سود ۱۳۲ میلیارد دلاری غولهای نفتی از جنگ؛ هزینه جنگ بر دوش مردم آمریکا
درحالیکه جنگ آمریکا علیه ایران، هزینه انرژی و سوخت را برای شهروندان آمریکایی افزایش داده و فشار تازهای بر معیشت خانوارها وارد کرده است، شرکتهای بزرگ نفت و گاز این کشور از آشفتگی بازار جهانی انرژی سودی کمسابقه به دست آوردهاند؛ بهطوریکه بیش از ۵۰ شرکت بزرگ نفتی آمریکا تنها در شش ماه، ۱۳۲ میلیارد دلار سود کسب کردهاند. این شکاف میان سودآوری غولهای انرژی و افزایش هزینه زندگی مردم، تصویری روشن از برندگان و بازندگان اقتصادی جنگ ارائه میدهد.
صفحه اقتصاد - گزارش روزنامه نیویورکتایمز در ۳۰ اکتبر ۲۰۲۶ نشان میدهد که جنگ علیه ایران و اختلال در زنجیره تأمین جهانی انرژی، معادلات سودآوری صنعت نفت آمریکا را بهطور چشمگیری تغییر داده است. بر اساس این گزارش، بیش از ۵۰ شرکت بزرگ نفت و گاز آمریکا، که عمدتاً در بخش تولید و پالایش فعالیت دارند، در فاصله آوریل تا سپتامبر ۲۰۲۶ مجموعاً حدود ۱۳۲ میلیارد دلار سود به دست آوردهاند.
این رقم که برآوردی محافظهکارانه محسوب میشود، سود احتمالی ماه مارس، نخستین ماه جنگ، و اکتبر را شامل نمیشود. محاسبات نیز بر پایه عملکرد مالی شرکتها، دادههای مؤسسه اساندپی گلوبال مارکت اینتلیجنس و برآورد تحلیلگران فکتست انجام شده است.
ابعاد این سودآوری زمانی آشکارتر میشود که آن را با دوره مشابه سال گذشته مقایسه کنیم. همین شرکتها در آوریل تا سپتامبر ۲۰۲۵ کمتر از ۴۷ میلیارد دلار سود ثبت کرده بودند؛ به این معنا که سود آنها در سال جاری تقریباً سه برابر شده است.
جهش سود با افزایش حاشیه پالایش
روند سودآوری صنعت نفت آمریکا در سالهای اخیر نشان میدهد که پس از آغاز جنگ اوکراین در سال ۲۰۲۲، شرکتهای نفتی به دورهای از سودهای بالا وارد شدند، اما این روند در سالهای ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ کاهش یافت و در سال ۲۰۲۵ اندکی بهبود پیدا کرد. با این حال، جنگ ایران در سال ۲۰۲۶ بار دیگر منحنی سودآوری این صنعت را به شکل کمسابقهای صعودی کرده است.
نکته مهم آن است که افزایش سود شرکتهای آمریکایی صرفاً حاصل رشد قیمت نفت خام نیست. آسیبدیدن تأسیسات تولید و پالایش سوخت در غرب آسیا و روسیه، ظرفیت پالایش جهانی را کاهش داده و زمینه افزایش حاشیه سود پالایشگاههای فعال را فراهم کرده است. در نتیجه، پالایشگاههای آمریکایی از شرایطی بهره بردهاند که در آن تقاضا برای فرآوردههای نفتی همچنان وجود دارد، اما ظرفیت عرضه در بخشهایی از جهان محدود شده است.
از سوی دیگر، تولیدکنندگان آمریکایی نیز بدون مواجهه مستقیم با مخاطرات امنیتی و هزینههای عملیاتی مناطق جنگی، از افزایش قیمت انرژی منتفع شدهاند.
عملکرد مالی اکسونموبیل و شورون، دو غول بزرگ نفتی آمریکا، نیز مؤید این روند است. این دو شرکت در گزارشهای سهماهه سوم سال ۲۰۲۶ از افزایش چشمگیر سود خود خبر دادهاند؛ سود اکسون بیش از دو برابر و سود شورون تقریباً سه برابر شده است.
این در حالی است که میانگین قیمت نفت آمریکا در فاصله آوریل تا سپتامبر امسال حدود ۹۰ دلار در هر بشکه بوده؛ رقمی که از میانگین حدود ۱۰۰ دلاری دوره مشابه سال ۲۰۲۲ کمتر است. بنابراین، افزایش حاشیه سود پالایش در کنار رشد قیمت نفت، نقش مهمی در ثبت این عملکرد مالی داشته است.
صورتحساب جنگ برای خانوارهای آمریکایی
در سوی دیگر این رونق مالی، خانوارهای آمریکایی قرار دارند که هزینه افزایش قیمت انرژی را مستقیماً در زندگی روزمره خود احساس میکنند. بر اساس تحلیل آزمایشگاه راهکارهای اقلیمی دانشگاه براون، هزینه اضافی پرداختشده برای خرید بنزین و گازوئیل از آغاز حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ تا هفته منتهی به انتشار گزارش، به حدود ۱۴۷ میلیارد دلار رسیده است.
سهم متوسط هر خانوار آمریکایی از این افزایش هزینه نیز بیش از یکهزار و ۱۰۰ دلار برآورد شده است؛ رقمی که نشان میدهد پیامدهای اقتصادی جنگ از بازارهای جهانی نفت فراتر رفته و به بودجه خانوارها راه یافته است.
البته فشار ناشی از افزایش قیمت سوخت به جایگاههای بنزین و گازوئیل محدود نمیشود. گازوئیل یکی از نهادههای اصلی حملونقل جادهای، کشتیرانی و تولید انرژی است و افزایش قیمت آن میتواند هزینه جابهجایی کالا، ارائه خدمات و در نهایت قیمت تمامشده بسیاری از محصولات مصرفی را افزایش دهد. به این ترتیب، آثار تورمی جنگ حتی به بخشهایی از اقتصاد سرایت میکند که ارتباط مستقیمی با صنعت نفت ندارند.
برندگان جنگ در برابر بازندگان معیشتی
مقایسه سود ۱۳۲ میلیارد دلاری شرکتهای بزرگ نفتی با ۱۴۷ میلیارد دلار هزینه اضافی سوخت برای مصرفکنندگان آمریکایی، تنها یک مقایسه آماری نیست؛ بلکه تصویری از توزیع نامتوازن منافع و هزینههای یک بحران ژئوپلیتیکی است.
در شرایطی که شرکتهای بزرگ انرژی ازاختلال عرضه و افزایش حاشیه سود بهره میبرند، شهروندان عادی با هزینههای بیشتر سوخت، حملونقل و کالاهای مصرفی مواجه میشوند. این معادله نشان میدهد که پیامدهای اقتصادی جنگ برای همه یکسان نیست؛ برای بخشی از بنگاههای بزرگ انرژی، بحران به فرصتی برای انباشت ثروت تبدیل شده و برای خانوارها، به معنای کاهش قدرت خرید و سنگینتر شدن هزینههای زندگی است.
در نهایت، پرسش اساسی این است که وقتی سود جنگ در ترازنامه شرکتهای بزرگ ثبت میشود، هزینه آن را چه کسانی باید از جیب خود بپردازند؟