یادداشت اختصاصی از جواد نبوتی
خون رهبر شهید انقلاب، خورشید خواهد شد
امروز ایران اسلامی عزادار است؛ اما این عزا، عزای انفعال نیست. این ماتم، ماتم عاشورایی است؛ سوگی است که از آن قیام میجوشد و عهدی تازه برای استمرار راه حق بسته میشود.
غمِ شهادت رهبر انقلاب، غمِ از دست دادن یک ستون استوار است، رهبری مقتدر که سالها با بصیرت، هدایت و شجاعت، کشتی انقلاب را در مسیر درست هدایت کرد، امروز این فقدان مثل از دست دادنِ یک پدرِ مهربان و دلسوز برای هر ایرانی است.
این غم نه فقط در ایران، بلکه در دلِ تمامِ آزادیخواهان و مستضعفان جهان احساس میشود، رهبر معظم انقلاب نماد مقاومت در برابر ظلم و ستم بودند و با سخنانشان، امید را در دلِ مردم زنده نگه میداشتند.
باید به یاد داشته باشیم که رهنمودهای رهبری همچنان در جان و دل ما باقی و بر ما واجب است راه فرمانده مقتدر را تا پیروزی نهایی ادامه دهیم و آرمانهایش را زنده نگه داریم.
صلابت و امید در بیانات رهبری موج میزد
مردم همیشه در صحنه و ولایتمدار پس از شنیدن خبر شهادت رهبر معظم انقلاب اگرچه داغدار بودند، اما یکصدا به میدان آمدند و همچون تاکیدات همیشه رهبر شهید انقلاب، راست قامتی، اقتدار و صلابت خود را به دشمنان نشان دادند، شکوه اقتداری که همواره در بیانات رهبری موج میزد و نور امید را در دل مردم ایران زنده میکرد.
رهبر شجاع ما با ایمانش، اقتدار و عزتش، راهی را روشن کرد که نسلهای بعد از ما هم از آن عبور خواهند کرد و شهادتش نشانه از خودگذشتگی و عشقش به وطن است که پا نیز باید سرمشق خود قرار دهیم.
اقتدار و عزتِ رهبری، مثل کوهی است که هرگز تکان نمیخورد و اگرچه در بین ما نیستند، اما دلهای ما به هم متصل و امیدها زنده است.
عزت ایشان از آن نوع نیست که فقط در کلمات باشد؛ بلکه در عمل و تصمیمهایشان میدرخشید و با هر قدمی که برمیداشتند، مسیر را برای دیگران هموار میکردند.
به یاد داریم که چگونه ایشان با اقتدار و عزت، در برابر چالشها ایستادگی میکردند و این ویژگیهایشان، الهامبخش بسیاری از مردم چه در داخل ایران و چه در خارج از ایران بوده است.
جمعیت مشکیپوش در سراسر مسیر تجمع موج میزند، چگونه به نبود رهبری آگاه، مقتدر و پرصلابت عادت کنند، آنها نیک میدانند که صداقت، عدالت، فداکاری و عشق به مردم ویژگیهایی است که از رهبر شهید انقلاب برایشان به یادگار گذاشته شده است و مسیر را تا پیروزی نهایی روشن نگه داشته است.
همیشه حقیقت را بگوییم، حتی اگر ناخوشایند باشد
این داغ چنان سنگین بود که نفس کشیدن را برایم سخت کرده است، و باز هم اشک امانش نمیدهد.
باید سعی کنیم بهترین ویژگیهای رهبری را در خودمان پرورش دهیم و با توجه به شرایط خودمان، آنها را به کار ببریم.
ایشان همیشه تأکید داشتند که برای رسیدن به اهداف بزرگ، از خودمان بگذریم و همواره به فکر رفاه و آسایش مردم باشیم.
جنگ ۱۲ روزه یکی از سختترین و غمانگیزترین دورانهای تاریخ ما بود و در این جنگ، فرماندهان و رزمندگان زیادی با فداکاری و از خودگذشتگی از خاک و ناموس کشور دفاع کردند، این همان صلابت و اقتداری بود که رهبری به ما آموخت.
رهبر شهید فرزانه انقلاب همچون جد شهید خویش، امیرالمؤمنین علی(ع) در محراب انجام تکلیف و در میانه میدان مسوولیت، خون خویش را تقدیم حق کرد، رهبر فرزانهمان نه در پناهگاههای امن دنیایی، نه در حصارهای آهنین و نه در سایهسار تدابیر ظاهری، بلکه در محل کار در سنگر خدمت، در میان مردم و در پناه خداوند متعال ایستاده بود.
قامتش، قامت تکلیف بود و دلش سرشار از یقین، ایشان آموخته بود که پناه حقیقی تنها «هو الحی الذی لایموت» است و چنین نیز زیست و چنین نیز پر کشید.
گویی تاریخ بار دیگر تکرار شد؛ فرق عدالت شکافته شد، اما پرچم عدالت بر زمین نماند و دشمنان گمان بردند با ریختن خون رهبری فرزانه و باصلابت، چراغی را خاموش میکنند؛ غافل از آنکه این خون، خورشید خواهد شد.
اشک بریزید اما نه از سر ضعف، بلکه از روی اقتدار، باید به دشمن نشان دهیم که هر ایرانی یک آیتالله العظمی خامنهای است.
این شهادت درسی دوباره از شجاعت، توکل، حضور در میدان خطر و خدمت بیوقفه است، باید بدانیم که رهبری نشان دادند مردان خدا در سایه امن نمیمانند، بلکه در متن حادثه میایستند و جان خویش را برای ملت و ایران اسلامی فدا میکنند.


نظر شما