سرخط خبرها

هشدار آژانس انرژی به جهان: ایران تنها راه نجات دنیا از خاموشی ۲ ساله است

آژانس بین المللی انرژی اعلام کرد جهان تا ۲۰۲۷ با کمبود ۱۰ میلیون بشکه‌ای نفت روبروست و هیچ جایگزینی برای نفت خاورمیانه و ایران وجود ندارد. این یعنی قیمت بنزین و تورم جهانی دوباره اوج می‌گیرد؛ ماجرا چیست؟

هشدار آژانس انرژی به جهان: ایران تنها راه نجات دنیا از خاموشی ۲ ساله است
صفحه اقتصاد -

 

کمبود ۷ تا ۱۰ میلیون بشکه‌ای نفت،حتی بعد از جنگ هم تا۲سال بازار جهان را در گرو خاورمیانه و ایران نگه می‌دارد.

به نقل از تسنیم، تحلیل‌های تازه آژانس بین‌المللی انرژی و TD Economics نشان می‌دهد بحران نفت خاورمیانه، حتی اگر آتش درگیری‌ها خاموش شود، به این زودی از بازار جهانی جدا نخواهد شد. برآوردها از کمبود روزانه ۷ تا ۱۰ میلیون بشکه‌ای نفت حکایت دارد؛ کمبودی که به تعبیر یک اقتصاددان، «جهان را دست‌کم دو سال دیگر در گرو تنگه هرمز و تولید خاورمیانه نگه می‌دارد».

لایه جهانی: بازاری که بعد از جنگ هم نفس راحت نمی‌کشد

در سطح جهانی، پیام داده‌ها روشن است، بازار نفت حتی در سناریوی آتش‌بس هم به سرعت عادی نمی‌شود. TD Economics در گزارشی هشدار داده است بخش مهمی از ظرفیت تولید کشورهای منطقه، از خلیج فارس تا شرق مدیترانه، به‌دلیل ریسک‌های امنیتی، آسیب زیرساختی و اختلال در مسیرهای حمل‌ونقل، عملاً از دسترس خارج شده است؛ ظرفیتی که بازگشت کامل آن «حداقل دو سال» زمان می‌برد.

آژانس بین‌المللی انرژی نیز در ارزیابی اخیر خود تأکید کرده است که هیچ ظرفیت مازاد قابل‌اتکایی برای جایگزینی این حجم کمبود در کوتاه‌مدت وجود ندارد. به گفته یکی از مقام‌های این نهاد، «بازار جهانی نفت مثل فنری است که شُل نشده؛ فقط موقتاً نگه داشته شده. هر تنش کوچک دوباره قیمت‌ها را بالا می‌برد.»

این وضعیت برای اقتصاد جهانی پیام مشخصی دارد:

تورم انرژی می‌تواند برای چندمین سال پیاپی در سطح بالا باقی بماند

حاشیه سود صنایع انرژی‌بر تحت فشار قرار می‌گیرد، و کشورهای واردکننده، به‌ویژه در آسیا و اروپا، ناچار می‌شوند بین حفظ رشد اقتصادی و مهار قیمت سوخت یکی را قربانی کنند.

برخی بانک‌های سرمایه‌گذاری بر همین اساس سناریوی ادامه ماندگاری قیمت‌های بالاتر نفت تا حوالی ۲۰۲۷ را محتمل‌تر دانسته‌اند؛ سناریویی که خطر بازگشت بحث «رکود تورمی» را دوباره روی میز سیاست‌گذاران جهانی می‌گذارد.

لایه منطقه‌ای: خاورمیانه‌ای که «بعد از جنگ» هم زود به مدار برنمی‌گردد

در سطح منطقه‌ای، کانون داستان همچنان خاورمیانه است؛ منطقه‌ای که با وجود سال‌ها صحبت از «تنوع‌سازی انرژی»، هنوز قلب تپنده عرضه نفت جهان به شمار می‌رود. اختلال در تردد نفتکش‌ها از تنگه هرمز، تغییر الگوی بیمه و حمل‌ونقل، و کاهش نرخ بهره‌برداری از میادین، باعث شده بخشی از ظرفیت تولید عملاً «قفل» شود.

TD Economics در گزارش خود، تصویر این قفل را چنین ترسیم می‌کند:

بخشی از زیرساخت‌های تولید و انتقال نیازمند تعمیرات و بازسازی است، ریسک‌های حقوقی و بیمه‌ای مسیرهای عبور از هرمز هزینه صادرات را بالا برده، و شرکت‌های بزرگ نفتی برای بازگشت به سرمایه‌گذاری کامل در پروژه‌های منطقه‌ای، منتظر «دوره‌ای طولانی‌تر از ثبات» هستند.

