یادداشت اختصاصی از جواد نبوتی
بازار داغ «سولار» در سایه خاموشی؛ وزارت نیرو کجای ماجراست؟
همزمان با جدیتر شدن سناریوهای جنگ علیه ایران و افزایش نگرانیها درباره اختلال در زیرساختها، نشانههای احتیاط بهسرعت در رفتار بازارها نمایان شده است. یکی از تازهترین این نشانهها، داغ شدن بازار لامپها و پنلهای خورشیدی خانگی است؛ تجهیزاتی که حالا نه بهعنوان کالای لوکس یا دوستدار محیطزیست، بلکه بهعنوان «ابزار بقا» تبلیغ میشوند.
افزایش تقاضا برای پنلهای تاشو، چراغهای سولار و پاوربانکهای خورشیدی، بازتاب یک واقعیت تلخ است: بیاعتمادی فزاینده به پایداری شبکه برق در شرایط بحرانی. مردم پیشاپیش خود را برای سناریوی خاموشیهای گسترده آماده میکنند؛ سناریویی که اگرچه رسماً اعلام نشده، اما آنقدر محتمل به نظر میرسد که بازار را به تکاپو انداخته است.
تبلیغات پرزرقوبرق، واقعیت محدود
در فضای مجازی، فروشندگان از «نصب آسان»، «عدم نیاز به مجوز» و «خودکفایی کامل» سخن میگویند. اما واقعیت فنی چیز دیگری است. پنلهای کوچک و تاشو عمدتاً برای روشنایی محدود یا شارژ تلفن همراه مناسباند و نمیتوانند بار وسایل پرمصرف خانگی را تأمین کنند. استفاده شبانه نیز مستلزم باتری است؛ تجهیزی که هم هزینه را بالا میبرد و هم نیازمند نگهداری و دانش فنی است.
به بیان دیگر، آنچه این روزها فروخته میشود، بیشتر «حس امنیت» است تا «امنیت انرژی».
انرژی خورشیدی؛ فرصت مغفول سیاستگذاری
هیچ تردیدی در مزایای انرژی خورشیدی نیست. کشوری با میزان تابش بالا مانند ایران، میتواند از این منبع برای تنوعبخشی به سبد انرژی بهره ببرد. تجربه کشورهایی مانند آلمان و چین نشان میدهد که با سیاستگذاری هوشمند، حمایت هدفمند و ایجاد مشوقهای اقتصادی، انرژیهای تجدیدپذیر میتوانند سهم قابل توجهی در تأمین برق داشته باشند.
اما پرسش اساسی اینجاست: چرا در ایران، توسعه انرژی خورشیدی همچنان در حد شعار باقی مانده است؟
سالهاست کارشناسان از ضرورت کاهش وابستگی به شبکه متمرکز و حرکت به سمت تولید پراکنده سخن میگویند. با این حال، سیاستهای متناقض، بروکراسی پیچیده، تعرفههای نامشخص خرید تضمینی و نبود مشوقهای پایدار، عملاً سرمایهگذاران و حتی خانوارها را از ورود جدی به این حوزه منصرف کرده است.
بازار جای خالی سیاست را پر میکند
امروز که سایه بحران پررنگتر شده، بازار بهصورت خودجوش در حال پاسخ دادن به نگرانی مردم است. اما این پاسخ، گران، نابرابر و بعضاً غیرشفاف است. خانوارهایی که توان مالی بیشتری دارند، میتوانند بخشی از نیاز خود را با تجهیزات خورشیدی پوشش دهند؛ دیگران همچنان وابسته به شبکهای میمانند که آسیبپذیری آن محل بحث است.
این وضعیت، بیش از آنکه نشانه بلوغ بازار انرژی باشد، نشانه خلأ سیاستگذاری است. اگر وزارت نیرو طی سالهای گذشته بهجای تمرکز صرف بر مدیریت بحرانهای مقطعی خاموشی، برنامهای جدی برای توسعه تولید پراکنده، تسهیل نصب سامانههای کوچک خانگی و حمایت واقعی از انرژیهای تجدیدپذیر تدوین کرده بود، امروز بازار در فضای التهاب و نگرانی شکل نمیگرفت.
پدافند غیرعامل یا واکنش دیرهنگام؟
در ادبیات رسمی، «پدافند غیرعامل» یکی از ارکان تابآوری زیرساختی کشور است. تأمین برق در شرایط جنگی یا بحرانهای طبیعی، بخش مهمی از این مفهوم را تشکیل میدهد. اما آیا توسعه جدی انرژیهای تجدیدپذیر و سامانههای کوچک مقیاس، نباید سالها پیش بهعنوان اولویت راهبردی دنبال میشد؟
پنلهای خورشیدی خانگی میتوانند در بحرانها کمککننده باشند، اما جایگزین شبکه سراسری نیستند. مسئله اینجاست که شبکه سراسری نیز بدون تنوعبخشی به منابع و بدون کاهش تمرکز، در برابر شوکها آسیبپذیر میماند.
داغ شدن بازار سولار، بیش از آنکه نشانه یک تحول فناورانه باشد، آینهای از نگرانی عمومی است. مردم پیش از آنکه سیاستگذار به فکر بیفتد، به فکر تأمین حداقلهای خود افتادهاند.
اگر وزارت نیرو این موج را صرفاً یک هیجان مقطعی بداند، اشتباه خواهد کرد. این موج، پیام روشنی دارد: جامعه به تابآوری واقعی نیاز دارد، نه توصیه به صرفهجویی و وعدههای کوتاهمدت.
شاید وقت آن رسیده که انرژی خورشیدی از حاشیه بروشورها و نمایشگاهها خارج شود و به متن سیاست انرژی کشور بازگردد؛ نه بهعنوان کالایی اضطراری در سبد خانوار، بلکه بهعنوان ستون مکمل امنیت انرژی ملی.
نظر شما