رهبری که مانع ورود ایران به دو جنگ شد، در نهایت خود قربانی جنگ شد و به شهادت رسید
رهبری آیتالله سیدعلی خامنهای که از مقطع حساس پس از جنگ تحمیلی آغاز شد، دربردارنده نقاط عطفی است که هر کدام حاصل تصمیماتی سرنوشتساز از سوی ایشان بود. رهبری که مانع ورود ایران به دو جنگ شد، در نهایت خود قربانی جنگ شد و به شهادت رسید.
آغاز رهبری آیتالله خامنهای همزمان بود با شروع تحولات اساسی در نظام بینالملل و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی که به دوران دوقطبی در جهان پایان داد و آغاز دورانی بود که تحلیلگران مسائل بینالملل از آن با عنوان سلسلهمراتبی غیردستوری یاد میکنند؛ سالیانی که در آن ایالات متحده آمریکا کوشید جایگاه خود را به عنوان هژمونی در سطح جهان تثبیت کنند.
نگاه آیتالله خامنهای به تحولات آن دوران را میتوان در یکی از سخنرانیهای ایشان دریافت: «اشکال کار آقای گورباچف این بود که عیوب و اشکالات را میدانست؛ اما تصویر روشنی از آنچه که باید انجام گیرد، نداشت؛ اگر هم داشت، مردمش آن تصویر را نمیدانستند. بنابراین اگر تعریف مشخصّی از اصلاحات نشود، الگوهای تحمیلی غلبه خواهد کرد؛ همان اتفاقی که در شوروی افتاد؛ چون نمیدانستند چهکار میخواهند بکنند؛ لذا به سراغ تقلید ناشیانه اصلاحات در الگوها و مدلهای غربی رفتند و به آنها پناه بردند. امام بزرگوار ما هوشمندانه این ضعف را در آنها تشخیص دادند؛ لذا در نامهای که ایشان به گورباچف نوشتند، این نکته را متذکّر شدند. ایشان نوشتند شما اگر بخواهید گرههای کور اقتصاد سوسیالیسم و کمونیسم را با پناه بردن به کانون سرمایهداری غرب حل کنید، نه تنها دردی از جامعه خود را دوا نخواهید کرد، بلکه دیگران باید بیایند و اشتباهات شما را جبران کنند.» (بیانات در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی ایران- ۱۹تیرماه۱۳۷۹)
به این ترتیب، افق نگاه رهبر جمهوری اسلامی به سمت مقابله با نظام سرمایهداری، به نوعی خط سیر سیاست خارجی ایران را مشخص کرد. ایشان در یکی از نخستین سخنرانیهای خود در جایگاه رهبری تصریح داشتند: «استکبار جهانی نسبت به اسلام و انقلاب، از اعماق وجود کینه دارد، و تا ملتی از اصول و دین خودش دست برندارد و تسلیم نشود، آنها راضی نخواهند شد.» (بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم-۱۵تیرماه۱۳۶۸)
با توجه به این افق نگاه، سیاست خارجی ایران ماهیتی ضدغربی خصوصا ضدآمریکایی یافت: «امروز نزاع استکبار امریکایی و دنبالههایش - در هر جای دنیا که هستند - با جمهوری اسلامی، بر سرِ حقوق بشر و تروریسم نیست. رنگ و لعابهای دروغینی که اینها به ادّعاهای خود میدهند، امروز در دنیا مفتضح و رسوا شده است. اختلاف آنها با جمهوری اسلامی بر سرِ این است که جمهوری اسلامی میخواهد ایران، عزیز و مستقل باشد؛ در ایران رأی مردم حاکم باشد نه رأی مستکبران جهانی و مراکز قدرت.» (بیانات در دیدار جمعی از جوانان اهواز- ۸ مرداد۱۳۸۲)
و اما در دوره حدود ۳۷ ساله رهبری آیتالله خامنهای، باید به نقاط عطفی اشاره کرد که نوع نگاه، مواضع و تصمیمات ایشان پیامدهایی سرنوشتساز داشت:
جنگ اول خلیج فارس و اولین موضع سرنوشتساز رهبری
در جریان جنگ اول خلیج فارس که واکنشی از سوی آمریکا و متحدانش به کشورگشایی رژیم «صدام حسین» در خاک همسایه جنوبی عراق یعنی کویت بود، برخی خواستار حمایت جمهوری اسلامی از این اقدام بودند و به این رویداد به چشم فرصتی برای ضربهزدن به آمریکا و اسرائیل مینگریستند.
