یادداشت اختصاصی از سارا نعیمی
خروج پکن از بازار بدهی آمریکا
جهان در حال حرکت به سمت یک سیستم مالی چندقطبی است. دورانی که در آن دلار تنها لنگرگاه امنیت مالی بود، رو به پایان است و کشورها در حال ساختن قایقهای نجات خود برای طوفانهای ژئوپلیتیک آینده هستند. خروج چین از بازار اوراق آمریکا، تنها اولین موج از این تغییر بزرگ تاریخی است.
در هیاهوی اخبار جنگها و انتخابات، تغییری خاموش اما بنیادین در شریانهای مالی جهان در حال وقوع است. چین، به عنوان دومین اقتصاد بزرگ جهان و یکی از بزرگترین دارندگان بدهی آمریکا، در حال بازتعریف رابطه مالی خود با واشنگتن است. دادههای اخیر وزارت خزانهداری ایالات متحده نشان میدهد که پکن به کاهش مالکیت خود از اوراق خزانه آمریکا ادامه داده و این ذخایر به کمترین سطح خود در بیش از یک دهه و نیم اخیر رسیده است. اما این عقبنشینی، صرفاً یک تصمیم اقتصادی برای سودآوری بیشتر نیست؛ بلکه نشانهای از یک تغییر ژئوپلیتیک بزرگ است.
در سال ۲۰۱۳، چین با در اختیار داشتن حدود ۱.۳ تریلیون دلار از اوراق قرضه آمریکا، در اوج قدرت مالی خود قرار داشت. آن روزها، وابستگی متقابل اقتصادی به عنوان ضامنی برای صلح میان دو ابرقدرت تلقی میشد. اما امروز، این رقم به مرزهای پایینتر از ۸۰۰ میلیارد دلار نزدیک شده است. این کاهش حدوداً ۴۰ درصدی، تصادفی نیست. اگرچه نوسانات بازار و تغییرات نرخ ارز بخشی از این ماجراست، اما روند کلی نشاندهنده یک استراتژی عمدی و برنامهریزی شده برای کاهش وابستگی به داراییهای دلاری است.
سه عامل اصلی این تصمیم استراتژیک را هدایت میکنند:
۱. درسهای اوکراین و تحریمها: مسدود شدن ذخایر ارزی روسیه توسط غرب پس از آغاز جنگ اوکراین، زنگ خطری جدی برای پکن بود. چین دریافت که در شرایط تنش شدید ژئوپلیتیک، داراییهای نگهداری شده در سیستم مالی غرب میتواند به سرعت به اهرم فشار علیه خود تبدیل شود. بنابراین، کاهش داراییهای دلاری، نوعی «بیمه ملی» در برابر تحریمهای احتمالی آینده است.
۲. تنوعبخشی به سبد ذخایر: چین به شدت در حال افزایش ذخایر طلای خود است. خریدهای پیاپی بانک مرکزی چین نشان میدهد که پکن ترجیح میدهد ثروت ملی خود را در داراییهای فیزیکی و بدون ریسک طرف مقابل (مانند طلا) نگهداری کند تا اوراق قرضهای که ارزش آنها تحت تأثیر سیاستهای فدرال رزرو و تورم آمریکا قرار دارد.
۳. تغییرات داخلی و حمایت از یوان: با کند شدن رشد اقتصادی چین، پکن نیاز دارد تا منابع مالی را برای حمایت از بازارهای داخلی و پروژههای زیرساختی خود حفظ کند. همچنین، تلاش برای بینالمللی کردن یوان و تسویه تجارت با شرکای منطقهای به ارزهای ملی، نیاز به انباشت ذخایر عظیم دلاری را کاهش داده است.
خروج چین از بازار اوراق قرضه آمریکا، به معنای سقوط فوری دلار نیست. بازار بدهی آمریکا هنوز عمیقترین و نقدشوندهترین بازار جهان است و خریداران دیگری مانند ژاپن یا سرمایهگذاران خصوصی میتوانند خلأ ایجاد شده را پر کنند. با این حال، این روند یک پیام بلندمدت دارد: هژمونی بیچونوچرای دلار در حال ترک خوردن است.
اگر این روند با حرکت سایر اقتصادهای نوظهور (مانند اعضای بریکس) همراه شود، هزینه استقراض برای دولت آمریکا در بلندمدت افزایش خواهد یافت و واشنگتن را در مدیریت کسری بودجه خود با چالشهای جدیتری روبرو خواهد کرد.
جدایی نرم، نه برخورد سخت
آنچه امروز شاهد آن هستیم، یک «طلاق مالی ناگهانی» نیست، بلکه یک «جدایی تدریجی» است. چین میداند که فروش ناگهانی حجم عظیمی از اوراق قرضه، هم به بازارهای جهانی شوک وارد میکند و هم به ارزش ذخایر باقیمانده خود چین آسیب میزند. بنابراین، استراتژی پکن «خزشی» است؛ فروش آرام و خرید داراییهای جایگزین در پسپرده.
برای ناظران اقتصادی، این پیام واضح است: جهان در حال حرکت به سمت یک سیستم مالی چندقطبی است. دورانی که در آن دلار تنها لنگرگاه امنیت مالی بود، رو به پایان است و کشورها در حال ساختن قایقهای نجات خود برای طوفانهای ژئوپلیتیک آینده هستند. خروج چین از بازار اوراق آمریکا، تنها اولین موج از این تغییر بزرگ تاریخی است.
نظر شما