گفتگوی صفحه اقتصاد با محسن انصاری کارشناس انرژی
ترکیب خطرناک تورم و رکود؛ چگونه عملکرد نظامی ایران محاسبات اقتصادی ترامپ را برهم زد؟
شوک نجومی قیمت انرژی و ناکامی اهداف نظامی در منطقه مشروعیت دولت ترامپ را به چالش کشیده است. محسن انصاری با تشریح مکانیسم انتقال تورم جنگ به سفرههای مردم، تاکید میکند که آمریکا تحت فشار افکار عمومی و برای حفظ ثبات داخلی، راهی جز تعدیل مواضع و پذیرش راهکارهای دیپلماتیک پیش رو ندارد.
رها رمضانی - تشدید تنشهای منطقهای و تداوم جنگ، دولت ترامپ را در میان مثلثی از فشارهای خردکننده قرار داده است، ناکامی در برابر توانمندیهای نظامی جمهوری اسلامی ایران، جهش هزینههای سوخت و مشتقات نفتی، و ریزش مشروعیت داخلی در آمریکا. محسن انصاری کارشناس حوزه انرژی در خصوص ابعاد این بحران معتقد است که هزینههای سیاسی و اقتصادی ادامه جنگ برای کاخ سفید به قدری افزایش یافته که واشینگتن راهی جز تعدیل مواضع طلبکارانه و بازگشت به میز دیپلماسی برای حفظ ثبات داخلی خود نخواهد داشت.

محسن انصاری کارشناس انرژی در گفتگو با صفحه اقتصاد با اشاره به جایگاه راهبردی خاورمیانه به عنوان منبع کلیدی تامین انرژی جهان تاکید کرد که کاهش عرضه از این منطقه میتواند فشار بسیار شدیدی را بر بازار جهانی وارد کند. وی در این خصوص تشریح کرد: در شرایطی که تقاضای جهانی همچنان در سطح بالایی قرار دارد افت عرضه منجر به سوق یافتن قیمتها به سمت ارقام نجومی خواهد شد.
این کارشناس انرژی البته تحقق این جهش قیمتی را مشروط دانست و افزود: این اتفاق زمانی رخ میدهد که کاهش عرضه در بازه زمانی طولانیمدت رخ دهد، بازار توان تامین منابع جایگزین را نداشته باشد و کشورها ناچار به استفاده از ذخایر استراتژیک خود شوند.
مکانیسم انتقال شوک انرژی به زندگی روزمره