با حمله امریکا به عراق و فضای پیش آمده ، رهبری فقید انقلاب با قاطعیت مقابل این گروه ایستادند و از جمله در دیدار با مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزه علمیهی قم در ۴ بهمن ۱۳۶۹ با اشاره به موضع بیطرفی ایران در این مساله بیان داشتند: «این موضعی که مسئولان جمهوری اسلامی اعلام کردهاند صددرصد اسلامی و انقلابی است. چون نفی تجاوزطلبی و تقبیح حوادثی است که علیه مردم به راه افتاده است. بعضی سعی میکنند بیطرفی را به معنای غلط معنا کنند. در جنگ بین شرق و غرب بیطرف نبودهایم. ما از اول انقلاب تا حالا علیه شرق و غرب جنگیدهایم. شعار ما نه شرق و نه غربی بود یعنی نفی هر دو و مخالفت با هر دو.» ایشان موضعگیری جمهوری اسلامی ایران در قبال این مسئله را باطل بودن این جنگ اعلام کردند و فرمودند: «دو اردوگاه و دو جناحاند (آمریکا و صدام) که به خاطر اهداف غلط و غیر الهی با هم میجنگند، جمهوری اسلامی هر دو جناح را رد میکند چون در هر دو طرف انگیزه مادی است و به همین دلیل هم با یکدیگر تعارض دارند. این طور نیست که یکی الهی و دیگری مادی باشد. جنگ کفر و اسلام نیست».
ممانعت از ورود ایران به جنگ با طالبان
در پی حملات یازده سپتامبر ۲۰۰۱، پروژه آمریکایی جنگ با تروریسم میتوانست دربردارنده تهدیداتی جدی برای جمهوری اسلامی ایران باشد و حمله طالبان به کنسولگری ایران در مزارشریف و به شهادت رساندن دیپلماتهای ایران، زمزمه جنگ با طالبان را مطرح ساخت، اما مواضع قاطع و عقلایی آیت الله خامنه ای در آن دوران باعث شد، جمهوری اسلامی از آن مقطع پرتهدید عبور کند.
محسن امینزاده، معاون وقت وزارت خارجه، چندی پیش از وجود طرحی برای حمله به هرات خبر داد که غیر از استقرار نیروی نظامی در مرز بود. به گفته او: « آنچه شدیدا موجب نگرانی و مخالفت دولت و وزارت امورخارجه بود و نهایتا با دخالت و مخالفت رهبری، کنار گذاشته شد، ارتباطی به استقرار نیروهای مسلح به صورت آفندی در مرزهای شرقی کشور نداشت. طرح حمله نظامی به داخل خاک افغانستان به منظور اشغال شهر هرات بود.این طرح برخلاف طرح استقرار نیروها، از سوی ستاد کل نیروهای مسلح با شورای عالی امنیت ملی پیشنهاد یا تصویب نشده بود، بلکه طرح فرماندهی وقت سپاه پاسداران برای حمله به غرب افغانستان و اشغال شهر هرات بود که نهایتا مخالفت صریح رهبری با ورود نیروهای مسلح ایران به داخل باتلاق افغانستان، تکلیف همه را روشن کرد و اجرای این طرح ناممکن شد و طبعا موجب خوشنودی شدید دولت و وزارت امورخارجه و دبیر شورای عالی امنیت ملی شد.»
