سرخط خبرها

فرار نفت از میدان نبرد | خط لوله سعودی عصر پساهرمز را آغاز کرد؟

سایه جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران بر بازار انرژی تاثیر گذاشته و هر انفجار در خلیج فارس می‌تواند قیمت نفت را در نیویورک و لندن را افزایش دهد.

فرار نفت از میدان نبرد | خط لوله سعودی عصر پساهرمز را آغاز کرد؟
صفحه اقتصاد -

سایه جنگ بر سر خاورمیانه و بازار انرژی سنگینی کرده و هر انفجار در خلیج فارس می‌تواند قیمت نفت را در نیویورک و لندن بالا ببرد. در این میان عربستان یک برگ تازه رو کرده و سعی دارد که با استفاده از یک خط لوله قدیمی معادلات در تنگه هرمز را تغییر دهد.

هیچ‌چیز در بازار انرژی به اندازه «نااطمینانی» قیمت‌ساز نیست؛ نه کمبود واقعی عرضه، نه حتی جنگ، بلکه اختلال در عبور نفتکش‌ها از تنگه هرمز است که به شوک قیمتی در بازار انرژی منجر شده است. حالا، اما یک مسیر دیگر، آرام و بی‌سروصدا، در حال تغییر قواعد بازی است: خط لوله «شرق به غرب» عربستان.

افزایش ظرفیت این خط لوله به ۷ میلیون بشکه در روز، صرفاً یک پروژه فنی نیست؛ این یک پیام ژئوپلیتیک است که می‌گوید حتی اگر هرمز بسته شود، جریان نفت متوقف نخواهد شد؛ حداقل نه برای همه.

از دهه ۸۰ تا امروز؛ میراثی که دوباره زنده شد

خط لوله «شرق به غرب» عربستان که با نام «پترولاین» شناخته می‌شود، در اوایل دهه ۱۹۸۰ و در اوج ناامنی‌های ناشی از جنگ ایران و عراق طراحی و ساخته شد تا وابستگی صادرات نفت این کشور به تنگه هرمز را کاهش دهد. این خط لوله به طول حدود ۱۲۰۰ کیلومتر، نفت را از میادین غول‌پیکر شرق عربستان (منطقه ظهران و بقیق) به بندر ینبع در ساحل دریای سرخ منتقل می‌کند. قطر لوله‌ها در بخش‌های مختلف بین ۴۸ تا ۵۶ اینچ است و با برخورداری از ایستگاه‌های پمپاژ متعدد، قابلیت انتقال چند میلیون بشکه نفت در روز را دارد. در سال‌های اخیر، عربستان با تغییر کاربری بخشی از خطوط انتقال گاز مایع و ارتقای زیرساخت‌ها، ظرفیت این مسیر را به حدود ۷ میلیون بشکه در روز افزایش داده است؛ ظرفیتی که آن را به یکی از مهم‌ترین مسیر‌های جایگزین برای دور زدن تنگه هرمز تبدیل می‌کند.

خط لوله شرق به غرب، محصول یک بحران است؛ بحران جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰. در آن زمان، حمله به نفتکش‌ها در خلیج فارس به یک رویه تبدیل شده بود و امنیت صادرات نفت عربستان به شدت تهدید می‌شد. واکنش ریاض به آن شرایط بحرانی، ساخت یک مسیر جایگزین و انتقال نفت از میادین شرقی به بندر ینبع در ساحل دریای سرخ بود.

این پروژه که بعد‌ها به «پترولاین» معروف شد، در ابتدا ظرفیتی حدود ۵ میلیون بشکه در روز داشت. اما اهمیت واقعی آن نه در عدد، بلکه در «ایده» و دور زدن یک گلوگاه ژئوپلیتیک یعنی تنگه هرمز بود.

پس از پایان جنگ، اهمیت این خط لوله برای مدتی کاهش یافت. بازار نفت به ثبات نسبی رسید و هرمز دوباره مسیر اصلی انتقال نفت شد؛ زیرساختی که صعودی‌ها در دل بیابان کشیده بودند اما هرگز از بین نرفت. عربستان آن را حفظ کرد، ارتقاء داد و در مقاطع مختلف از جمله همین جنگ جاری بین ایران و ائتلاف آمریکایی و اسرائیلی مورد استفاده قرار داد.

آنچه امروز شاهدیم نتیجه همین نگاه بلندمدت ریاض است. به گزارش بلومبرگ، عربستان با تغییر کاربری برخی خطوط انتقال گاز مایع، توانسته ظرفیت این مسیر را به ۷ میلیون بشکه در روز برساند؛ عددی که آن را به یکی از مهم‌ترین مسیر‌های جایگزین نفت در جهان تبدیل می‌کند.

در همین حال، امارات نیز با خط لوله «حبشان-فجیره» مسیری مشابه ایجاد کرده است. در این شرایط، انتقال نفت از داخل خاک به سواحل دریای عمان، بدون عبور از هرمز یعنی رقابت بر سر «مسیرها» به اندازه رقابت بر سر «منابع» اهمیت پیدا کرده است.

ژئوپلیتیک انرژی؛ خط لوله‌ای که توازن قدرت را جابه‌جا می‌کند

در دنیای امروز و شرایط کنونی دیگر فقط این مهم نیست که چه کسی نفت دارد؛ مهم این است که چه کسی می‌تواند آن را در هر شرایطی به بازار برساند.

