پادکست| با اضطراب جنگ چی کار کنیم؟
اگه تو این روزهای جنگی ذهنت آروم نمیگیره و مدام درگیر «اما» و «اگرها»ست، تنها نیستی. توی این پادکست، با هم مرور میکنیم چطور میشه این اضطراب رو بهتر فهمید و باهاش کنار اومد
امروز میخوام از مدیریت بحران تو شرایط جنگی براتون بگم؛ جنگی که حتی وقتی مستقیم وسطش نباشیم، همون حس ناامنی، بیثباتی و اینکه نمیدونیم فردا چی میشه، میتونه ذهنمون رو درگیر کنه.
توی این شرایط، استرس کاملاً طبیعیه. یعنی اگه مضطربی، اگه ذهنت آروم نمیگیره، این نشونهی ضعف نیست… نشونهی اینه که تو انسانی.
اما مسئله اینه که اگه این استرس رو نشناسیم و مدیریتش نکنیم، کمکم هم روی روانمون اثر میذاره، هم روی جسممون. حالا برای مدیریت این اضطراب چی کار میتونیم بکنیم؟
من هیراد شفیعی هستم و ازت دعوت میکنم تا پایان این پادکست همراهم باشی تا راههای مدیریت اضطراب جنگ رو با هم مرور کنیم.
اول از همه اینکه، احساساتت رو سرکوب نکن. اگه میترسی، اگه نگرانی، حتی اگه عصبانیای… به خودت بگو: «این حس طبیعیه.» همین پذیرش ساده، فشار ذهنی رو کم میکنه.
دوم، خودت رو توی اخبار غرق نکن. ما معمولاً توی بحرانها مدام میریم سراغ خبرها. ولی این کار ذهن رو توی حالت اضطرار نگه میداره. بهتره روزی دو سه بار، از منابع معتبر خبر رو چک کنی، نه بیشتر.
یه نکته خیلی مهم دیگه، بچهها و نوجوونها هستن. اونها بیشتر از چیزی که فکر میکنیم تحت تأثیر شرایط قرار میگیرن. اینجا مهمترین کار اینه که ما، بهعنوان بزرگتر، تا حد ممکن آروم بمونیم. حتی چند تا جمله ساده مثل «من کنارت هستم» میتونه برای یه بچه، حس امنیت ایجاد کنه.
سعی کن روال زندگیت رو هم تا جایی که میشه حفظ کنی. مثلاً خواب و بیداری، غذا خوردن، حتی همین کارهای ساده روزمره. اینها به مغزت میگه که «زندگی هنوز ادامه داره».
یه کار دیگه هم اینه که یه کوله اضطراری برای خودت آماده کنی. محتویات پیشنهادی برای یه کولۀ اضطراری اینا هستن: بطری آب، تنقلات با ماندگاری بالا، داروهای حیاتی، چراغقوه و پاوربانک، مدارک شناسایی و دفترچه یادداشت با شماره تماسهای مهم. شاید هیچوقت بهش نیاز پیدا نکنی، ولی همین آمادگی، حس کنترل رو بهت برمیگردونه.
از طرفی، یه سری تمرینهای ساده هم هست که خیلی کمک میکنه. مثلاً نفس عمیق کشیدن. یا اینکه حواست رو بیاری روی چیزهایی که همین الان دور و برت هست. این کارها کمک میکنه از فکر آیندهی مبهم بیای بیرون و برگردی به لحظه حال.
و از همه مهمتر… ارتباط با آدمهاست. یه تماس ساده با یه دوست، یا حرف زدن با خانواده، میتونه خیلی از اون حس تنهایی و اضطراب رو کم کنه.
برای خیلیها هم، ایمان یا یه معنای شخصی از زندگی، توی این شرایط تبدیل میشه به یه تکیهگاه قوی.
یه جمله ساده مثل «این هم میگذره» گاهی خیلی بیشتر از چیزی که فکر میکنیم تاثیر داره.
و در نهایت… اگه دیدی این فشار روانی داره طولانی میشه، یا روی خواب و زندگی روزمرهت اثر گذاشته، حتماً از یه مشاور کمک تخصصی بگیر. یادت باشه، کمک گرفتن نشونه ضعف نیست؛ اتفاقاً یه انتخاب هوشمندانهست برای اینکه دوباره به تعادل برگردی.
نظر شما