالهای گذشته نیز نشان داده که استفاده از تجهیزات بیکیفیت یا غیراستاندارد، نهتنها کارایی لازم را ندارد، بلکه اعتماد و ایمنی کارکنان را نیز کاهش میدهد.
از سوءبرداشت رسانهای تا شفافسازی مسئولانه

آنچه در روزهای اخیر بهعنوان یک «خبر جنجالی» مطرح شد، در واقع بر پایه یک برداشت نادرست شکل گرفت. برخلاف ادعاهای مطرحشده، هیچ خریدی انجام نشده و هیچ مبلغی پرداخت نشده است. آنچه رخ داده، صرفاً طی شدن فرآیندهای قانونی و کارشناسی برای بررسی تأمین تجهیزات ایمنی مطابق با ضوابط داخلی، مقررات معاملاتی و استانداردهای فنی بوده است.
هلدینگ صنایع پتروشیمی خلیجفارس با شفافسازی سریع و مستند، تلاش کرد مسیر واقعیت را از حاشیه جدا کند. این شفافیت نشان داد که تصمیمگیری در چنین مجموعهای، نه بر اساس سلیقه یا تبلیغات، بلکه مبتنی بر بررسی فنی، نظر کمیتههای تخصصی ایمنی و رعایت کامل الزامات قانونی انجام میشود. نکته مهمتر آن است که این فرآیندها هنوز به مرحله اجرا نرسیدهاند و صرفاً در سطح بررسی و استعلام قرار دارند؛ موضوعی که در فضای رسانهای کمتر مورد توجه قرار گرفت.
ایمنی نیروی کار سرمایهگذاری است نه هزینه
هزینهکرد برای ایمنی در ادبیات مدیریت صنعتی، همواره بهعنوان نوعی سرمایهگذاری بلندمدت شناخته میشود. کاهش آسیبهای شغلی، افزایش بهرهوری، حفظ انگیزه نیروی انسانی و کاهش هزینههای درمانی و غیبت از کار، تنها بخشی از نتایج توجه به HSE است. در صنعت پتروشیمی، که کوچکترین غفلت میتواند پیامدهای جدی بههمراه داشته باشد، این نگاه اهمیت دوچندان دارد.
نگاه انسانی به این موضوع، ما را به این پرسش میرساند که اگر کارگری روزانه ساعتها زیر آفتاب سوزان فعالیت میکند، آیا تأمین یک ابزار ساده برای حفاظت از بینایی او، اقدامی غیرضروری است؟ یا برعکس، نشانهای از احترام به نیروی انسانی و درک واقعیتهای میدانی صنعت؟ پاسخ به این پرسش، بیش از هر تحلیل اقتصادی، به وجدان حرفهای و اجتماعی بازمیگردد.
مسئولیت اجتماعی فراتر از شعار
ماجرای عینکهای آفتابی، تنها بخشی از تصویر بزرگتری است که هلدینگ خلیجفارس در سالهای اخیر ترسیم کرده است. توجه به مسئولیت اجتماعی، حمایت از آموزش، توسعه زیرساختهای درمانی و ورزشی در مناطق پیرامونی صنایع، نشان میدهد که این مجموعه تلاش کرده نقش خود را فراتر از یک بنگاه اقتصادی تعریف کند. چنین اقداماتی، زمانی معنا پیدا میکند که در کنار توجه به جامعه محلی، سلامت و ایمنی کارکنان نیز بهعنوان اصلیترین سرمایه سازمان در اولویت باشد.
شفافسازی درباره محل هزینهکرد منابع و ارائه توضیحات مستند، نشان میدهد که مسیر انتخابشده بر پایه قانون و پاسخگویی استوار است؛ مسیری که اگر بهدرستی روایت شود، میتواند الگوی مناسبی برای سایر صنایع بزرگ کشور باشد.
بازگشت به اصل ماجرا
آنچه در نهایت از دل این ماجرا بیرون میآید، یک واقعیت ساده اما مهم است؛ صنعت بدون نیروی انسانی سالم و ایمن، معنا ندارد. پرداختن به ایمنی کارکنان، بهویژه در مناطق سخت و پرخطر، نهتنها وظیفه قانونی کارفرماست، بلکه نشانهای از نگاه انسانی و آیندهنگر به توسعه صنعتی است. شاید زمان آن رسیده باشد که بهجای تمرکز بر اعداد و حاشیهها، اصل ماجرا را ببینیم؛ تلاش برای محافظت از چشمهایی که چرخ صنعت کشور را زیر آفتاب سوزان جنوب میچرخانند.
نظر شما