سند راهبرد دفاع ملی آمریکا ۲۰۲۶ را بررسی می شود؛

پنتاگون پرده را کنار زد؛ قدرت قبل از قانون

سند راهبرد دفاع ملی آمریکا ۲۰۲۶ با تمرکز بی‌سابقه بر نیم‌کره غربی، گرینلند و کانال پاناما، تصویری صریح از بازتولید منطق قدرت‌محور واشنگتن ارائه می‌دهد؛ منطقی که کنترل ژئوپلیتیکی را جایگزین قواعد پذیرفته‌شده بین‌المللی می‌کند.

پنتاگون پرده را کنار زد؛ قدرت قبل از قانون
صفحه اقتصاد -

سخه منتشرشده از سند راهبرد دفاع ملی آمریکا ۲۰۲۶، نشان می دهد که این سند یک بار دیگر الگوی آشنای سیاست قدرت‌محور واشنگتن با صراحتی کم‌سابقه بازتولید شده است؛ الگویی که در آن «حفاظت از منافع ایالات متحده» نه در چارچوب قواعد پذیرفته‌شده بین‌المللی، بلکه ذیل منطق دسترسی، کنترل و اعمال قدرت نظامی تعریف می‌شود. تمرکز ویژه این سند بر نیم‌کره غربی، در کنار اشاره مستقیم به گرینلند و کانال پاناما، نشانه‌ای روشن از بازگشت ذهنیت توسعه‌طلبانه‌ای است که تلاش می‌کند ژئوپلیتیک قرن بیست‌ویکم را با منطق قرن نوزدهم مدیریت کند.  
در این سند، نیم‌کره غربی به‌عنوان «اولویت اصلی» امنیت ملی آمریکا معرفی شده است؛ مفهومی که ریشه در دکترین مونرو دارد و همواره به‌مثابه مجوزی غیررسمی برای مداخله، فشار و مهار سایر بازیگران تلقی شده است. آنچه این‌بار تفاوت ایجاد می‌کند، عبور آشکار از ادبیات محافظه‌کارانه و ورود مستقیم به زبان «گزینه‌های معتبر» برای تضمین دسترسی نظامی و تجاری است؛ زبانی که در ادبیات راهبردی آمریکا معمولاً به معنای در نظر گرفتن طیفی از سناریوهای فشار، تهدید و حتی اقدام سخت تلقی می‌شود.

گرینلند؛ دارایی راهبردی یا قلمرو مستقل

اشاره مستقیم به گرینلند در این سند، فراتر از یک دغدغه امنیتی صرف است. گرینلند به‌عنوان گره‌ای ژئوپلیتیکی در اتصال اقیانوس اطلس و قطب شمال، در سال‌های اخیر به یکی از نقاط تمرکز رقابت قدرت‌های بزرگ تبدیل شده است. تأکید پنتاگون بر ارائه گزینه‌های معتبر برای دسترسی نظامی به این منطقه، در امتداد همان رویکردی قرار می‌گیرد که پیش‌تر در قالب پیشنهاد خرید گرینلند از سوی واشنگتن مطرح شده بود؛ پیشنهادی که اگرچه در سطح دیپلماتیک رد شد، اما نشان داد نگاه آمریکا به این سرزمین، نه به‌عنوان بخشی از حاکمیت دانمارک، بلکه به‌مثابه یک دارایی راهبردی قابل تملک یا کنترل است.

کانال پاناما؛ از مسیر آزاد تا نقطه کنترل

در کنار گرینلند، کانال پاناما نیز جایگاهی محوری در این سند دارد. کانالی که بر اساس حقوق بین‌الملل، باید مسیر آزاد تجارت جهانی باشد، در نگاه جدید واشنگتن به یک نقطه آسیب‌پذیر امنیتی تبدیل شده که باید تحت «دسترسی تضمین‌شده» آمریکا باقی بماند. این ادبیات، به‌طور ضمنی حاکی از آن است که هرگونه تغییر در موازنه نفوذ در پاناما ــ به‌ویژه با حضور فزاینده چین ــ می‌تواند از منظر آمریکا تهدید تلقی شده و مستوجب واکنش باشد. بدین ترتیب، مفهوم دسترسی آزاد، جای خود را به منطق کنترل می‌دهد.  
ذکر «خلیج آمریکا» در کنار گرینلند و کانال پاناما نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است؛ تلاشی برای بازتعریف حوزه نفوذ انحصاری واشنگتن در پیرامون جغرافیای خود و ارسال این پیام که ایالات متحده همچنان خود را بازیگر مسلط در این فضا می‌داند. این رویکرد، بیش از آنکه تدافعی باشد، ماهیتی پیش‌دستانه و توسعه‌طلبانه دارد؛ چراکه تهدید اصلی نه یک حمله نظامی قریب‌الوقوع، بلکه کاهش انحصار ژئوپلیتیکی آمریکاست.

سپر دفاعی برای جاه‌طلبی ژئوپلیتیکی

در سطح نظامی، تمرکز سند بر استقرار سامانه گنبد طلایی نیز مکمل همین نگاه است. این سامانه، صرفاً یک پروژه دفاع موشکی نیست، بلکه بخشی از تلاش آمریکا برای ایجاد سپر امنیتی در برابر پیامدهای سیاست‌های تهاجمی خود است؛ سپری که امکان پیشبرد راهبرد فشار و مداخله را با هزینه کمتر فراهم می‌کند. هم‌زمان، کاهش کمک به متحدان، نشان‌دهنده گذار از الگوی «ائتلاف‌سازی پرهزینه» به سمت تمرکز بر منافع مستقیم و اولویت‌های داخلی‌تر است.  
در همین چارچوب، تأکید بر اینکه جنگ اوکراین باید پایان یابد، نه از سر دغدغه انسانی یا ثبات بین‌المللی، بلکه در راستای آزادسازی ظرفیت‌های نظامی و مالی آمریکا برای تمرکز بر رقابت‌های مهم‌تر، به‌ویژه در نیم‌کره غربی و مناطق راهبردی همچون قطب شمال قابل فهم است. پایان جنگ، به‌معنای بستن یک پرونده فرسایشی و بازتوزیع منابع به سمت اهداف اولویت‌دار تلقی می‌شود.  
در مجموع، سند راهبرد دفاع ملی آمریکا ۲۰۲۶ تصویری روشن از تداوم و تشدید رویکرد توسعه‌طلبانه واشنگتن ارائه می‌دهد؛ رویکردی که با استفاده از ادبیات امنیتی، تلاش می‌کند کنترل مسیرهای حیاتی، مناطق حساس و گلوگاه‌های ژئوپلیتیکی را توجیه کند.
نام بردن صریح از «گزینه‌های معتبر» برای دسترسی نظامی به گرینلند و کانال پاناما، نه یک جزئیات فنی، بلکه یک پیام سیاسی-راهبردی است: آمریکا آماده است برای حفظ برتری و نفوذ خود، از ابزارهای سخت نیز چشم‌پوشی نکند. این سند، بیش از آنکه نقشه راه دفاعی باشد، بیانیه‌ای درباره مرزهای جدید جاه‌طلبی قدرت در نظام بین‌الملل است.

پیشنهاد سردبیر

آیا این خبر مفید بود؟

نتیجه بر اساس رای موافق و رای مخالف

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :

نظر شما

اخبار ویژه