سازشناپذیری با صهیونیسم
یکی از رئوس سیاستهای جمهوری اسلامی ایران ستیز و آشتیناپذیری با رژیم صهیونیستی بوده و این اصل بارها مورد تاکید رهبر فقید انقلاب قرار گرفته بود؛ از جمله «از آغاز پیدایش و پیروزی این انقلاب در ایران، مواضع انقلاب نسبت به مسائل منطقه، حرکتهای منطقه، قیامهای منطقه، روشن بوده است. هر جایی که حرکت بر ضد استکبار است، بر ضد صهیونیسم است، بر ضد دولت غاصب صهیونیستی در کشور عزیز فلسطین است، این حرکت، حرکت مقبول و مورد حمایت و تأیید ماست. هر جا حرکت علیه آمریکاست، علیه این دیکتاتوریِ بینالمللی است - که امروز آمریکا یک دیکتاتوری بینالمللی به وجود آورده است - هر جا حرکت علیه دیکتاتوریهای داخلی است، برای احقاق حق ملتهاست، ما با آنها موافقیم.» (بیانات در دیدار مسئولان نظام در روز عید مبعث-۹تیرماه۱۳۹۰)
این بخش از بیانات رهبر انقلاب در خطبههای نماز عید فطر ۳۰ سال پیش (اول اسفند۱۳۷۴) گویای دلایل سازشناپذیری جمهوری اسلامی با رژیم صهیونیستی است: «در رأس این دشمنان هم، اتّحاد شوم امریکا و صهیونیسم است. امریکا به عنوان رأس قدرت استکباری عالم و صهیونیسم به عنوان عامل فساد سیاسی و اخلال در روابط مسلمین با یکدیگر و اخلال در روند حرکت رشد ملتها و کشورهای اسلامی، عمل میکنند. این دو، با هم متّحدند. متأسّفانه وضعی که بسیاری از سران کشورهای منطقه عربی به خود گرفتهاند - و توقّع میرفت نسبت به غاصبان فلسطین و در مقابل این تجاوز فاضح و واضح و وقیحانه، موضع صحیحی اتّخاذ کنند - وضعی است که مسلمانان را روز به روز در مقابلِ آن اتّحاد شوم، ضعیفتر و خودِ آن دولتها را هم ضعیفتر و بیپشتوانهتر میکند. چه خوب بود رؤسای کشورهای اسلامی، قدر اسلام را که به آنها قدرت و شخصیت و استقلال و توانایی ایستادگی در مقابل زورگویان را میدهد، میشناختند و میدانستند. متأسّفانه، بسیاری از سران مسلمان، قدر این نعمت بزرگ را نمیدانند.»
حمایت از راه حل مسالمتآمیز برای مقابله با نقشه هستهای دشمنان
ابتدای دهه هشتاد خورشیدی همراه بود با شروع پروندهسازی هستهای علیه جمهوری اسلامی و تهدید کشورهای اروپایی و آمریکا به فرستادن پرونده ایران به شورای امنیت؛ روندی که با مذاکرات دیپلماتیک به بیانیه سعدآباد در مهرماه ۱۳۸۲ منتهی شد و ایران به صورت داوطلبانه تعلیق برخی فعالیتهای صلحآمیز هستهای را پذیرفت.
بیانات رهبر انقلاب در تاریخ یازدهم آبان ۱۳۸۲ در دیدار کارگزاران نظام درباره این روند قابل تامل است: «همه توجّه داشته باشند که خلاصه آنچه اتفاق افتاد این است که صهیونیستهای غاصبِ سرزمین فلسطین و هیأت حاکمه کنونی امریکا که کینه و حقدشان نسبت به جمهوری اسلامی نهایت ندارد و حاضرند از هر وسیله رذالتآمیزی برای رسیدن به هدف خود استفاده کنند، شعاری را در سطح دنیا درست کردند که: «ایران دنبال سلاح اتمی است»! برای این کار، افکار عمومی و خیلی از دولتها را حسّاس کردند و بعد از جنجال، هدفشان این بود که اجماع جهانی به اینجا برسد که تلاش علمی و فنآوری اتمی ایران، موجب بیم عمومی در دنیا شده است. اینجا چهکار باید کرد؟ باید اجازه داد که صهیونیستها و امریکاییها تبلیغات خود را تکرار کنند؛ یا نه، باید نشان داد و روشن کرد که نخیر، اینطور نیست؟ مسؤولان محترم نظام این درایت و تدبیر را انتخاب کردند که روشن کنند و بگویند نخیر، بیایید قضیه را ببینید. آنچه که تاکنون جمهوری اسلامی قبول کرده، این است که بیایند و عملیات غنیسازی را - که در نقطه مشخّصی است - ببینند؛ که آنها هم آمدند و دیدند که وجود دارد و اجازه هم داشتند که هرجای دیگری هم که خیال میکنند عملیات غنیسازی هست، بروند و ببینند، تا بدانند که تبلیغات صهیونیستها دروغ است. این یک راهِ مسالمتآمیز برای حفظ فناوری هستهای است. »
تاکید بر قدرتمندی ایران، احقاق حقوق هستهای و فتوای تاریخی
رفتار غربیها پس از توافق سعدآباد باعث شد در واپسین روزهای کار دولت اصلاحات، تعلیق فعالیتهای هستهای پایانیابد و این تاسیسات فک پلمپ شوند؛ روندی که منجر به تشدید تقابل ایران و غرب در موضوع هستهای شد.