انصاری در ادامه به تبیین چگونگی سرایت این بحران به معیشت مردم پرداخت و خاطرنشان کرد که شوک انرژی از دو مسیر مستقیم و غیرمستقیم، تورم را به زندگی روزمره منتقل میکند:
۱. مسیر مستقیم: افزایش هزینههای سوخت و انرژی خانگی که تاثیری کاملا ملموس و فوری بر هزینههای زندگی خانوارها خواهد داشت.
۲. مسیر غیرمستقیم: افزایش قیمت نفت و گاز موجب جهش هزینههای تولید در صنایع مادر میشود. به گفته وی صنایع پالایشی، حملونقل، پتروشیمی و حتی تولید مواد غذایی در صف اول آسیبدیدگان قرار دارند.
این کارشناس انرژی تأکید کرد: وقتی هزینههای تولید بالا میرود، قیمت نهایی کالاها نیز افزایش مییابد، این دقیقا همان مکانیسمی است که تورم انرژی را به تورم عمومی تبدیل میکند.
محسن انصاری در جمعبندی تحلیل خود هشدار داد که در سطح بینالمللی، این کاهش منابع انرژی میتواند منجر به ایجاد ترکیبی خطرناک از تورم بالا و رشد اقتصادی پایین شود، دو عاملی که به طور همزمان ثبات اقتصادی جهان را تهدید میکنند.
محسن انصاری با اشاره به پیوستگی بازارهای جهانی تاکید کرد: زمانی که بازار انرژی دچار نوسانات شدید میشود معمولا بازارهای مالی نیز به سرعت واکنش نشان میدهند.
وی افزود در چنین شرایطی، سرمایهگذاران بهطور طبیعی به دنبال داراییهای امن میروند که در صدر آنها، داراییهای فیزیکی و سنتی نظیر طلا قرار دارد.
این کارشناس در ادامه تحلیل خود به پدیدههای نوظهور در بازارهای مالی اشاره کرد و گفت: اخیرا در برخی موارد شاهد حرکت سرمایهها به سمت ارزهای دیجیتال نیز هستیم، اما باید توجه داشت که این بازار به دلیل نوسانات شدید ناشی از مسائل مختلف، همچنان به عنوان یک بازار کاملا امن به نظر نمیرسد.
انصاری در خصوص وضعیت فعلی خروج سرمایه از بازارهای پرریسک تصریح کرد: با توجه به اینکه زمان زیادی از آغاز جنگ و درگیریها سپری نشده است، خروج سرمایه از بازارها هنوز قطعی به نظر نمیرسد.
وی خاطرنشان کرد: با گذشت زمان و در صورت اعمال محدودیتهای احتمالی در عرضه منابع انرژی، وقوع خروج گسترده سرمایه و حرکت به سمت داراییهای امن، امری دور از ذهن نخواهد بود و بازارها با واقعیتهای جدیدی روبرو خواهند شد.
محسن انصاری با اشاره به روی کار آمدن دولت ترامپ با شعار رشد داخلی و بهبود وضعیت معیشتی، تصریح کرد: دولت ترامپ با وعدههای اقتصادی روی کار آمده، اما هزینههای سنگین جنگ که در صورت تداوم روز به روز بیشتر خواهد شد، در کنار عواملی نظیر افزایش قیمت سوخت، فشار اقتصادی مضاعفی را بر جامعه عمومی ایالات متحده تحمیل خواهد کرد.
این کارشناس انرژی در ادامه به بررسی واکنش افکار عمومی آمریکا پرداخت و خاطرنشان کرد: طبیعتا وقتی مردم احساس کنند تورم و گرانی ناشی از جنگی غیرضروری و غیرمنطقی است و این درگیری خطر رکود اقتصادی را در پی دارد، بروز نارضایتی بین آنها امری کاملاً طبیعی است که مستقیماً به دولت منتقل خواهد شد.
انصاری معتقد است که فشار افکار عمومی در کنار ناکامیهای نظامی و فشارهای بینالمللی، میتواند محرک اصلی ایالات متحده برای بازنگری در سیاستهای جنگطلبانه باشد.
وی در این باره افزود: ترکیب فاکتورهای مختلف اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، دولت آمریکا را وادار میکند تا برای حفظ ثبات داخلی و جلوگیری از تبعات بلندمدت، به سمت راهکارهای دیپلماتیک حرکت کند.
وی تاکید کرد که این تغییر رویکرد تنها راهی است که دولت آمریکا میتواند از طریق آن، هم ثبات داخلی خود را حفظ کرده و هم از پیامدهای ویرانگر اقتصادی و سیاسی طولانیمدت برای این کشور جلوگیری نماید.
محسن انصاری با اشاره به وضعیت فعلی متجاوزان در منطقه تصریح کرد: فشارهای داخلی و بینالمللی بر دولت ترامپ تنها ناشی از ناکامی اعلامی متجاوزان نیست، بلکه ترکیبی از عوامل گوناگون است. وی افزود که خوشبختانه ناکامی در دستیابی به اهداف نظامی و سیاسی، منجر به کاهش مشروعیت دولت در بین حامیانش خواهد شد.
این کارشناس انرژی در ادامه مولفههای اقتصادی را محرکی جدی دانست و خاطرنشان کرد: علاوه بر ابعاد سیاسی، فشار اقتصادی داخلی نظیر افزایش قیمت سوخت و سایر محصولات و مشتقات نفتی، نقش بسیار مهمی در تشدید نارضایتیها ایفا میکند.
انصاری همچنین به ابعاد جهانی این بحران اشاره کرد و گفت: در سطح بینالمللی نیز نگرانیهای گستردهای درباره ثبات اقتصادی، امنیت انرژی و امنیت جهانی وجود دارد. این مسائل در کنار انتقادها از عملکرد نظامی، باعث شده است که فشارها بر دولت آمریکا به شکلی چندجانبه و از جهات مختلف اعمال شود.
وی تاکید کرد که مجموع این فاکتورها نشان میدهد فشار بر دولت ایالات متحده صرفا ریشه در عوامل نظامی ندارد و ترکیبی از بحرانهای اقتصادی و دیپلماتیک، واشینگتن را محاصره کرده است.
محسن انصاری با اشاره به وضعیت متزلزل دولت جدید آمریکا تصریح کرد: هزینههای سیاسی ادامه جنگ برای ترامپ در داخل آمریکا هر روز رو به افزایش است. افکار عمومی در ایالات متحده و سراسر دنیا نسبت به اثرات اقتصادی جنگ بسیار حساس هستند و به همین دلیل، هر روز بر حجم انتقادات رسانهای و سیاسی از ادامه این روند افزوده میشود.
ناکامی اهداف نظامی آمریکا در برابر قدرت دفاعی ایران

این کارشناس انرژی در ادامه به تبیین نقش اقتدار نظامی کشورمان در بنبست فعلی آمریکا پرداخت و خاطرنشان کرد: اهداف نظامی آمریکا با توجه به عملکرد مطلوب و شجاعانه نظامی کشورمان تاکنون محقق نشده است، لذا دستاوردهای محدود نظامی به هیچ عنوان نمیتواند فشار سنگین سیاسی و اقتصادی داخلی را برای دولت ترامپ جبران کند.
انصاری معتقد است تداوم این مسیر برای کاخ سفید با ریسکهای بزرگی همراه خواهد بود. وی در این باره افزود: ادامه جنگ با وجود چنین هزینههایی، ریسکهای سیاسی را برای ترامپ بسیار بالا میبرد. این موضوع میتواند یکی از محرکهای اصلی برای تعدیل مواضع طلبکارانه و در نهایت، عقبنشینی از اهداف جنگطلبانه آمریکا باشد.
وی در پایان تاکید کرد که فشار همهجانبه از سوی افکار عمومی و ناکامی در جبهههای نظامی، واشینگتن را به سمتی سوق میدهد که دیگر توان پرداخت هزینههای گزاف این درگیری را نخواهد داشت.
نظر شما