یادداشت اختصاصی از سارا نعیمی
چرا جهان هنوز به سمت فلز زرد میگردد؟
در دنیایی که نرخهای بهره نوسانی، تنشهای ژئوپلیتیک در حال شکلگیری مجدد و تورم همچنان سایه خود را بر اقتصاد جهانی میاندازد، طلای جهانی همچنان به عنوان "داروی آرامش مالی" جایگاه خود را حفظ کرده است.
با نرخ تورم های غیر منتظره، طلا بهعنوان یکی از معدود داراییهایی که نقدشوندگی نسبی و ثبات اسمی دارد و مرکز توجه سرمایهگذاران کوچک و بزرگ تبدیل شده است. طلا از یک کالای زینتی یا سرمایه گزاری متعارف،تبدیل به پناهگاه اجباری برای میلیون ها خانوار شده است.وقتی سود بانکی پس از تعدیل تورمی منفی می شود،مسکن نیز به دلیل حباب قیمتی و هزینه های جانبی ، برای بسیاری غیر قابل دسترسی و ارز نیز در فضایی از نوسان و عدم شفافیت حرکت می کند. طلا تنها گزینه نقد شوندگی نسبی برای مردم میشود.
اما این تقاضا، ریشه در منطق سرمایهگذاری بلندمدت ندارد. بخش عمدهای از خرید طلا در سال جاری، واکنشی دفاعی به نااطمینانیهای اقتصادی از جمله نوسانات احتمالی ارز، تردید درباره ثبات سیاستهای پولی و عدم شفافیت در بازارهای مالی است. این موضوع، بازار طلا را به فضایی غیرکارا تبدیل کرده که در آن، قیمتها بیش از آنکه تحت تأثیر عرضه و تقاضای واقعی باشند، تحت تأثیر اخبار رسانهای، حرکتهای دستهجمعی و رفتارهای هیجانی قرار میگیرند.
بهبیان دیگر، طلای ایران دیگر فقط فلز زرد جهانی نیست؛ بلکه شاخصی از فشارهای تورمی و ضعف سیاستهای پولی مالی داخلی محسوب میشود.
در ایران، سرمایهگذاری در طلا باید با آگاهی از ریسکهای نقدینگی، نوسانات کوتاهمدت و عدم همسویی کامل با بازار جهانی همراه باشد. در شرایط فعلی، طلا بیشتر از یک ابزار سرمایهگذاری، ابزاری برای حفظ ارزش است ، نه لزوماً افزایش سریع ثروت.
در ماههای اخیر، بازار طلا در ایران شاهد نوساناتی تند و صعودی بوده است که فراتر از مرزهای یک روند عادی بازاری عمل کرده و به یکی از دغدغههای اصلی خانوارها و سیاستگذاران تبدیل شده است. قیمت هر گرم طلای ۱۸ عیار در بازار آزاد، پس از عبور از سدهای روانی ۱۶، ۱۷ و ۱۸ میلیون تومان، اکنون در آستانه رسیدن به ۲۰ میلیون تومان قرار دارد. این افزایش، نه تنها خریداران خرد را تحت تأثیر قرار داده، بلکه ساختار ذخیرهسازی ثروت در جامعه را نیز دگرگون کرده است. اما پرسش اساسی اینجاست: آیا این روند صعودی، حاصل نوسانات موقتی است یا نشانهای از بحرانهای عمیقتر اقتصادی در سطح کلان کشور؟
طلای ایران؛ بین بازار جهانی و تورم داخلی
اولین نکتهای که در تحلیل قیمت طلا در ایران باید مورد توجه قرار گیرد، انفصال نسبی قیمت طلای داخلی از بازار جهانی است. قیمت طلا در ایران بهصورت یکسویه و بدون توقف در حال افزایش است. این پدیده، نشاندهنده تأثیرپذیری بیشتر قیمت طلا در ایران از عوامل داخلی نظیر تورم، نرخ ارز، و عدم اطمینان اقتصادی است تا متغیرهای جهانی.