در حالی که ایران متهم به تلاش برای ساخت سلاح هستهای شده بود، فتوای رهبر شهید انقلاب بزرگترین سند در مقابله با این اتهامزنیها بود.
متن کاملِ این فتوا که در تاریخ ۲۸ فروردین ۱۳۸۹ در «نخستین کنفرانس بینالمللی خلع سلاح هستهای و عدم اشاعه» ارائه شد، تصریح میدارد: «به اعتقاد ما افزون بر سلاح هستهای، دیگر انواع سلاحهای کشتار جمعی، نظیر سلاح شیمیایی و سلاح میکروبی نیز تهدیدی جدی علیه بشریت تلقی میشوند. ملت ایران که خود قربانی کاربرد سلاح شیمیایی است، بیش از دیگر ملتها خطر تولید و انباشت این گونه سلاحها را حس میکند و آماده است همهٔ امکانات خود را در مسیر مقابله با آن قرار دهد. ما کاربرد این سلاحها را حرام، و تلاش برای مصونیت بخشیدن ابناء بشر از این بلای بزرگ را وظیفهٔ همگان میدانیم.»
با این حال، شورای امنیت سازمان ملل تصمیم به صدور قطعنامههایی علیه جمهوری اسلامی گرفت که از دید رهبر انقلاب نتیجه ضعف غربیها در برابر ایران و سیر تحولات جهانی و منطقهای بود: «این ضعف طبعاً نتیجهاش همین است که بیایند سراغ این چیزها و قطعنامه صادر کنند. قطعنامه، یکی دو تا، پنج تا، ده تا. قطعنامهای که دل ملتها، حتّی دل دولتها هم با او همراه نیست. همین دولتهائی که بعضیها خودشان عضو شورای امنیتند و این قطعنامهها را امضا میکنند، ما اطلاع داریم که حتّی بعضی از خود این دولتها راضی به این تحریمها نیستند؛ برای آنها یک عمل قسری است و یک عمل جبری است؛ یک رودربایستی سیاسی است. وضع این است. بنابراین، حوادثی از قبیل آنچه در این مدت برای ما اتفاق افتاده است - چه قطعنامهی ۱۹۲۹، چه این مسئلهی اهانت به قرآن کریم، چه اظهارات صریحاً خصمانهای که علیه جمهوری اسلامی میکنند، چه آنچه که در سال ۸۸ گذشت، که این هم بلاشک و به طور واضح دست دشمنان مستکبر در این جریان عیان بود - اینها همهاش به خاطر این است که آن طرف احساس میکند که این طرف قوی شده است. این قدرت و قوّت و استحکامی که در این طرف به وجود آمده، آن طرف را میترساند. این در اظهارات خودشان هم هست و دارند میگویند: اگر این کار را نکنیم، ایران قدرت اول خاورمیانه میشود؛ اگر این کار را نکنیم، نفوذ ایران در خاورمیانه زیاد میشود؛ از این حرفها میزنند.» (بیانات در دیدار با نمایندگان مجلس خبرگان- ۲۵شهریورماه ۱۳۸۹)
حمایت از دیپلماسی و نرمش قهرمانانه و مذاکره با شیطان برای رفع شرّ
روند مذاکراتی که از اواخر دولت دهم برای گشایش گرههای تحریمها و رفع تهدیدات بینالمللی با میانجیگری عمان آغاز کرده بود، در دولت یازدهم شتاب بیشتری یافت.