تنگه هرمز، برای دهه‌ها، ابزار فشار ژئوپلیتیک بود و هرگونه تهدید به بسته شدن آن، بازار را ملتهب کرد. در یک ماه اخیر و بعد از حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، شاهد عملیاتی شدن این تهدید بودیم و در نتیجه شوک شدیدی به بازار انرژی و اقتصاد جهان وارد شد. اکنون، اما افزایش ظرفیت خط لوله عربستان، بخشی از این قدرت را خنثی می‌کند.

برخی تحلیلگران معتقدند که توسعه مسیر‌های جایگزین، به‌ویژه در خاورمیانه، نشانه‌ای از «بازتعریف امنیت انرژی» است و سبب می‌شود که کشور‌ها وابستگی خود به گلوگاه‌های دریایی را کاهش دهند فایننشال تایمز نوشته که عربستان با سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های زمینی، در حال ایجاد «بیمه ژئوپلیتیک» برای صادرات نفت خود است.

خبرگزاری رویترز نیز در گزارشی نوشته که افزایش ظرفیت این خط لوله، در شرایط تنش‌های نظامی، می‌تواند از شوک‌های شدید قیمتی جلوگیری کند. البته این راه هم مورد تاکید قرار داده که به‌طور کامل جایگزین هرمز نیست، زیرا حتی با ظرفیت ۷ میلیون بشکه، هنوز بخش قابل توجهی از صادرات منطقه به عبور از این تنگه وابسته است.

در همین حال، بلومبرگ با استناد به داده‌های ردیابی نفتکش‌ها گزارش داده که فعالیت در بندر ینبع به شکل محسوسی افزایش یافته و ناوگان نفتکش‌های غول‌پیکر در حال بارگیری هستند. این نشانه‌ای واضح از تغییر مسیر واقعی جریان نفت است، نه صرفاً یک سناریوی فرضی.

خط لوله سعودی بازار انرژی را نجات دهد؟

بازار جهانی نفت، بیش از هر چیز، به پیش‌بینی‌پذیری نیاز دارد و هر اختلال در عرضه و انتقال - حتی کوتاه‌مدت- می‌تواند زنجیره‌ای از واکنش‌ها همچون افزایش قیمت سوخت، رشد تورم، فشار بر تولید و در نهایت کاهش رشد اقتصادی را به دنبال داشته باشد.

در چنین شرایطی، خط لوله شرق به غرب، نقش یک سوپاپ اطمینان را بازی می‌کند. این مسیر به عربستان اجازه می‌دهد حتی در شرایط جنگی کنونی و اختلال در هرمز، بخش قابل توجهی از صادرات خود را حفظ کند و این یعنی کاهش ریسک برای بازار.

اما این تصویر، کامل نیست. کارشناسان «اکونومیست» هشدار داده‌اند که ظرفیت جایگزین هنوز برای جبران کامل اختلال در هرمز کافی نیست. اگر این تنگه به‌طور کامل بسته شود، حتی با استفاده حداکثری از خطوط لوله عربستان و امارات، بازار همچنان با کمبود مواجه خواهد شد.

از سوی دیگر، انتقال نفت به دریای سرخ، مسیر‌های حمل‌ونقل جدیدی را فعال می‌کند که خود با ریسک‌هایی از جمله ناامنی در باب‌المندب یا تهدیدات منطقه‌ای دیگر همراه‌اند.

با این حال، اثر روانی این خط لوله بر بازار قابل انکار نیست. این مسیر حتی اگر نتواند همه نفت هرمز را جایگزین کند، با توجه به اینکه بخشی از عرضه را تضمین شده باقی نگه می‌دارد، می‌تواند از جهش‌های شدید قیمت جلوگیری کند.

خط لوله جدید و آینده انرژی در بازار جهانی

آنچه امروز در عربستان و امارات رخ می‌دهد، بخشی از یک روند بزرگ‌تر یعنی تلاش برای کاهش وابستگی به مسیر‌های پرریسک است. چین با خطوط لوله آسیای مرکزی، روسیه با مسیر‌های جدید به شرق، و حتی اروپا با پروژه‌های متنوع‌سازی منابع انرژی، همگی در حال بازتعریف نقشه انرژی جهان هستند.

در این میان، خط لوله شرق به غرب، نمونه‌ای شاخص از این تغییر است؛ پروژه‌ای که از دل یک جنگ قدیمی بیرون آمد و در بحران‌های جدید و جنگ کنونی، کارکردی تازه پیدا کرده است.

بدیهی است که اگر تنش‌ها در خلیج فارس ادامه پیدا کند و احتمالاً سرمایه‌گذاری در چنین مسیر‌هایی افزایش خواهد یافت. جهان انرژی به سمتی می‌رود که در آن، «انعطاف‌پذیری» مهم‌تر از «ظرفیت» است.

خلاصه اینکه خط لوله عربستان، بیش از آنکه یک پروژه زیرساختی باشد، یک ابزار قدرت است؛ ابزاری برای کاهش آسیب‌پذیری، مدیریت ریسک و ارسال پیام به بازار جهانی. در جهان امروز که جنگ‌ها نه‌تنها در میدان، بلکه در مسیر‌های انرژی تعیین‌کننده‌اند؛ چنین پروژه‌هایی می‌توانند معادلات را تغییر دهند. تنگه هرمز همچنان مهم است، اما دیگر تنها مسیر نیست و همین «دیگر تنها نبودن»، شاید مهم‌ترین تغییر در ژئوپلیتیک انرژی امروز باشد.

پیشنهاد سردبیر

آیا این خبر مفید بود؟

نتیجه بر اساس رای موافق و رای مخالف

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :

نظر شما

اخبار ویژه