وزارت صمت در دنیای موازی/ ارز هست، کالا هست، اما برای چه کسی؟
وزارت صمت از نوسازی صنایع با تکنولوژیهای نوین دم میزند، اما روایت تولیدکنندگان واقعی این است که با این سیاستهای ارزی، صنعت ایران عملاً به سوی قبرستان ماشینآلات بیکیفیت چینی تبدیل خواهد شد بنابراین ادعای خرید فناوری در دوران تحریم، آن هم با قطرهچکان ارزی دولت، بیشتر شبیه یک شوخی تلخ است.
گویا میان پشتمیزنشینان وزارت صمت و ویترین مغازهها، فرسخها فاصله است؛ درحالی که قائممقام وزیر صمت از تأمین مطلوب ارز برای کالاهای اساسی سخن میگوید، مردم هر روز با برچسبهای جدید قیمتی در بازار پروتئین و لبنیات روبرو میشوند و سوال اینجاست که اگر ارز دولتی با موفقیت تخصیص یافته، چرا ردی از آن در سفرههای مردم دیده نمیشود و چطور آمارها از گل و بلبل بودن اوضاع حکایت دارند اما واقعیت بازار، حکایت از تورمی دارد که ترمز بریده است؟
به گزارش سرویس اقتصادی تابناک، محمدصادق مفتح قائم مقام وزیر صمت گفت: صنایع مرتبط با زندگی روزمره مردم، تأمین مواد اولیه، قطعات یدکی، ماشینآلات و تجهیزات تولیدی همچنان در اولویت سیاستهای ارزی دولت قرار دارند که دراین میان صنایع غذایی و بخشهایی که ارتباط مستقیم با معیشت مردم دارند همواره جزو اولویتهای وزارت صمت بودهاند و در ماههای گذشته با وجود شرایط دشوار کشور، در حوزه کالاهای اساسی هیچ کمبودی ایجاد نشد و تأمین این کالاها به شکل مطلوب انجام گرفت.
چرا هماهنگی ادعایی وزیر صمت در سفره مردم دیده نمیشود؟
مفتح درحالی ادعا میکند که تأمین کالاهای اساسی و مواد اولیه در اولویت است و به شکل مطلوب انجام شده است سوال این است که اگر تأمین ارز مطلوب بوده، چرا شاهد تورم مداوم در بخش خوراکیها و نهادههای دامی هستیم؟
باید خطاب به آقای معاون وزیر صمت گفت که اولویتبندی در تخصیص ارز معمولاً به معنای کمبود منابع است و وقتی لیست اولویتها اعم از غذا، قطعات، ماشینآلات، نوسازی، بازسازی آسیبدیدهها طولانی میشود مفهوم اولویت از بین رفته و رقابت مخرب برای دریافت ارز ترجیحی به وجود می آید.
ضمن اینکه مفتح هیچ اشارهای به چندنرخی بودن ارز نکرده است و اولویتبندی برای تخصیص ارز یعنی توزیع رانت بین گروههای خاص و تجربه نشان داده که تخصیص ارز ترجیحی به مواد اولیه و قطعات، لزوماً به کاهش قیمت محصول نهایی برای مصرفکننده منجر نمیشود، بلکه تنها حاشیه سود واردکنندگان یا تولیدکنندگان دارای رانت را افزایش میدهد بنابراین سوال این است که چرا به جای اصلاح ساختار ارزی، همچنان بر طبل توزیع قطرهچکانی و دستوری ارز کوبیده میشود؟
نظر شما