دولت یازدهم با دریافت مجوز مذاکره، روندی دیپلماتیک را آغاز کرد که به توافق هستهای سال ۹۴ یعنی برجام منتهی شد: «مذاکره در موضوعات خاص اشکالی ندارد؛ منتها گفتم من اعتماد ندارم، خوشبین نیستم به مذاکره، لکن میخواهند مذاکره کنند، بکنند؛ ما هم باذنالله ضرری نمیکنیم. یک تجربهای در اختیار ملّت ایران است که...این تجربه ظرفیّت فکری ملّت ما را بالا خواهد برد. (بیانات در دیدار دانشآموزان و دانشجویان-۱۲آبان۱۳۹۲)
«میگویند ما تحریم کردیم، ایران مجبور شد بیاید پای میز مذاکره، نه، [اینطور نیست]. ما قبلاً هم اعلان کردیم، قبل از این حرفها هم ما گفتیم [که] نظام جمهوری اسلامی دربارهی موضوعات خاصّی که مصلحت بداند، با این شیطان برای رفع شرّ او و برای حلّ مشکل، مذاکره میکند؛ معنای این آن نیست که این ملّت مستأصل شده است، ابداً. »(بیانات در دیدار مردم قم-۱۹دی۱۳۹۲)
در این مقطع، مفهوم «نرمش قهرمانانه» از سوی رهبر انقلاب مطرح و تشریح شد: «نرمش و انعطاف و مانور هنرمندانه و قهرمانانه در همهی عرصههای سیاسی، یک کار مطلوب و مورد قبولی است، لکن این مانور هنرمندانه نبایستی به معنای عبور از خطوط قرمز، یا برگشتن از راهبردهای اساسی، یا عدم توجّه به آرمانها باشد؛ اینها را باید رعایت کرد.» (بیانات در دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان رهبری-۱۴شهریور۱۳۹۲)
رهبر انقلاب شروطی را برای تایید توافق هستهای مطرح ساختند: «بههیچوجه اجازه داده نشود که به بهانهی نظارت، اینها به حریم امنیّتی و دفاعی کشور نفوذ کنند؛ مطلقاً. مسئولین نظامی کشور بههیچوجه مأذون نیستند که به بهانهی نظارت و به بهانهی بازرسی و مانند این حرفها، بیگانگان را به حریم و حصار امنیّتی و دفاعی کشور راه بدهند، یا توسعهی دفاعی کشور را متوقّف کنند؛ توسعهی دفاعی کشور، توانایی دفاعی کشور، مشت محکم ملّت در عرصهی نظامی، این بایستی همچنان محکم بماند و محکمتر بشود؛ یا حمایت ما از برادران مقاوممان در نقاط مختلف؛ اینها مطلقاً نبایستی در مذاکرات مورد خدشه قرار بگیرد.
تذکّر بعدی این است که هیچ شیوهی نظارتی غیر متعارف که جمهوری اسلامی را به یک کشور اختصاصی از لحاظ نظارت تبدیل میکند، بههیچوجه مورد قبول نیست. همین نظارتهای متعارفی که در همهی دنیا معمول است، اینجا هم همان نظارتها [باشد]، و نه بیشتر.»( بیانات در دیدار مداحان اهلبیت علیهمالسلام- ۲۰ فروردین۹۴)
رهبر انقلاب در دوران تصدی دولتهای سیزدهم و چهاردهم نیز اجازه مذاکره تنها در حوزه هستهای را صادر کردند اما یکی از آخرین مواضع ایشان در این باره نشاندهنده رویکرد کلی ایشان در این خصوص بود. آیتالله خامنهای در سخنرانی تلویزیونی اول مهرماه امسال تأکید کردند: «مذاکره با آمریکا برای مسئله هستهای و شاید مسائل دیگر، بنبست محض است.»