با تورمی که در سال ۱۴۰۴ به رقم رسمی ۳۵ تا ۴۰ درصد و در برآوردهای غیررسمی به بالای ۵۰ درصد میرسد، طلا بهعنوان یکی از معدود داراییهای «محافظ در برابر تورم»، جایگاه خود را در سبد سرمایهگذاری خانوارها تقویت کرده است. این در حالی است که بازارهای جایگزین از جمله بورس، مسکن و ارز همگی با چالشهای خاص خود روبهرو هستند: بورس با نقدشوندگی پایین و نوسانات شدید، مسکن با هزینههای بالای معامله و انتقال، و ارز با محدودیتهای قانونی و ریسک سیاستی.
تقاضای روانه و عرضه محدود: معادلهای نابرابر
در سوی دیگر، عرضه طلا در ایران با چالشهای ساختاری مواجه است. ایران بهدلیل تحریمهای بینالمللی، دسترسی محدودی به منابع خارجی طلا دارد و بخش عمدهای از تقاضای داخلی از طریق واردات غیررسمی یا ذخایر داخلی تأمین میشود. این وضعیت، زنجیره تأمین را آسیبپذیر کرده و هر اختلالی در شبکه واردات یا توزیع، بهسرعت به قیمت بازار منعکس میشود.
بسیاری از خانوارها، بهویژه در لایههای متوسط و پایین جامعه، طلا را بهعنوان «پسانداز هوشمندانه» در مقابل افت ارزش پول ملی انتخاب میکنند. این رفتار جمعی، تقاضا را بهصورت مصنوعی تشدید کرده و چرخه افزایش قیمت را خودتقویتکننده ساخته است.
نقش سیاستگذاری و نظارت دولتی
دولت جمهوری اسلامی ایران در سالهای اخیر تلاشهایی برای کنترل قیمت طلا از طریق ایجاد بازارهای رسمی، افزایش عرضه از سوی بانکها و معرفی محصولات طلای سکهای انجام داده است. با این حال، این اقدامات تاکنون نتوانستهاند چرخه افزایش قیمت را متوقف یا حتی تعدیل کنند. دلیل این شکست، نبود یک رویکرد جامع و هماهنگ در سیاستگذاری پولی مالی است. بدون کنترل تورم، ثبات نرخ ارز و ایجاد اعتماد عمومی، هرگونه مداخله در بازار طلا تنها اثری کوتاهمدت و موضعی خواهد داشت.
علاوه بر این، عدم شفافیت در آمار تولید، واردات و مصرف طلا در کشور، تصمیمگیریهای دقیق را دشوار کرده است. اطلاعرسانی ضعیف و گاه متناقض مقامات، فضای انتظارات را بیش از پیش داغ کرده و رفتارهای حدسی و سوداگری را در بازار تقویت میکند.
طلای ایران: آیندهای مهآلود
در صورت ادامه روند فعلی یعنی تورم بالا، ناپایداری نرخ ارز و ضعف اعتماد عمومی احتمالاً شاهد افزایش بیشتر قیمت طلا خواهیم بود. این افزایش نه تنها خرید قطعات طلا را برای عده بیشتری از مردم غیرممکن میکند، بلکه میتواند بهعنوان یکی از محرکهای تورمی ثانویه، فشار بیشتری بر اقتصاد وارد کند. بهعنوان مثال، افزایش قیمت طلا بهطور مستقیم بر هزینههای عروسی، مراسم و حتی صنعت جواهرسازی تأثیر میگذارد.
راهحل پیشروی سیاستگذاران، تنها در مداخله مستقیم در بازار طلا نیست، بلکه در اصلاح بنیانهای اقتصادی کلان است. ثبات پولی، کنترل تورم، ایجاد جایگزینهای امن برای پسانداز (مانند اوراق با درآمد واقعی)، و افزایش شفافیت در بازارهای مالی، تنها راههای مؤثر برای کاهش وابستگی جامعه به طلا بهعنوان سپر اقتصادی است.
جمعبندی
طلای ایران دیگر فقط یک فلز گرانبها یا یک جواهر نیست؛ بلکه آینهای است که بحرانهای اقتصادی کشور را منعکس میکند. قیمت رو به رشد آن، نه یک پدیده بازاری ساده، بلکه نشانهای از ضعف ساختاری در نظام پولی مالی، ناکارآمدی در مدیریت انتظارات و بیاعتمادی عمیق مردم به آینده اقتصادی است. تا زمانی که این ریشهها درمان نشوند، هر گرم طلا که در بازار عرضه میشود، نه ثروتی را ذخیره میکند، بلکه بحرانی را نگه میدارد.
نظر شما