نتیجه این است که حتی اگر سطح تنش‌ها کاهش یابد، ظرفیت تولید خاورمیانه با شیبی کند به مدار پیشین برمی‌گردد. برای همان «۷ تا ۱۰ میلیون بشکه» کمبود، بازار به این زودی جایگزین پیدا نمی‌کند؛ نه آمریکای لاتین، نه آفریقا و نه حتی روسیه در شرایط فعلی چنین ظرفیتی ندارند که یک‌باره خلأ منطقه را پر کنند.

لایه ایرانی: نقطه تمرکز، نقش و وزن ایران در معادله جدید

در این میان، ایران – چه در قامت بازیگر مستقیم تنش‌ها و چه به‌عنوان یکی از تولیدکنندگان مهم منطقه – در مرکز این معادله جدید قرار گرفته است. هرچند گزارش‌های IEA و TD Economics به‌صورت مستقیم وارد جزئیات سیاسی نمی‌شوند، اما در متن ارزیابی‌ها، نقش ایران و مسیرهای عبور انرژی از اطراف آن حضوری پررنگ دارد.

چند نکته برای درک جایگاه ایران در این تصویر کلان اهمیت دارد:

اول آن‌که، هر گونه اختلال در صادرات نفت ایران یا توزیع نفتکش‌ها در اطراف تنگه هرمز، به دلیل موقعیت ژئوپلیتیک کشور، مستقیماً در مدل‌های ریسک بازار لحاظ می‌شود. حتی اگر سطح واقعی صادرات ایران تغییر زیادی نکند، ریسک ادراک‌شده درباره پایداری این صادرات، حاشیه قیمتی نفت را بالا نگه می‌دارد.

دوم، بازار جهانی می‌داند بدون نقش‌آفرینی ایران، «پازل عرضه خاورمیانه» کامل نمی‌شود. به همین دلیل، بخشی از تحلیلگران معتقدند هر سناریوی جدی برای کاهش تنش و بازگشت تدریجی ثبات در بازار نفت، ناگزیر باید شامل نوعی تنظیم رابطه با تهران و روشن شدن وضعیت حضور ایران در بازار انرژی باشد؛ از کانال رسمی یا غیررسمی.

سوم، در داخل ایران، این وضعیت یک تناقض همزمان ایجاد می‌کند:

از یک‌سو، قیمت‌های بالاتر نفت و محدودیت عرضه جهانی، فرصت بالقوه درآمدی برای تولیدکننده‌ای مثل ایران است؛ از سوی دیگر، تداوم ریسک منطقه‌ای و فشار بر هرمز، می‌تواند همین فرصت را هم شکننده و ناپایدار کند.

به بیان دیگر، ایران در نقطه‌ای ایستاده که هم بخشی از راه‌حل است و هم بخشی از مسئله؛ هر درجه کاهش تنش، نه فقط برای بازار جهانی، که برای پایداری درآمدهای انرژی خود ایران هم اهمیت پیدا می‌کند.

بازاری که به «پایان جنگ» راضی نمی‌شود

جمع‌بندی این سه لایه – جهانی، منطقه‌ای و ایرانی – تصویر واحدی به دست می‌دهد:

بازار نفت این‌بار به «پایان جنگ» قانع نیست؛ برای برگشتن به تعادل نسبی، حداقل به دو سال ثبات، سرمایه‌گذاری و بازسازی در قلب خاورمیانه نیاز دارد.

در این فاصله، جهان با کمبودی زندگی می‌کند که بخش عمده‌اش به ریسک‌های اطراف ایران، تنگه هرمز و زیرساخت‌های منطقه‌ای گره خورده است. به همین دلیل است که بسیاری از اقتصاددان‌ها می‌گویند مسئله امروز بازار نفت فقط «یک جنگ» نیست؛ نحوه پایان دادن به آن، نوع رابطه با تولیدکنندگان کلیدی مثل ایران، و سرعت بازسازی منطقه است که تعیین می‌کند فشار قیمتی تا کِی روی اقتصاد جهان باقی بماند.

به نظر می‌رسد، حداقل در بازار نفت، پساجنگ زودتر از خودِ جنگ تمام نخواهد شد.

پیشنهاد سردبیر

آیا این خبر مفید بود؟

نتیجه بر اساس رای موافق و رای مخالف

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :

نظر شما

اخبار ویژه

آخرین اخبار