مقابله با پیمانشکنان، تاکید بر مقاومت و پایداری جمهوری اسلامی
روی کار آمدن «دونالد ترامپ» در آمریکا رویدادی بود که باعث شد این کشور به صورت یکجانبه از توافقات هستهای خارج شود؛ رویدادی که نهایتا در اردیبهشت سال ۹۷ اتفاق افتاد.
بیانات رهبری دو سال پیش از این رخداد، واکنش جمهوری اسلامی را مشخص میساخت: «ما البتّه برجام را ابتدائاً نقض نخواهیم کرد؛ لکن اگر طرف مقابل نقض کند که حالا همینطور این کسانی که نامزد ریاست جمهوری آمریکایند، مدام دارند تهدید میکنند که ما میآییم پاره میکنیم، نقض میکنیم، اینها اگر پاره کردند، ما آتش میزنیم. اینکه حالا نقض نمیکنیم، متّکی است به دستور قرآن: اَوفوا بِالعَهد؛ آنکه اگر آنها نقض کردند، ما هم نقض خواهیم کرد، این هم متّکی است به آیهی قرآن: وَ اِمّا تَخافَنَّ مِن قَومٍ خِیانَةً فَانبِذ اِلَیهِم عَلی سَوآء؛ اگر آن طرف نقض کرد نقض کن. «فَانبِذ» یعنی پرتاب کن طرف خودش، رد کن. بنابراین ما تابع اصول قرآنی هستیم.» (دیدار ماه رمضان با مسئولان نظام-۲۵خرداد۹۵)
در یکی از نخستین واکنشها به این اقدام نیز رهبری با اشاره به حرفهای سخیف و سبک دیشب ترامپ گفتند: این شخص علاوه بر بیش از ۱۰ دروغ آشکار، ملت ایران و جمهوری اسلامی را هم تهدید کرد که بنده از طرف ملت ایران به او میگویم «شما غلط میکنید». (حضور و سخنرانی رهبر انقلاب در دانشگاه فرهنگیان-۱۹اردیبهشت۱۳۹۷)
رهبر انقلاب در برابر زیادهخواهیهای آمریکا در دوره اوج پیوستگی رهبران واشنگتن با سران رژیم صهیونیستی بارها بر امتداد مسیر مقاومت تاکید داشتند.
ایشان بارها دلایل و زمینههای دشمنی ایران و آمریکا را برشمرده و از آن سخن گفتند از جمله اینکه «با انقلاب اسلامی، آمریکا یک ثروت عظیم، یک امکان عظیم سیاسی و اقتصادی را از دست داده، بعد هم در این چهل و چند سال چقدر خرج کرده برای اینکه بتواند مجدّداً ایران را از چنگ انقلاب اسلامی بیرون بیاورد و در اختیار خودش قرار بگیرد و نتوانسته. کینهی او با جمهوری اسلامی با کینهی فلان کشور دیگر فرق دارد؛ خیلی فرق دارد. علّت اینکه ما بین آمریکا و دیگر کشورهای غربی تفاوت قائل میشویم، این است: آمریکا در ایران شکست خورده و درصدد است که این شکست را جبران کند، لذا هر جور بتواند دشمنی میکند.» (بیانات در دیدار با مردم قم - ۱۹دی۱۴۰۳)
رهبر انقلاب در یکی از آخرین سخنرانیهای خود در دیدار با مردم تبریز که ۲۸ بهمنماه ۱۴۰۴ در خصوص تهدیدات و مواضع دشمنان ایران و با اشاره به اعتراف رئیسجمهور آمریکا به ناتوانی در نابود کردن جمهوری اسلامی با وجود گذشت ۴۷ سال از انقلاب، تاکید کردند: «این اعتراف خوبی است. البته من میگویم تو هم نخواهی توانست این کار را بکنی چرا که جمهوری اسلامی، حکومتی جدا از مردم نیست بلکه متکی بر ملتی زنده، پا برجا و مستحکم است که برای پیشرفت خود در این ۴۷ سال کار و تلاش کرده و زحمت کشیده است.»
نظر شما